پیامدهای عملیات هوایی علیه داعش
وحید رضا نعیمی
تحولات ماههاي اخير نشان ميدهد تا زماني كه گروه داعش متحدان آمريكا به خصوص كردهاي عراق را مستقيماً تهديد نكرده و سيل آسا به سوي بغداد روانه نشده بود، آمريكا آن را تهديدي جدي براي خود نميدانست. باراك اوباما رئيس جمهور آمريكا در مصاحبه اخير خود اذعان كرد دستگاه اطلاعاتي آمريكا توان داعش را دست كم گرفته و توان نيروهاي دولتي عراق را دست بالا گرفته بود. اما آنچه باعث شد اوباما به رغم اكراه خود به آغاز يك عمليات جنگي ديگر در خاورميانه، تن به اين تصميم بدهد، گردن زدن ۲ شهروند آمريكايي به دست جلاد داعش در برابر دوربين بود. اعدام اين ۲ آمريكايي عرصه را بر رئيس جمهور آمريكا تنگ و او را ناچار كرد تا سراسيمه راهبردي را براي آنچه خود تضعيف و نابود كردن داعش خواند، تدوين و اجرا كند. اوباما در همين مصاحبه گفت ما چارهاي جز حمله كردن به داعش نداشتيم چون آنها آمريكاييها را ميكشتند. در چارچوب اين راهبرد، علاوه بر حملات هوايي به منابع تأمين اقتصادي و نظامي داعش و ديگر گروههاي معارض كه با منافع غرب در تضاد هستند، كاخ سفيد در نظر دارد بخشي از معارضان سوري را كه به زعم خود ميانهرو ميداند، آموزش دهد. عربستان سعودي پذيرفته است آموزش اين نيروها در خاك آن صورت بگيرد. قرار است سال اول حدود ۵ هزار نفر به اين شكل آموزش ببيند تا بخشي از نيروي زميني باشند كه بايد با نيروهاي داعش و گروههاي همفكر بجنگند. واشنگتن تأكيد كرده است نيروهاي آمريكا درگير عمليات زميني نخواهند شد و متحدان آن از جمله كردها، نيروهاي نظامي عراق و معارضان به اصطلاح ميانهرو سوري بايد اين وظيفه را بر عهده بگيرند. پنتاگون به خوبي آگاه است كه از بين بردن داعش و گروههاي همسو تنها از طريق حملات هوايي امكانپذير نيست. اين نكتهاي است كه ژنرال مارتين دمپسي رئيس ستاد مشترك ارتش آمريكا بارها بر آن تأكيد كرده است. وي روز جمعه گفت مقابله كردن با اين گروهها به يك نيروي زميني متشكل از ۱۲ تا ۱۵ هزار سرباز نياز دارد. اوباما همچنين اذعان كرده است اقدام نظامي عليه داعش احتمالاً تا پس از پايان دوره رياست جمهوري وي طول خواهد كشيد.
با اين حال، تحولات جديدي كه روي زمين در عراق و سوريه رخ داده است، مؤثر بودن حملات هوايي را زير سوال برده و نتايج غيرقابل پيشبيني به همراه داشته است. نيروهاي داعش همچنان حمله خود را به شهر كردنشين كوباني در نزديك مرز تركيه ادامه ميدهند و حملات هوايي آمريكايي و متحدان آن ظاهراً نتوانسته است روند پيشروي آنها را متوقف كند، هر چند كه ممكن است آن را كند كرده باشد. در عراق، گزارش شده است روز دوشنبه نيروهاي داعش كنترل برخي مناطق از جمله يك سد را از دست دادهاند، اما به گفته برخي منابع، توانستهاند در غرب بغداد پيشروي كنند و به نزديك پايتخت برسند. شايد مهمترين پيامد حملات هوايي به نيروهاي داعش و ديگر گروههاي همسو مانند جبهه نصرت، نزديك شدن اين ۲ گروه به هم باشد كه برخي گزارشها حاكي از هماهنگي فرماندهان آنهاست. جبهه نصرت خود را شاخه سوري القاعده ميداند و پيشتر با داعش سر نزاع داشت و بارها درگيريهايي بين آنها رخ داده بود. اما حالا كه اين ۲ گروه با دشمن مشترك روبرو شدهاند، گزارشها حاكي از نزديك شدن آنها به هم است.
يكي ديگر از پيامدهاي بمباران نيروهاي ائتلاف به رهبري آمريكا، ايجاد نارضايتي در ميان مردم مناطقي است كه اين بمبارانها در آن رخ ميدهد. اخبار حاكي از آن است كه اين حملات تلفاتي را در ميان غيرنظاميان به بار آورده است. به نظر ميرسد از اين نظر، آمريكا اكنون با همان وضعي در سوريه روبرو است كه قبلاً در افغانستان تجربه كرد. گروههاي به اصطلاح ميانهرو در سوريه و در رأس آن ارتش آزاد سوريه ميگويند مردم در مناطق تحت اشغال اين گروهها از تلفات غيرنظامي اين حملات خشمگين هستند و با گروههايي كه هدف حمله قرار گرفتهاند، همدردي ميكنند. آنها يك گلايه ديگر هم دارند. ارتش آزاد سوريه از اين ناراضي است كه چرا آمريكا آغاز حملات هوايي را به دمشق اطلاع داده بود، اما به آنها نه. تحليلگران معتقدند علاوه بر اينها، بدبيني درباره اهداف پيدا و پنهان آمريكا از اين حملات، يكي ديگر از عوامل ايجاد نارضايتي در مناطق هدف قرار گرفته است. حالا به نوشته نيو يورك تايمز، همان گروههايي كه سالها خواستار اقدام آمريكا در سوريه بودند، از آن ابراز نارضايتي ميكنند. وضعيت پيچيده معارضان سوري، تعارض منافع غريبي را ايجاد كرده است. داعش كه بنا به گزارشها، حدود يك سوم خاك سوريه را در اختيار دارد، بيشتر اين مناطق را از چنگ گروههاي معارض ديگر همچون جبهه نصرت و ارتش آزاد سوريه درآورده است. حالا جبهه نصرت دست همكاري به سوي آن دراز كرده و ارتش آزاد سوريه دچار سر در گمي است.
اين سر در گمي را شايد بتوان در ميان حاميان عرب طيف ناهمگون معارضان سوري ديد. ۵ كشور عربي كه در حملات هوايي با آمريكا همكاري ميكنند، از حاميان پر و پا قرص سياسي و مالي اين معارضان بودهاند كه همواره از غرب به خاطر اقدام نكردن در سوريه انتقاد ميكردند. بحرين، امارات متحده عربي، اردن و عربستان اساساً ميخواهند نظمي كه چند دهه در كشورهاي عربي بر پا بوده است، همچنان حفظ شود، امري كه اخيراً آنها متوجه شدند كه با رشد سرطاني داعش تهديدي جدي متوجه آن ميشود. اين كشورها كه علناً خواستار بركناري بشار اسد هستند، در چند سال گذشته از هيچ اقدامي براي تحقق اين هدف فرو گذار نكردهاند. حتي گسترش دامنه فعاليت داعش به عراق و تهديد دولت هم برايشان خوشايند بود. اما فشار آمريكا و احساس خطر آنها از آنچه دكتر ظريف وزير امور خارجه در شوراي روابط خارجي آمريكا آن را فرانكنشتايني خواند كه برگشته است تا سراغ ايجادكنندگان خود برود، آنها را واداشت كه در كنار كشورهاي غربي در حمله هوايي در سوريه مشاركت كنند. وضع قطر در اين ميان قدري متفاوت است. دوحه از آغاز به اصطلاح بهار عربي مورد اين اتهام قرار داشت كه در پي بر هم زدن وضع موجود در كشورهاي عربي است. سران اين كشور همواره از گروههايي مانند اخوان المسلمين حمايت كردهاند، امري كه هيچ به مذاق رياض خوش نيامده است. به همين دليل بود كه چند ماه پيش، عربستان، بحرين و امارات سفراي خود را از دوحه فراخواندند.
اكنون اين كشورهاي عربي با تضاد گسترده منافع در كنار آمريكا و چند كشور اروپايي در عمليات هوايي در سوريه شركت ميكنند، هر چند كه دامنه مشاركت آنها واقعاً مشخص نيست و چه بسا اين مشاركت بيشتر جنبه نمادين داشته باشد تا عملي. در اين حال، وليد معلم وزير خارجه سوريه در مصاحبه با اسوشيتد پرس، با ابراز رضايت كلي از جهتگيري كلي عمليات هوايي، خواستار گسترش آن به هدف قرار دادن تمام نيروهاي معارض شده است. معلوم نيست كشورهاي عربي تا چه زمان ميتوانند به اين همكاري با غرب ادامه دهند و شاهد بر هم خوردن معادلات در روي زمين در سوريه بر خلاف انتظارات خود باشند.
با اين حال، تحولات جديدي كه روي زمين در عراق و سوريه رخ داده است، مؤثر بودن حملات هوايي را زير سوال برده و نتايج غيرقابل پيشبيني به همراه داشته است. نيروهاي داعش همچنان حمله خود را به شهر كردنشين كوباني در نزديك مرز تركيه ادامه ميدهند و حملات هوايي آمريكايي و متحدان آن ظاهراً نتوانسته است روند پيشروي آنها را متوقف كند، هر چند كه ممكن است آن را كند كرده باشد. در عراق، گزارش شده است روز دوشنبه نيروهاي داعش كنترل برخي مناطق از جمله يك سد را از دست دادهاند، اما به گفته برخي منابع، توانستهاند در غرب بغداد پيشروي كنند و به نزديك پايتخت برسند. شايد مهمترين پيامد حملات هوايي به نيروهاي داعش و ديگر گروههاي همسو مانند جبهه نصرت، نزديك شدن اين ۲ گروه به هم باشد كه برخي گزارشها حاكي از هماهنگي فرماندهان آنهاست. جبهه نصرت خود را شاخه سوري القاعده ميداند و پيشتر با داعش سر نزاع داشت و بارها درگيريهايي بين آنها رخ داده بود. اما حالا كه اين ۲ گروه با دشمن مشترك روبرو شدهاند، گزارشها حاكي از نزديك شدن آنها به هم است.
يكي ديگر از پيامدهاي بمباران نيروهاي ائتلاف به رهبري آمريكا، ايجاد نارضايتي در ميان مردم مناطقي است كه اين بمبارانها در آن رخ ميدهد. اخبار حاكي از آن است كه اين حملات تلفاتي را در ميان غيرنظاميان به بار آورده است. به نظر ميرسد از اين نظر، آمريكا اكنون با همان وضعي در سوريه روبرو است كه قبلاً در افغانستان تجربه كرد. گروههاي به اصطلاح ميانهرو در سوريه و در رأس آن ارتش آزاد سوريه ميگويند مردم در مناطق تحت اشغال اين گروهها از تلفات غيرنظامي اين حملات خشمگين هستند و با گروههايي كه هدف حمله قرار گرفتهاند، همدردي ميكنند. آنها يك گلايه ديگر هم دارند. ارتش آزاد سوريه از اين ناراضي است كه چرا آمريكا آغاز حملات هوايي را به دمشق اطلاع داده بود، اما به آنها نه. تحليلگران معتقدند علاوه بر اينها، بدبيني درباره اهداف پيدا و پنهان آمريكا از اين حملات، يكي ديگر از عوامل ايجاد نارضايتي در مناطق هدف قرار گرفته است. حالا به نوشته نيو يورك تايمز، همان گروههايي كه سالها خواستار اقدام آمريكا در سوريه بودند، از آن ابراز نارضايتي ميكنند. وضعيت پيچيده معارضان سوري، تعارض منافع غريبي را ايجاد كرده است. داعش كه بنا به گزارشها، حدود يك سوم خاك سوريه را در اختيار دارد، بيشتر اين مناطق را از چنگ گروههاي معارض ديگر همچون جبهه نصرت و ارتش آزاد سوريه درآورده است. حالا جبهه نصرت دست همكاري به سوي آن دراز كرده و ارتش آزاد سوريه دچار سر در گمي است.
اين سر در گمي را شايد بتوان در ميان حاميان عرب طيف ناهمگون معارضان سوري ديد. ۵ كشور عربي كه در حملات هوايي با آمريكا همكاري ميكنند، از حاميان پر و پا قرص سياسي و مالي اين معارضان بودهاند كه همواره از غرب به خاطر اقدام نكردن در سوريه انتقاد ميكردند. بحرين، امارات متحده عربي، اردن و عربستان اساساً ميخواهند نظمي كه چند دهه در كشورهاي عربي بر پا بوده است، همچنان حفظ شود، امري كه اخيراً آنها متوجه شدند كه با رشد سرطاني داعش تهديدي جدي متوجه آن ميشود. اين كشورها كه علناً خواستار بركناري بشار اسد هستند، در چند سال گذشته از هيچ اقدامي براي تحقق اين هدف فرو گذار نكردهاند. حتي گسترش دامنه فعاليت داعش به عراق و تهديد دولت هم برايشان خوشايند بود. اما فشار آمريكا و احساس خطر آنها از آنچه دكتر ظريف وزير امور خارجه در شوراي روابط خارجي آمريكا آن را فرانكنشتايني خواند كه برگشته است تا سراغ ايجادكنندگان خود برود، آنها را واداشت كه در كنار كشورهاي غربي در حمله هوايي در سوريه مشاركت كنند. وضع قطر در اين ميان قدري متفاوت است. دوحه از آغاز به اصطلاح بهار عربي مورد اين اتهام قرار داشت كه در پي بر هم زدن وضع موجود در كشورهاي عربي است. سران اين كشور همواره از گروههايي مانند اخوان المسلمين حمايت كردهاند، امري كه هيچ به مذاق رياض خوش نيامده است. به همين دليل بود كه چند ماه پيش، عربستان، بحرين و امارات سفراي خود را از دوحه فراخواندند.
اكنون اين كشورهاي عربي با تضاد گسترده منافع در كنار آمريكا و چند كشور اروپايي در عمليات هوايي در سوريه شركت ميكنند، هر چند كه دامنه مشاركت آنها واقعاً مشخص نيست و چه بسا اين مشاركت بيشتر جنبه نمادين داشته باشد تا عملي. در اين حال، وليد معلم وزير خارجه سوريه در مصاحبه با اسوشيتد پرس، با ابراز رضايت كلي از جهتگيري كلي عمليات هوايي، خواستار گسترش آن به هدف قرار دادن تمام نيروهاي معارض شده است. معلوم نيست كشورهاي عربي تا چه زمان ميتوانند به اين همكاري با غرب ادامه دهند و شاهد بر هم خوردن معادلات در روي زمين در سوريه بر خلاف انتظارات خود باشند.