از عزم جزم جلیلی تا شرط قالیباف
به نوشته این سایت خبری جلیلی به اطرافیانش گفته است اکنون دیگر همه متوجه شدهاند که برجام شکست خورده و نظرات ما درباره برجام به اثبات رسیده است. چنان که سایت پایش آنلاین نقل کرده با شکست برجام و اثبات درستی مواضع او در دوران مذاکرات هستهای، مردم در این دوره به او رأی خواهند داد. در ادامه این خبر تأکید شده که تصمیم جلیلی برای نامزدی در انتخابات ارتباطی با پیروزی دونالد ترامپ در انتخابات ریاستجمهوری آمریکا ندارد و او دو هفته پیش اطرافیانش را از این تصمیم با خبر کرده است.
پایش آنلاین همچنین از قول یکی از افراد نزدیک به محمود احمدینژاد نقل کرده است که او نه تنها از سعید جلیلی حمایت نخواهد کرد بلکه به نامزدهایی که یک یا چند بار در انتخابات شرکت کرده و رأی نیاوردهاند، توصیه میکند: «به مصلحت خودشان نیست در انتخابات شرکت کنند.»
سعید جلیلی در انتخابات سال ٩٢ پس از محمدباقر قالیباف با کسب بیش از ٤میلیون رأی نفر سوم شد. در آن انتخابات اصولگرایان با سه نامزد قالیباف، ولایتی و جلیلی شرکت کرده بودند. اشتباهی که این بار تلاش میکنند از تکرار آن بپرهیزند. محمدرضا باهنر، رئیس جبهه پیروان خط امام و رهبری روز گذشته با اشاره به همین موضوع در نشستی خبری گفته است: «اصولگرایان افراد مختلف را بررسی میکنند که هم کارآمد و هم رأیآور باشند و طبیعی است که این نامزدها با آقای روحانی مقایسه میشوند و کسی را معرفی میکنیم که کارآمدی و رأی ایشان بهتر از روحانی باشد.»
باهنر همچنین با بیان این که لاریجانی قصد نامزدی ندارد اما احتمالا از نامزد مورد اجماع اصولگرایان حمایت میکند، ابراز امیدواری کرده است: « تکلیف سازمان رأی اصولگرایان تا آخر ماه صفر روشن شود.»
او گفته است: «اما نامزد نهایی ما به این زودی معرفی نمیشود و یکی، دو ماه آخر برای انتخابات ریاستجمهوری قابل توجه است.»
به گفته باهنر، اصولگرایان باید تلاش کنند به این شرط وارد انتخابات شوند که نامزد اجماعی داشته باشند. نکتهای که چند روز پیش حداد عادل نیز بر آن تأکید کرده و دلیل شکست اصولگرایان در انتخابات ریاستجمهوری سال ٩٢ را تعدد کاندیداها عنوان کرد. حالا محمدرضا باهنر نیز میگوید که آنها که در کنار زمین مشغول گرم کردن خود هستند، از ورود به زمین منصرف شوند؛ چرا که از همین حالا نگرانیهایی در خصوص این که اصولگرایان بیکاندیدا شوند، وجود دارد. اما به هر حال تا بدین جای کار حداقل ٥ اسم از اردوگاه اصولگرایان به گوش میرسد. روز گذشته یکی از این پنج اسم، غیر از سعید جلیلی، پیغام داد که آماده حضور در انتخابات است.
حسین سبحانینیا، نماینده پیشین مجلس از قول محمدباقر قالیباف، نامزد عمده اصولگرایان در انتخابات سال ٩٢ گفته است: «من شنیدهام که آقای قالیباف مطرح کردند در صورتی وارد عرصه میشوم که مجموعه اصولگرایان برای کاندیداتوریام اتفاق نظر داشته باشند و ایشان میخواهند وفاق جمعی برای کاندیداتوریاش وجود داشته باشد که البته منطقی هم همین است.»
این نماینده پیشین اصولگرای مجلس همچنین گفته است: «اصولگرایان هنوز بر سر مصادیق به توافق نرسیدهاند، چون افراد مختلفی مطرح هستند که باید مورد بررسی قرار گیرند و نهایتا بتوان به اجماعی رسید.»
سبحانینیا در ادامه گفته است: «در حال حاضر جریانهای اصولگرایی مانند حزب موتلفه، ایثارگران و رهپویان که افراد شاخصی دارند، گزینههای خود را مطرح میکنند. اما هنوز همه کنار هم ننشستهاند تا برای کاندیدایی واحد به جمعبندی برسند اما تلاش این است که برای این دوره انتخابات کاندیدایی واحد از سوی اصولگرایان معرفی شود؛ چرا که در انتخابات ٩٢ آنها از این که نهایتا چند نفر اصولگرا در رقابت باقی ماندند، ضربه خوردند و خاطره خوشی از این موضوع ندارند.»
اظهار نظر سبحانینیا از سوی باهنر نیز مورد تأیید قرار گرفته است. باهنر نقل قول سبحانینیا از قالیباف را رد نکرده و گفته است: «آقای قالیباف با بقیه کاندیداها متفاوت است؛ چرا که همیشه رأی دوم را آورده و قاعدتا میتواند برای ما قابل بررسی باشد. ایشان در جرگه بقیه کاندیداهایی که بیش از چهار یا هفت درصد رأی آوردهاند، قرار نمیگیرد و من نمیگویم قطعا نمیتواند در انتخابات حضور داشته باشد. البته شرط آقای قالیباف عاقلانه و مدبرانه است. این بار هر کسی که قصد کاندیداتوری دارد باید این شرط را اعلام کند که اجماع اصولگرایان صورت بگیرد، چون کاندیداها هر چقدر هم قدرتمند باشند، اگر چند نفر باشند آرای هم را میتراشند.»
یک نیمه سال مانده به انتخابات ریاستجمهوری تکلیف دو نامزد اصولگرا تا کنون مشخص شده است. یکی احتمالا با توجه به سابقهاش در مذاکرات هستهای و با احتساب این نکته که برجام قطعا شکست خواهد خورد، اسبش را برای انتخابات زین کرده و دیگری ورودش را منوط به اجماع اصولگرایان کرده است؛ اجماعی که هر چند از نبودش آسیبهای فراوان دیدند اما به نظر میرسد اختلافات هنوز آن قدر زیاد هست که امید چندانی به اجماع در انتخابات آتی هم نباشد.»