تحلیل محمود سریع القلم ازنقشه مخالفان خارجی ایران برای این سرزمین
هدف این است: ایران جنگجو و بی پول شود
ساعت 24-سیاستمداران فعال ایرانی که زمین و زمان را در سیاست داخلی ایران در چنگ دارند، در زبان و در حرف دربرابر اسرائیل یک موضع مشترک دارند: هستی اسرائیل نامشروع است. این دیدگاه از سوی هردوجناح اصلی نبرد قدرت درایران بارها تکرار شده است. از سوی دیگر با روند فزاینده نبرد ایران و عربستان برسر منطقه نفوذ در خاورمیانه در سالهای اخیر این دوکشور در بدترین دوران مناسبات دوجانبه قرار دارند.
عربستان و اسرائیل در پیمانی نانوشته اکنون در یک راهبرد باهم مشترک شده ا ند و آن تضعیف ایران است. رهبران این دوکشور اکنون متحدی به نام دونالد ترامپ که رهبر قوی ترین کشور دنیاست را درکنارخود می بینند و می خواهند ایران را در ضعیف ترین موقعیت قرار دهند . این نقشه اصلی مخالفان ایران در جغرافیای سیاسی جدید خاور میانه است. محمود سریع القلم استاد روابط بین الملل دانشگاه شهید بهشتی در پژوهشی که مضمونآن تحولات خاورمیانه ونقش و سهم بازیگران و کشورهای مستقر در این منطقه است به بررسی نقشه های مخالفان ایران به ویژه عربستان و اسرائیل برای ایران نیز پرداخته است. برپایه داوری سریع القلم " بازی سیاسی و ژئوپلتیک در خاورمیانه فعلی براساس حاصل جمع یک و صفراست . با همین اساس عربستان و اسرائیل تضعیف مالی ایران و قطبی کردن سیاست خاورمیانه ای را در چارچوب منافع خود تحلیل می کنند. یکی از تحولات جدی در این منطقه ارایه برآوردهای نادرست از عملکرد ایران است. سیاستمداران منطقه ای با به کارگیری نکته های ظریف و روان شناسانه ، ایران را به غول بزرگ سیاسی و نظامی هرج و مرج طلب تشبیه کرده اند. " این کارشناس ارشد نظام بین الملل ادامه می دهد" بخش بزرگی از قطبی کردن خاورمیانه از مسیر تورم تهدید است که با همکاری تدریجی اسرائیل و کشورهای حوزه خلیج فارس شکل گرفته است. کانون نظری مخالفان جمهوری اسلامی ایران ،جلوگیری از ورود ایران به اقتصاد بین الملل ، جلوگیری از عادی شدن روابط اقتصادی ایران با ژاپن و اتحادیه اروپا ،جلوگیری از دادن مجوز از سوی آمریکا برای کار اقتصادی ایران با دلار و به تاخیر انداختن سرمایه گذاری خارجی در ایران است . براساس این دیدگاه ایران باید به عنوان یک کشور جنگجو که اقتصادش باید فقط در حد بقا باشد ادامه حیات داشته باشد. این تصویر و معماری است که زمینه دوقطبی شدن خاورمیانه را فراهم می کند. این اتفاق اگربیفتد نگرانی امنیتی کشورهای عربی کاهش می یابد و منافع اسرائیل نیز تضمین می شود. "سریع القلم در ادامه این داوری خود از تحولات جدید خاورمیانه این پرسش را مطرح می کند : " پرسش اساسی این است که کدام کشورها توان افزایش ثروت ملی را دارا هستند؟" وی اما خود به این پرسش چنین جواب می دهد: " کشورها بدون امکانات مالی و تولید ثروت ظرفیت های نقش آفرینی خود را ازدست می دهند وبرهمین مبنا اردن ،عراق ، سوریه ،لبنان ، مصر و یمن سالها در بی ثباتی و مشکلات زندگی خواهند کرد. اصل ژئوپلتیک ملی و منطقه ای در عربستان ،اسرائیل، ایران و ترکیه خواهد بود. شرکای این قدرت های منطقه ای نیز سطح و مقیاس قدرت آنها را مشخص تز خواهد کرد. درمجموع ، تجمیع قدرت در ترازوی منطقه ای با کفه سنگین تری در اختیار جزیره العرب ، اسرائیل – آمریکا و تااندازه ای ترکیه قرار دارد . کفه مقابل هم به توانایی مالی نیازدارد و هم به جذب ترکیه وکشورهای عربی . چگونگی تعامل میان روسیه و امریکا در سالهای آینده می تواند وضعیت این ترازو را شفاف تر کند. " این نویسنده در پایان مقاله بلند خود در باره ژئو پلتیک جدید خاورمیانه نتیجه گیری کرده است" فراوانی وشدت اختلاف ها دراین منطقه با ورود روسیه موجب پیچیدگی بیشتر شده است "