کد خبر 248064
۱۳۹۵/۱۲/۲۴ ۰۹:۲۸
در میزگرد کارشناسی با مدیران صنعت مطرح شد:

چشم‌انداز ۱۳۹۶ و نگاهی به تحولات سال ۹۵

ساعت ۲۴- انجمن مدیران صنایع محل جمع شدن گروهی از صنعتگران نامدار ایرانی است و صدها سال تجربه فعالیت صنعتی نزد مدیران آن وجود دارد. این میزان تجربه، تخصص و فعالیت گروهی از ورزیده‌ترین مدیران صنعتی یک نعمت بزرگ است که باید قدردان آن بود.
چشم‌انداز ۱۳۹۶ و نگاهی به تحولات سال ۹۵
dir="RTL" style="text-align:justify">مزیت جمع شدن این شمار قابل اعتنا از مدیران صنعتی در این نهاد یکی هم این است که میتوان از آنها سخنان کارآمد درباره اقتصاد و صنعت شنید. در یک روز زمستانی مهندس سید حسین سلیمی و مهندس رضا حمیدی دو عضو هیات مدیره انجمن مدیران صنایع برای بحث درباره روزگار صنعت ایران در سال ۱۳۹۵ و چشمانداز آن در سال ۱۳۹۶ دور هم جمع شدند تا مشاهدات و تجربه خود را با کارآفرین در میان بگذارند.

از مهندس سلیمی که علاوه بر عضویت در هیات مدیره انجمن مدیران صنایع رییس انجمن سرمایهگذاری خارجی ایران نیز هست و مشارکت فعال در اتاق تهران دارد خواستیم که شروعکننده بحث باشد.

باتوجه به اینکه جنابعالی یکی از مدیران ارشد صنعت ایران و در اتاق بازرگانی ایران و تهران نیز جزو معتمدین بخش صنعت به حساب میآیید و نمایندگی بخش خصوصی در بازار سرمایه نیز بر عهده شماست، میتوان انتظار داشت که بتوانید تفسیری از آنچه در سال ۱۳۹۵ بر صنعت و اقتصاد ایران گذشت را برای خوانندگان ارجمند کارآفرین تبیین کنید.

سلیمی: بدون تردید و پیش از اینکه شرایط سال ۱۳۹۵ را یادآور شوم باید کمی به عقبتر برگردیم و پیوستگی رویدادها را در کانون توجه قرار دهیم. اقتصاد ایران از شروع دهه ۱۳۹۰ در شرایط دشوار قرار گرفت و تشدید تحریمهای همهجانبه بر ابعاد و پیچیدگی داستان اقتصاد ایران افزود. اگر مذاکرات هستهای که از سال ۱۳۹۲ شروع و در زمستان ۱۳۹۴ به نتیجه رسید که نام آن «برجام» است رخ نمیداد مطمئن باشید کسب و کار ایرانیان در شرایط فروپاشی قرار میگرفت. تشدید تحریمها گونهای بود که همه راههای کسب و کار ایرانیان که سوی آن به خارج بود مسدود میشد. ایران در تولید و صادرات نفت در بدترین وضعیت بود، ایران نمیتوانست درآمد ارزی خود را به داخل کشور بیاورد، شرکتهای بزرگ حمل و نقل با ایران همکاری نمیکردند، سرمایهگذاری خارجی از ایران رفته بودند و... برجام که امضا شد نوعی امیدواری در ذهن و دل فعالان اقتصادی پدیدار شد. برجام یک نقطه عطف بود که نوک پیکان تحریم را برگرداند و کار به لحاظ ذهنی و اجرایی آسانتر شد.

جناب سلیمی، به نظر میرسد که فعالان اقتصادی ایران که حالا شاید تحت تاثیر تبلیغات دولت نیز قرار داشتند یا خودشان با خارجیها صحبت میکردند، تصورشان از اینکه پس از برجام همه چیز درست میشود کمی با واقعیتها ناسازگار بود. شما چنین استباطی دارید؟

سلیمی: واقعیت همین است که شما میگویید. برجام یک نقطه عطف بود که موجب شد اقتصاد ایران تحت فشارهای فزاینده رو به رشد قرار نگیرد و کمی از اجبارها دور شود، اما به دلایل گوناگون بخش ایجابی پس از برجام چندان امیدوارکننده نبود. فعالان اقتصادی ایران تشنه کار و فعالیت و سرمایهگذاری بودند و در زمستان ۱۳۹۴ موجی از تحرک دیده میشد، اما این حالت روحی روانی خودش مایه دردسر شد. صنعتگران ایرانی تصورشان از برجام این بود که این رخداد همان عصای جادویی و معجزهگر است که حالا همه چیز را نوسازی میکند و از شرایط تاسفبار سپری شده قبل از برجام دور میشویم. آب به آسیاب ریخته شده بود و این آسیاب قرار بود نان بیشتر و سالمتر تحویل اقتصاد ایران دهد، اما عطش نان زیاد شرایط را سخت کرد و آنچه تصور میشد رخ نداد. راههای انتخاب شده پس از برجام بزرگراه نشدند و در جاهایی نیز به بیراهه کشیده شدیم.

این بیراههها که میگویید کدامند؟ میتوانید برخی راهحلهای غیربنیادین را توضیح دهید؟

سلیمی: وقتی برجام به مثابه نقطه عطف در آسمان اقتصاد ایران درخشید تصور میشد که دولت و مسوولان به سمت درمان دردهای اصلی اقتصاد حرکت کنند. به طور مثال باید راه ورود سرمایههای خارجی در بازترین حالت دیده میشد اما مدیران صنعت به دنبال این رفتند که بخشی از منابع بانکها را به بنگاههای دارای مشکل بدهند. اختصاص ۱۶ هزار میلیارد تومان به بنگاههای صنعتی دارای مشکل راهحل بنیادین و درمان بیماری اصلی نیست، بلکه یک حرکت کوچک است و فقط دردها را برای چند روز آرام میکند.

کدام کارهایی باید انجام میشد که نشد؟

سلیمی: به نظر من حرکت دولت در جهت مهار نرخ تورم و رساندن آن به زیر ۱۰ درصد یک کار بزرگ و تاریخی بود که رخ داد، اما در کنار این تحول بزرگ میشد و باید سیاستهای ضدرکودی نیز فراهم میشد. برخی سیاستهای ضدرکودی که برای تحریک تقاضا آماده شد در سال ۱۳۹۵ متاسفانه جواب نداد که نشاندهنده ناکارآمدی آنها بود.

جناب آقای حمیدی، حضرتعالی که یکی از صنعتگرانی هستید که در چند رشته صنعتی فعالیت دارید و به ویژه حضور شما در انجمن صنایع نساجی که یک صنعت قدیمی و دارای تگنا هست میتواند حضرتعالی را در کنار تحلیلگران قرار دهد که از نزدیک با مشکلات مواجه هستند. شما سخنان آقای سلیمی را شنیدید، میخواستیم درباره اینکه در سال ۱۳۹۵ چه گذشت باخوانندگان ارجمند کارآفرین صحبت کنید؟

حمیدی: برخی از کلانترین تصویرهایی که میتوان از اقتصاد ایران امروز به صورت عکس نشان داد را یادآور میشوم. نخستین تصویر تلخ این است که در سال ۱۳۹۵ در رشتههای گوناگون صنعت شماری از بنگاههای تولید را تعطیل کردند یا با حداقل ظرفیت اسمی فعالیت کردند و آمارهای ارایه شده از سوی بانک مرکزی هم نشان میدهد که وامهای دریافت شده به سوی ایجاد واحدهای تازه حرکت نکرده است و ۶۳ درصد از وامهای دریافتی برای کارهای روزمره بوده نه توسعه. یک تصویر نگرانکننده دیگر متوقف ماندن صدها طرح کوچک و بزرگ به ارزش هزاران میلیارد تومان است. برخی اعداد ارایه شده نشان میدهد ارزش طرحهای متوقف مانده حدود ۴۰۰ هزار میلیارد تومان است. ارزش خواب ۴۰۰ هزار میلیارد تومان سرمایهگذاری تاریخی سالهای اخیر یک وضع تاسفآوراست. تصویر دیگری که میتوان داد این است که بازار سرمایه ایران فاقد سرزندگی و شادابی است. بازار سرمایه از حرارت افتاده و سرد شده است و این بازار که آدرس اقتصاد هر جامعهای را به سوی رونق یا رکود نشان میدهد در ایران متاسفانه چیزی نشان نمیدهد. یک تصویر دیگر و متاسفانه تلخ این است که رکود شدید حاکم شده بر اقتصاد و صنعت نرخ بیکاری جوانان را افزایش داده است. نتیجه این شرایط و فقدان سرمایهگذاری کافی و رشد بیکاری این است که آسیبهای اجتماعی با شتاب در حال بزرگ و بزرگتر شدن است. آمارهای قابل توجهی از رشد اعتیاد جوانان، تنفروشی دختران با سن کم، فرار از خانه به گوش میرسد که نگرانکننده است. رشد آسیبهای اجتماعی که از شرایط نامساعد کسب و کار سرچشمه میگیرد کار را بسیار سخت کرده است و این تصویر سال ۱۳۹۵ را روشن نشان نمیهد.

چه شد که صنعت، بازرگانی، امور اجتماعی ایران به اینجا رسید که برخی تصویرهای نگرانکننده را شما به سرعت آدرس دادید؟

حمیدی: دلایل رسیدن به این نقطه نامطلوب در ایران پرشمارند و البته دستهبندی آنها به دلایل سیاسی، سیاست خارجی و اقتصادی میتواند یک رخداد خوب باشد که باید انجام شده و سهم هر کدام از عوامل مشخص شود. یکی از دلایل و همانطور که آقای سلیمی هم به آن اشاره کردند فقدان توانایی کشور در سیاستگذاری اقتصادی ضدرکودی در سال ۱۳۹۵ بود. برخی باورشان این است که نرخ تورم در سالهای ۱۳۹۱ و ۱۳۹۲ به اوج رسیده بود و خودش در حال پایین آمده بود. به هر حال تداوم رکود و رشدهای پایین در تولید ناخالص داخی از دلایل رسیدن اقتصاد ایران به شرایط دشوار است. یک دلیل دیگر به بخش پولی و بانکی برمیگردد. در سال ۱۳۹۵ تنگنای اعتباری وبازار ناشفاف پول وسرمایه کار را بر بخش واقعی اقتصاد سختتر کرد. شاید آمارهای بانک مرکزی حاکی از رشد تسهیلات باشد اما این رشد باز هم تقاضای موجود را جواب نداد. علاوه بر این اعتبارات وتسهیلات اعطا شده نیز با نرخهای بالا بوده است و قیمت تمام شده تولیدات صنعتی را افزایش داد. چرا نرخ بهره بانکی با وجود سقوط نرخ تورم به زیر ۱۰ درصد هنوز در پلهای ایستاده است که با نرخ تورم ۴۰ درصدی سازگار بود؟ منابع مالی از داخل تامین نشد و از خارج نیز با وجود آمد و رفت دهها هیات سرمایهگذاری خارجی اتفاقی نیفتاد. آیا با نرخ سود بانکی ۲۶ درصدی میتوان کاری کرد؟

سلیمی: به نظر میرسد که این عدد ۲۶ درصد را باید تعدیل کرد. نرخ سود بانکی حدود ۲۲ درصد است.

جناب حمیدی، چرا ایران نتوانست از مزیت پدیدار شده برجام برای جذب سرمایههای خارجی که یک نیاز غیرقابل انکار است استفاده کند. چرا در حالی که پیشبینی میشد در سال ۱۳۹۵ بتوانیم سرمایه خارجی مناسبی برای توسعه صنعت به دست آوریم این اتفاق نیفتاد؟

حمیدی: برای جذب سرمایه خارجی زنجیرهای از اقدامهایی لازم است. نوسازی قانون و مقررات و حذف مقررات دست و پاگیر یکی از حلقههای زنجیر به حساب میآید. در حالی که گمان میرفت در سال ۱۳۹۵ سرمایهگذاری خارجی دستکم به ۶ میلیارد دلار برسد اما این اتفاق نیفتاد، چون زنجیرهای از کارها باید انجام میشد که نشد. در شرایطی که هنوز حکومت بر اقتصاد ایران در دست نهادهای دولتی است نمیتوان انتظار داشت سرمایهگذاران خارجی به آسانی به ایران بیایند. در وضعی که بانکهای ایرانی هنوز به شبکه بینالمللی بانکداری جهان وصل نیستند چگونه انتظار داریم سرمایهگذاران خارجی به ایران بیایند. تعامل ما با دنیا هنوز حتی پس از برجام تعامل کاملی نیست و شماری از شرکتها از این وضع اطلاع دارند و نمیآیند.

آقای حمیدی شما درباره عوامل منجر به وضع فعلی انگار هنوز صحبت داشتید. اگر ممکن است ادامه دهید و تحلیل خودتان را از اینکه به اینجا رسیدیم بیان کنید؟

حمیدی: یک دلیل اصلی رسیدن اقتصاد ایران به روز ناخوش امروز ابعاد گسترده فساد اقتصادی است. این میزان فساد ویرانکننده آنقدر نیرومند است که اقتصاد کشور را به مرز فلجکننده برساند. الان این احساس وجود دارد که اگر فردی بخواهد کاری کند یا اینکه همین وضع فعلی را ادامه دهد باید حق و حساب داد. این داستان فساد را نباید دستکم گرفت. از دلایل دیگر توقف رشد در اقتصاد ایران در سال ۱۳۹۵ که تداوم سالهای قبل است عدم توجه کافی به مقوله بهرهوری است. از برنامه سوم تا حالا در برنامههای ۵ ساله محقق شدن بخشی از رشد به رشد بهرهوری وابسته شده است و چون این اتفاق نمیافتد کارها به روال نمیافتد و از برنامهها عقب میمانیم و این خودش دنیایی از مشکلات تازه پدیدار میکند.

بحث درباره اینکه چرا به این وضع رسیدیم و میتواند ادامه داشته باشد و خوب هم هست که ریشهیابی شود اما اکنون برای اینکه خوانندگان ارجمند کارآفرین تصویری از ۱۳۹۶ هم داشته باشند، از آقای سلیمی میخواهیم بگوید که اگر اختیارات کافی داشتید و میخواستید اقتصاد ایران را از شرایط دشوار امروز عبور دهید از کجا شروع میکردید؟

سلیمی: واقعیت این است که اقتصاد ایران در حال حاضر با چندین بیماری مهلک مواجه شده است و تشخیص اینکه کدام بیماری را باید نخست علاج کرد دشوار شده است و حتی اقتصاددانان ورزیده نیز نمیدانند چه تجویز میکنند. اما نباید اجازه داد این بیماری به مرگ برسد، پس باید از جایی شروع کرد. توصیه من این است که برای مداوای اقتصاد از تعامل با جهان شروع کنیم. تعامل با جهان از سوی کشورهای گوناگون با هدفهای مختلف حرف اول را در میان همه عوامل میزند. چون پیشفرض ما این است که باید رشد ۸ درصدی داشته باشیم و خوب میدانیم که منابع داخلی به اندازهای نیست که این رشد ۸ درصدی را به دست آوریم. کل درآمد نفت ایران نیز که با توجه به قیمت نفت در بازارهای جهانی حداکثر ۵۰ میلیارد دلار خواهد شد که چاه مصرف آن از قبل حفر شده است. ارزش صادرات غیر از نفت ایران از یک طرف چندان بالا نیست و از سوی دیگر ناپایدار است. پس باید از جایی منابع مالی مورد نیاز رشد را به دست آوریم. به نظر من و شمار قابل اعتنایی از فعالان اقتصادی و اقتصاددانان تعامل بینالمللی سازگار میتواند برای اقتصاد ایران اعتبار مالی و ارزی به همراه داشته باشد تا بتوانیم از بحران عبور کنیم.

واقعیت این است که سرعت رشد تولید ناخالص داخلی ایران در ۴ دهه گذشته به طور متوسط حدود ۵/۳ درصد گزارش شده است. آیا میتوان رشد ۸ درصد را محقق کرد؟

سلیمی: متاسفانه در ۴ دهه اخیر کشورهایی بودهاند که رشد پایدار، با ثبات و سریع را تجربه کرده و بازارهای جهانی در زمینه کالاهای صنعتی را دراختیار گرفتهاند. به طور مثال کشوری مثل کره جنوبی ۷۰۰ میلیارد دلار صادرات دارد یا همین کشور ترکیه در همسایگی ایران نزدیک به ۱۲۰ میلیارد دلار صادرات داشته است که احتمالا در سال ۲۰۱۷ به ۱۴۰ میلیارد دلار هم میرسد و کشوری مثل چین که بازارهای جهانی را به خود اختصاص داده و سرعت رشد بالایی داشته است. ایران اگر میخواهد به سطح توسعه این دسته از کشورها برسد باید با شتاب بیشتری حرکت کند. برای همین است که تاکید داریم وضع خوبی با دنیا باید داشته باشیم تا بتوانیم از مسیر جذب سرمایهگذاری مستقیم، فاینانس و یوزانس برای رشد ۸ درصدی قانونی شده منابع کافی به دست آوریم. الان اقتصاد ایران دچار کمخونی شده است و باید خون تازه به آن تزریق شود تا از بین نرود. این اتفاق در شرایطی رخ میدهد که با دنیا تعامل کنیم. وقتی قرار بر این باشد که سرمایه خارجی جذب کنیم، سرمایهگذاران نیاز به ثبات سیاسی و اقتصادی دارند و ما این موقعیت را در داخل فراهم میکنیم و به این ترتیب شرایط مساعد میشود. اگر جز این باشد کسی به ایران نمیآید و همانطور که ۲۰۰ هیات سرمایهگذاری به ایران آمدند و برانداز کردند و رفتند داستان ادامه پیدا میکند.

آقای حمیدی، جنابعالی پیشبینی از سال ۱۳۹۶ دارید. میتوان امیدوار بود که در سال آینده مشکلات کمتر شود؟

حمیدی: حرفهای آقای سلیمی را تایید میکنم. ایران برای عبور از وضع فعلی نیاز دارد که دستکم رشدی به اندازه رشد کشورهای مشابه داشته باشد. این کار به زبان آسان است اما در عمل کار دشواری است. دستیابی به رشد متوسط ۸ درصد که از شروع برنامه چهارم تاکنون آن را دنبال میکنیم و هرگز به آن نرسیدهایم منابع میخواهد، برنامهریزی میخواهد، فداکاری ملی میخواهد و همه عوامل باید دست به دست هم دهند تا به جایی برسیم. بدون عزم ملی در مسیر راه افتادن ممکن است کارها را بدتر از پیش کند.

به مساله فداکاری ملی اشاره کردید. در این باره میتوانید مثالی بزنید که برای خوانندگان ارجمند ملموس باشد؟

حمیدی: برای اینکه مصداق این حرفم را با یک مثال روشن کنم از کاری که قرار است انجام دهم شروع میکنم. شما میدانید که تبریز در تاریخ نساجی ایران به تولید حولههای باکیفیت مشهور بود. ما یادمان میآید که شهروندان ترکیه به تبریز میآمدند و حوله برق لامع را خریداری میکردند و از اینکه موفق شدهاند یک حوله ایرانی خریداری کنند خوشحال بودند. چند وقت پیش برای انجام کاری به تبریز رفته بودم و از مراکز فروش تولیدات نساجی دیدن میکردم که متوجه شدم اکثر فروشگاهها در تبریز حوله خارجی میفروشند و به خریداران میگویند حوله تولید ترکیه است تا آنها رضایت بدهند و خرید انجام دهند. من از این داستان شگفتزده و غمگین شدم. به مشهد برگشتم و سری به فروشگاههای مشهد زدم، بدبختانه متوجه شدم در مشهد نیز حوله ترکیهای میفروشند و من بیشتر غمگین شدم. همان روزها بود که تصمیم گرفتم حوله ترکیه را از بازار ایران بیرون کنم. برای این کار سراغ شهرکهای صنعتی رفتم و زمین مورد نیاز را خریداری کردم. دستگاهها و ماشینآلات را به یکی از معتبرترین سازندگان سفارش دادم و قرار شد که این کار دستکم تا آخر تابستان ۱۳۹۶ راه بیفتد. فداکاری ملی همین است هر فردی که دلش برای این مرز و بوم میتپد و آن را دوست دارد یک حس رقابت ایجاد کند و راه را برای پیشرفت باز کند. در شرایط فعلی که متاسفانه خدمات ارایه شده برای ساخت و احداث کارخانه یاد شده از طرف دستگاههای دولتی با سرعت اندک در جریان است، من قصد دارم به هر قیمتی که شده است این اتفاق بیفتد و حوله ایرانی را به شهروندان عرضه کنم. این اتفاق میتواند در پژوهشهای علمی بیفتد، میتواند در دانشگاهها رخ دهد و میتواند از سوی دستگاههای دولتی بیفتد و آنها به جای اینکه با استناد به قانونهای بازدارنده کار را متوقف کنند، به سرمایهگذاری امید و جرات بدهند تا کارها خوب پیش برود و توسعه صنعتی رخ دهد.

آقای حمیدی چه اقدامهایی باید در سطح ملی رخ دهد تا ایران از بنبست رشدهای پایین عبور کند؟

حمیدی: یکی از کارهایی که باید انجام دهد این است که ایرانیان به لحاظ ذهنی به این نتیجه برسند که باید کالای ایرانی خریداری کنند و این بسیار اهمیت دارد. قبول دارم که تولیدات صنعت ایران باید کیفیت بیشتری داشته باشد و علاوه بر این به لحاظ قیمت قابل رقابت باشد، اما شهروندان ایران نیز یادشان باشد که شاید فداکاری ملی این است که برای یک دورهای دست از چشم و همچشمی برای مصرف کالای خارجی برداریم و تولید داخلی را حمایت کنیم. تولیدکنندگان نیز باید به سمت این بروند که محصول خود را برند کرده و آنقدر آن را با کیفیت تولید کنند که کالای خارجی را دستکم در بازار داخلی شکست دهد. ما نباید با پول ایرانی برای کارگران کشورهای دیگر شغل ایجاد کنیم و هممیهنان خود را در بیکاری رها کنیم. مدیران دولتی و اقتصاددانان نیز باید فضای کسب و کار را به سمت بهبود پیش ببرند و کاری کنند که قیمت تمام شده تولید صنعتی کاهش یابد. کاهش فساد در سیستم اقتصادی نیز در سال ۱۳۹۶ باید در دستور کار باشد تا شرایط رقابتی ایران افزایش یابد.

اخبار مرتبط

نظرات کاربران

نظر شما

ساعت 24 از انتشار نظرات حاوی توهین و افترا و نوشته شده با حروف لاتین معذور است.

هنوز نظری برای این خبر تایید نشده است.

ویترین

سام
چینی زرین

ویژه
تریبون

تازه ترین اخبار
بیشتر

تبلیغات متنی

بانک