آیا دورتازه ای از تحریم ها در راه است تا استقلال طلبی ایران تضعیف شود؟
روحانی واقعیت ها را به مردم بگوید
ساعت 24-نظام جمهوری اسلامی ایران از روزهای نخست زاد و رشد خود تا امروز علیه نظام سیاسی مستقر برغرب به ویژه نظام سیاسی حاکم بر ایالات متحده بوده و هنوز این گونه است. امام خمینی ( ره) باورداشت مدارا با آمریکا به مثابه پرچمدار نظامهای سیاسی غربی راه رابرای دخالت این کشور در مسایل ایران هموارمی کند و باتوجه به شناختی که از نظام اندیشه ای آمریکا داشت این کشور را شیطان بزرگ لقب داد .
دربرابر این اندیشه و عمل نظام سیاسی ایران و شاید جلوتر از آن بود وهست که آمریکایی ها با نظام سیاسی ایران سازگار نشده و راه را برای آرامش در ایران ناهموارکرده و می کنند. رهبران آمریکا در دوحزب دموکرات و جمهوریخواه در 38 سال سپری شده جز چند عملیات نظامی محدود برای مهار ایران و ناتوان سازی نظام سیاسی ایران از ابزار و نیروی اقتصادی استفاده کرده و در یک فرایند طولانی راه پیشرفت کسب و کار ایرانی ها رادر سطوح ملی ، بنگاهی و خانوار سدکرده و با سنگ اندازی های پرشمار و گوناگون چشم انداز اقتصاد ایران را تیره وتار نشان داده و می دهند. رهبران ایالات متحد آمریکا برای کامیابی درخواسته های خود رهبران کشورهای دیگر به ویژه متحدان اروپایی خود را تهدید، تطمیع و تشویق کرده و می کنند که در دادو ستد تجاری و اقتصادی و تکنولوژی با ایران از آمریکا پیروی کنند و با این کشور همدست و همکار شوند. کشورهای اروپایی به ویژه غولهای اروپا شامل آلمان ، فرانسه ،انگلستان ، ایتالیا وهلند با اکراه یا به اجبار و کم وبیش از این خواسته آمریکا تبعیت کرده و می کنند. دردورانی شاهد همکاری در سطوح و درجه های بالای همکاری این غولها با آمریکا در مسیر تهدید و تحدید اقتصاد ایران بوده ایم. البته در همه این سالهای تحریم دیده ایم که رهبران اروپایی روزنه هایی برای دورزدن تحریم آمریکا را جستجو و پیگیری کرده و به نتیجه رسانده اند. با شروع دهه 1390 شمسی اما آمریکایی ها توانستند تحریم های چند جانبه ، گسترده و ژرف بر کسب و کار ایرانیان درسطح ملی را تدوین ، تصویب و با همکاری سازمان ملل متحد و همدست هایش در اروپا ،آسیا و کشورهای مهمی مثل استرالیا و کانادا را عملیاتی کنند. این تحریم های گسترده باشوربختی باید گفت پیامدهای ناشناس و پیچیده و چند سویه برکسب وکارمردم و حتی آب و نان و داروی ایرانیان داشت. ایران در این روزگار بود که به سوی یافتن راهی برای جلوگیری از گسترده ترشدن تحریم ها را در دستورکارقرار داد. برآیند این چاره جویی ملی وبرفراز جناح گرایی های درون سرزمینی این شد که دولت یازدهم با کشورهای 5+ 1 شامل آمریکا ،انگلستان، فرانسه ، چین ،روسیه و آلمان به گفت وگوی نشست. در روند و فرایند این گفت و گوها بود که برای نخستین بار مقامهای دیپلماتیک ایران و آمریکا برسریک میز که درکنارشان دیپلماتهای کشورهای یادشده نشسته بودند رودررو شده و گفتند و شنیدند. در این دوران بود که محمدجواد ظریف به نمایندگی از دولت و حکومت ایران و جان کری به عنوان نماینده وقت آمریکا چندین بار باهم سخن گفتند. برآیند گفت و گوها به برنامه جامع اقدام مشترک مشهور به برجام رسید . این برجام اما در میان جمهورخواهان آمریکایی به هردلیل پذیرفته نشد و در ایران نیز مخالفان دولت حسن روحانی آن را به لحاظ ذهنی نپذیرفتند و خواستار برگشت از آن بوده و هستند. در حالی که ایرانیان باورداشتند برجام همان عصای سحرآمیز است که دشمنی ها را به دوستی و سختی ها و بدبختی های اقتصادی را به آسانی و خوشبختی تبدیل می کند اما درعمل برجام به این جاده فایده رسانی نرسید . آنچه از برجام به اقتصاد و شهروندان ایران رسید بستن روزنه های و شکاف های دیگری بود که ادامه تحریم ها راممکن می کرد واقتصاد ایران را تاته دره مرگ می برد. در حالی که ایران با اروپا و کشورهای همدست آمریکا در آسیامثل کره جنوبی و ژاپن به راه سازگاری بیشتر می رفتند و نشانه آن نیز ورود 200 گروه بزرگ اقتصادی از جهان به ایران بود و قراردادهایی نیز در حمل ونقل هوایی، در اتومبیل سازی و در برخی فعالیت های دیگر بود اما دیواربلند و قطور بی اعتمادی میان آمریکا و ایران نه کوتاه شد و نه باریک و روزنه های بسیارریز در آن نیز چندان دیده نشد. حالا در آمریکا رییس جمهوری به نام دونالد ترامپ برکاخ سفید فرمانروایی می کند که دردوران مبارزات انتخاباتی با صراحت گفته بود برجام به شکل قراردادمنعقد شده را نمی پذیرد . این رییس جمهور در چند ماه سپری شده ضمن تحکیم پایه های قدرت در داخل نیم نگاهی نیز به ایران داشته است. ترامپ و همکارانش در دولت و دوستان و هوادارنش در کنگره و سنا به مرور به سوی سخت گیری سیاسی و اقتصادی بر ایران حرکت کرده اند.
اکنون دولت آمریکا که احتمال می دهد شاید در مبارزه تازه نتواند همه اروپا را در صف ضد ایران داشته باشد کارتازه ای را دردستورکار دارد و آن نزدیک کردن خط مقدم نبرد علیه اقتصاد ایران در کشورهای پیرامونی است. این گونه شده است که دور تازه ای از تنگناهای انتقال ارزی و همکاری های بانکی برای ایران درکشورهای طرف تجاری مثل چین و امارات آماده شده است و این احتمال هرروز بیشتر می شود که شکل تازه ای از تحریم و ایجاد محدودیت در دستور کار است. هدف تازه پدیدارکردن ناهمواری برای توسعه صادرات پتروشیمی ایران است که پس از درآمدهای ارزی حاصل از نفت بیشترین درآمد ارزی برای ایران رادارد. اگر همسایه های ایران به وِیژه امارات و ترکیه و کشورهای چین و هند موفق شوند این نبرد تازه راگسترش دهند و بانکها و صرافی های طرف همکاری با ایران برای انتقال ارز را از بازی خارج کنند روزگار سخت خواهد شد. درشرایطی که تاچند هفته دیگر دولت دوازدهم باید کارخود را شروع کند و در حالی که شهروندان ایرانی انتظار چشم انداز روشنی دارند و امیدوارند دولت دوازدهم تحریم های غیر هسته ای را به آرامی ناکارا کند. رخدادتازه اما کار دولت را سخت می کند. به نظر می آید رییس دولت با جمع بندی شرایط موجود و بیان همه واقعیت ها در باره تصمیم گیریها در سیاست خارجی به شهروندان ، همه سناریوهای احتمالی را روشن و واضح یادآوری کند. ایرانیان باید بدانند سیاست خارجی ایران راهبردهایی را دارد که درمسیر آن برخوردهای کوتاه و کم دامنه وحتی برخوردهای سخت و عمیق با کشورهای همدست آمریکا در منطقه و در سطح گسترده تر بین المللی وجودارد و این برخوردها پیامدهایی غیر قابل انکار برداد و ستد ایران با دنیا در میدان اقتصاددارد و احتمال برگشت تحریم از دریچه تازه صفر نیست. شهروندان ایرانی باید به لحاظ ذهنی و مادی خود را برای دادن تاوان استقلال طلبی سیاسی آماده سازند. ایران نمی خواهد با غرب سازگار شود و غرب نیز مهار و اداره خود را به آمریکاسپرده است و احتمال تبعیت از آمریکا بازهم وجوددارد. به نظر می رسد دور تازه نبرد اقتصادی شروع شده که پیچیده تر و مرموزتر از دورقبلی است. اقتصاد ایران در همه چند دهه سپری شده در صف نخست تاوان دهی سیاست خارجی بوده و حالا نیز این مسیر برایش انتخاب شده است.