به مناسبت روز تربیتبدنی و ورزش
دوستداشتنی اما کم رونق
ساعت24- روزی که سپری شد (دوشنبه 26 مهر) روز ورزش و تربیتبدنی در سطح کشور بود.
سازمان تربیتبدنی سابق که شش سالی است به وزارت ورزش تغییر نام داده 25 سال پیش این ایام را با نیت خیر و نگاهی مثبت و با تلاشی عظیم و با نام هفته ورزش و تربیتبدنی به راه انداخت و مناسبت و هدف از آن به یاد آوردن اهمیت سترگ ورزش به آحاد جامعه کشورمان و تاکید بر لزوم پرداختن هر چه وسیعتر به این فرآیند سلامتساز بود.
در این ارتباط برای هر یک از روزهای این هفته یک نام خاص در نظر گرفته و اجتماعاتی بر پا شد و مقامهای ورزش کوشیدند با حضور در نقاط و محلهای مهم و مختلف در نظر گرفته شده و انجام سخنرانیها توجه یک جامعه به شدت درگیر با امور روزمره را به سوی یکی از زیباترین پدیدههای جهانی ببرند و آن پدیده چیزی نبود و نیست جز ورزش.
پس از یک ربع قرن
یک ربع قرن پس از شروع و شدت گرفتن آن مناسبت و نامگذاری ویژه، هفته تربیتبدنی و ورزش قدری جمع و جور شدهتر نشان می دهد و به رغم تلاش فراوان صورت گرفته برای بسط هر چه فزونتر ورزش همگانی به نظر میرسد که ورزش هنوز به یک عادت و اصل الزامی در زندگی مردم تبدیل نشده است. در هفته تربیتبدنی تلاش میشد به مردم تفهیم شود که راهپیماییهای روزانه یا حداقل هفتگی راهی برای جبران رکودهای همیشگی و پشت میز نشینیهای کسالتبار و عدم تحرکهای بیمارکننده است و حتی با رفتن به پارکها و دویدن در مسیر کوچههای امن و دور از ترافیک میتوان ریهها را سرشار از اکسیژن تازه البته در روزهای کمشمار سلامت هوای تهران و شهرستانها کرد.
از 70 به 80
سالها سپری شدند و جمعیت آن هنگام 70 میلیون نفری ایران اینک به 80 میلیون رسیده و بر اساس آنچه دیروز دیدیم و حس کردیم، تفاوتی عظیم در نگرش مردم نسبت به پدیده انسانساز ورزش پدید نیامده است.
مردم آن را همچنان دوست میدارند و از عرصههای رقابتی آن لذت میبرند و برای دیدن بازیهای تیمهای ملی فوتبال و والیبال سر و دست میشکنند اما خودشان کمتر ورزش میکنند و فقدان تناسب اندام که نتیجه ورزش نکردن است به راحتی با یک تردد ساده در سطح خیابانها هم مشخص میشود. مردم از ورزش تعریف و تمجید میکنند و با قهرمانیهای آن شاد میشوند اما خودشان بسیار کم به ورزش میپردازند و در سبد روزانه آنها هر چیزی هست جز ورزش.
این یعنی اهداف هفته تربیتبدنی یا روز ورزش در حد کفایت برآورده نشده و با اینکه تبلیغات بیتاثیر نبوده و مسوولان ورزش بسیار کوشیدهاند اما یک قیام وسیع و رویکرد عظیم به ورزش را موجب نشده است و آحاد جامعه ما هنوز بیشتر دوست دارند پیروزیهای ستارگان ورزش را هر شب پای تلویزیون ببینند تا اینکه خود وزنهای در دست گیرند و کفش دو و میدانی به پا کنند و تن به آب بسپرند و پرشهای ژیمناستها را تمرین کنند و سوار دوچرخه شوند و فنون رزمی
را بیازمایند.
در زنجیره حرکت شهری
آنها ظاهرا حق دارند چون گرفتاریهای روزمره فرصت نمیدهد و جور کردن رزق و روزی مستلزم تلاشی پایانناپذیر است. بچهها و نوجوانان تا زمانی که سنشان اجازه میدهد و مدرسهرو هستند در پارکها و حیاط مدارس ورزش میکنند اما به محض ورود به بازار کار و زندگی مثل پدران خود راکد میشوند و شکم میآورند و ورزش برایشان تماشای بازی چهارشنبه شب تیمهای فوتبال بارسلونا و منچسترسیتی در لیگ قهرمانان اروپا میشود و نه زدن هالترهای ولو سبک و هزار متر دویدن و 5 دقیقه شنا یا حتی حرکات گروهی ساده کششی در ساعات صبحگاهی در پارکها. اکثر آنها ورزش را فقط میبینند اما به معنای واقعی و جدی به آن نمیپردازند و رونقی عمومی و فراگیر به آن نمیبخشند.
«روز ورزش» شاید همان دیروز پایان یافته باشد و هفته تربیتبدنی هم در سالهای رعایت و اجرا شدن برنامههای مختلف مناسبتی آن به محض تمام شدن از یادها میرفت.
در زنجیره حرکت بیآرتیها و متروها در سطح شهر و در چرخه یک زندگی اقتصادی دشوار کمتر میتوان به یک ورزشکار ولو درجه دهم تبدیل شد و این همه میراث و یادگارهای روز ورزش و هفته تربیتبدنی برای ما در شرایط و زمانهای است که هنوز حتی زنگ ورزش هم در مدارس به رغم تمامی تلاشها و حسن نیتها و ممارستهای مسوولان امر، اجباری و به یک پروژه خللناپذیر به معنای کامل کلمه تبدیل نشده است.
در این ارتباط برای هر یک از روزهای این هفته یک نام خاص در نظر گرفته و اجتماعاتی بر پا شد و مقامهای ورزش کوشیدند با حضور در نقاط و محلهای مهم و مختلف در نظر گرفته شده و انجام سخنرانیها توجه یک جامعه به شدت درگیر با امور روزمره را به سوی یکی از زیباترین پدیدههای جهانی ببرند و آن پدیده چیزی نبود و نیست جز ورزش.
پس از یک ربع قرن
یک ربع قرن پس از شروع و شدت گرفتن آن مناسبت و نامگذاری ویژه، هفته تربیتبدنی و ورزش قدری جمع و جور شدهتر نشان می دهد و به رغم تلاش فراوان صورت گرفته برای بسط هر چه فزونتر ورزش همگانی به نظر میرسد که ورزش هنوز به یک عادت و اصل الزامی در زندگی مردم تبدیل نشده است. در هفته تربیتبدنی تلاش میشد به مردم تفهیم شود که راهپیماییهای روزانه یا حداقل هفتگی راهی برای جبران رکودهای همیشگی و پشت میز نشینیهای کسالتبار و عدم تحرکهای بیمارکننده است و حتی با رفتن به پارکها و دویدن در مسیر کوچههای امن و دور از ترافیک میتوان ریهها را سرشار از اکسیژن تازه البته در روزهای کمشمار سلامت هوای تهران و شهرستانها کرد.
از 70 به 80
سالها سپری شدند و جمعیت آن هنگام 70 میلیون نفری ایران اینک به 80 میلیون رسیده و بر اساس آنچه دیروز دیدیم و حس کردیم، تفاوتی عظیم در نگرش مردم نسبت به پدیده انسانساز ورزش پدید نیامده است.
مردم آن را همچنان دوست میدارند و از عرصههای رقابتی آن لذت میبرند و برای دیدن بازیهای تیمهای ملی فوتبال و والیبال سر و دست میشکنند اما خودشان کمتر ورزش میکنند و فقدان تناسب اندام که نتیجه ورزش نکردن است به راحتی با یک تردد ساده در سطح خیابانها هم مشخص میشود. مردم از ورزش تعریف و تمجید میکنند و با قهرمانیهای آن شاد میشوند اما خودشان بسیار کم به ورزش میپردازند و در سبد روزانه آنها هر چیزی هست جز ورزش.
این یعنی اهداف هفته تربیتبدنی یا روز ورزش در حد کفایت برآورده نشده و با اینکه تبلیغات بیتاثیر نبوده و مسوولان ورزش بسیار کوشیدهاند اما یک قیام وسیع و رویکرد عظیم به ورزش را موجب نشده است و آحاد جامعه ما هنوز بیشتر دوست دارند پیروزیهای ستارگان ورزش را هر شب پای تلویزیون ببینند تا اینکه خود وزنهای در دست گیرند و کفش دو و میدانی به پا کنند و تن به آب بسپرند و پرشهای ژیمناستها را تمرین کنند و سوار دوچرخه شوند و فنون رزمی
را بیازمایند.
در زنجیره حرکت شهری
آنها ظاهرا حق دارند چون گرفتاریهای روزمره فرصت نمیدهد و جور کردن رزق و روزی مستلزم تلاشی پایانناپذیر است. بچهها و نوجوانان تا زمانی که سنشان اجازه میدهد و مدرسهرو هستند در پارکها و حیاط مدارس ورزش میکنند اما به محض ورود به بازار کار و زندگی مثل پدران خود راکد میشوند و شکم میآورند و ورزش برایشان تماشای بازی چهارشنبه شب تیمهای فوتبال بارسلونا و منچسترسیتی در لیگ قهرمانان اروپا میشود و نه زدن هالترهای ولو سبک و هزار متر دویدن و 5 دقیقه شنا یا حتی حرکات گروهی ساده کششی در ساعات صبحگاهی در پارکها. اکثر آنها ورزش را فقط میبینند اما به معنای واقعی و جدی به آن نمیپردازند و رونقی عمومی و فراگیر به آن نمیبخشند.
«روز ورزش» شاید همان دیروز پایان یافته باشد و هفته تربیتبدنی هم در سالهای رعایت و اجرا شدن برنامههای مختلف مناسبتی آن به محض تمام شدن از یادها میرفت.
در زنجیره حرکت بیآرتیها و متروها در سطح شهر و در چرخه یک زندگی اقتصادی دشوار کمتر میتوان به یک ورزشکار ولو درجه دهم تبدیل شد و این همه میراث و یادگارهای روز ورزش و هفته تربیتبدنی برای ما در شرایط و زمانهای است که هنوز حتی زنگ ورزش هم در مدارس به رغم تمامی تلاشها و حسن نیتها و ممارستهای مسوولان امر، اجباری و به یک پروژه خللناپذیر به معنای کامل کلمه تبدیل نشده است.
ایران ورزشی