وقتی «گورخوابی» را سیاسی هم میکنند
حسن روحانی که خود با ابراز شرمساری از وجود چنین پدیدهای، پیشنهاد به حل اختلاف بین دو جریان سیاسی میکند تا در نتیجه آن، حل معضلات اجتماعی حاصل شود، خیلی زود به یکی از متهمان پدیده «گورخوابی» تبدیل میشود.
شهردار تهران گزارش دیروز درباره بیخانمانهایی که در گورستان اطراف شهریار میخوابند را آنقدر تلخ و گزنده میداند که فکر و ذهن هر هموطنی را به خودش مشغول میکند. قالیباف که بر خود او نیز کم انتقاد از ناتوانی حل مشکلات پایتخت وارد نیست، حق مردم میداند که مسئولان را بازخواست کنند و مسئولان نیز شرمگین از وجود چنین وقایعی باشند.
او با انتقاد از اینکه روحانی با نامه یکی از هنرمندان متوجه وجود چنین پدیدهای شده است، دلیل جالبی را برای آن برمیشمرد. او گورخوابی را محصول نوع نگاه سرمایهداری و اشرافی در اداره کشور و جامعه دانسته. او البته در پایان نامه خود از تلاشی میگوید که برای جایگزینی مردمداری با سرمایهداری دارد. شاید منظور او اعلام آمادگی برای ورود به عرصه انتخابات کشور باشد.
برخی رسانههای منتقد دولت در گزارشی با موضوع گورخوابی، چرخهای توسعه را عامل اصلی له شدن بیخانمانها و گورخواب شدن آنها میدانند و به جای بازگشت به دولت گذشته به دولت هاشمی رفسنجانی بازمیگردند تا مثل همیشه عامل اصلی همه مشکلات را به آن مربوط کنند. در گزارش این رسانهها به سخنان چند وقت پیش معاون امور زنان ریاستجمهوری که اعلام کرد باید زنان کارتنخواب «عقیم» شوند تا از میزان هزینهها و خطرات آنها کاسته شود، اشاره میکند و این را سیاستی میداند که بیشتر به له شدن فقرا کمک کرده است.
این خبرگزاری البته به دنبال مصاحبههایی هم از برخی چهرههای سیاسی رفت و در گفتوگو با سروری وعده ١٠٠ روزه حسن روحانی را یادآوری کرد. وعدهای که هنوز روحانی نمیدانست چه کشوری را تحویل گرفته است، انتظارات را برای اصولگرایان تا آنجا بالا برد که در طول تنها ١٠٠ روز دولت باید میتوانست ویرانههای هشتساله را جمع کند. دو تن از نمایندگان اصولگرای مجلس نیز با انتقاد از رویکرد روحانی این اقدام دولت را فرار به جلو میدانند و معتقدند که بیتوجهی به معضلات اجتماعی کار را به اینجا کشانده است.
اما صفحات توئیتر هم جای خوبی برای بیان مخالفتها میشود. علیرضا زاکانی گریزی به صحبتهای گذشته مولاوردی زده و با هشتگ حل مسأله گورخوابی با عقیمسازی، حقوقهای نجومی، مدیران اشرافی و دلالان نورچشمی را آغاز پدیده گورخوابی میداند. محسن رضایی هم در حساب توئیتر خود با گوشزد کردن چهارمین سال دولت روحانی خطاب به او میگوید: پاسخگو باشید.
در تمامی این واکنشها تنها چیزی که مشخص نیست، ارائه راهحل برای چنین معضلی است. اگر قلب این چهرهها با دیدن عکسهایی از گورستان شهریار به درد آمده، چرا آن را دستمایهای برای زدن دولت کردهاند؟ چرا هیچ راهکار و پیشنهادی برای حل چنین معضلی در نظام اسلامی ارائه نمیکنند تا کمک حالی برای دولتمردان باشند؟ آیا از معضلی چنین اجتماعی هم باید بهره سیاسی برد؟ سؤال اصلی این است که چرا یک آسیب اجتماعی تکاندهنده هدف موضعگیریهای جناحی و سیاسی مسئولان قرار گرفته است؟ واقعا چرا؟ آیا بهتر نیست که دولت، شهرداری، مجلس و سایر دستگاههای مسئول به جای سیاسی کردن یک موضوع اجتماعی راهحل ارائه دهند و دست به عمل بزنند؟ آیا کسی پاسخ این پرسشها را میدهد؟