ساعت24 -«من یک تحلیلگر سیاسی هستم و بینش سیاسی دارم و دیدگاه خود را پنهان نکردم اما معتقدم در نظام اجرایی کشور اعلام سلیقه سیاسی ظلم به این نظام است و بالاتر از آن خیانت در امانت مردم است.»
div>مرجان زهرانی در روزنامه اعتماد نوشت: «من یک تحلیلگر سیاسی هستم و بینش سیاسی دارم و دیدگاه خود را پنهان نکردم اما معتقدم در نظام اجرایی کشور اعلام سلیقه سیاسی ظلم به این نظام است و بالاتر از آن خیانت در امانت مردم است.»
از زمانی که محمدعلی نجفی در صحن پارلمان و مقابل نمایندگان تلاش میکرد از خود در برابر همه تهمتهای سیاسی برای تصدی وزارت آموزش و پرورش دفاع کند قریب به ۴ سال میگذرد. گرچه ۲۲ مرداد ۹۲ او در مجلس از خود و پیشینهاش دفاع کرد اما دو روز بعد و هنگام شمارش آرا معلوم شد او با یک رای اختلاف نتوانسته است به کابینه راه یابد و مجلس نهمیها نپذیرفتند که نجفی مدیریت را بر سیاسیکاری ترجیح میدهد. اما ۴ سال و چند ماه بعد محمدعلی نجفی توانست ثابت کند اصلاحطلب گوش به فرمان و سر سپرده یک طیف سیاسی در این جریان فکری و سیاسی نیست.
۵ شهریور زمانی که او به عنوان پنجاه و هشتمین شهردار تهران از سوی شورای شهر پنجم تهران انتخاب شد بسیاری بر این باور بودند که مدیریت کلانشهر تهران به دست کارگزارانیها افتاده است. دو ماه گذشته که نجفی بر صندلی ریاست «بهشت» تکیه زده بود گواهی آن است که نجفی نمیخواهد شهردار سیاستزدهای برای تهران باشد همانطور که نمیخواست سیاست را با خود به آموزش و پرورش ببرد.
انتصابات و برکناریها یا تودیع و معارفهها شاید از مهمترین مصادیق برای بررسی عملکرد کوتاهمدت هر مدیری از آغاز تصدی مسوولیت توسط وی باشد، بنابراین نگاهی به انتصابات دو ماهه اخیر نجفی نشان میدهد او گرچه رابطه مطلوبی با «کارگزاران سازندگی» به عنوان خاستگاه حزبیاش داشته است اما این کارگزاران نیستند که بر مسند ریاست شهر تهران نشستهاند. رابطه پینگپنگی مدیریتی و سیاسی او با هم حزبیهای قدیمش گواه آن است که صرفا یک شهردار اصلاحطلب است حتی اگر اثبات این گزاره از مرداد ۹۲ تا شهریور ۹۶ به تعویق افتاده باشد.
انتصابات فراجناحی
تاکنون ۱۳ منطقه تهران از ۲۲ منطقه با تغییر و تحولات مدیریتی روبهرو بوده است. یکی از مهمترین انتصابات شهرداری انتخاب شهردار منطقه یک است؛ منطقهای که به لحاظ اقتصادی و درآمدزایی اهمیت ویژهای دارد. حبیبالله تاجیکاسماعیلی انتخاب نجفی برای شهرداری منطقه یک تهران بود که ۷ آبان مراسم معارفه او برگزار شد. تاجیک اسماعیلی گزینه مورد علاقه کارگزارانیها بود که در دوران شهرداری غلامحسین کرباسچی سابقه مدیریت شهری دارد. نزدیک به دو ماه پیش از اینکه نجفی، تاجیکاسماعیلی را به عنوان شهردار منطقه یک تهران انتخاب کند شایعه حضور او به عنوان شهردار مطرح شد. همان زمان کارگزارانیهای تهران سیل تبریکات خود را روانه تاجیک اسماعیلی کردند.
با این حال وقتی خبری از حکم رسمی نشد این ماجرا معلق ماند گرچه در نهایت حکم به نام تاجیک اسماعیلی زده شد.
با این حال انتخاب نجفی تنها از میان گزینههای مطلوب کارگزارانیها نبود. حسینی نوکنده، پیمان حسینیمحسنی، سیدعلی مفاخریان، مرتضی رحمانزاده، وحیدرضا انارکیمحمدی و حسن رحمانی همگی در شهرداران مناطق یک، ۱۲، ۱۳، ۴، ۱۱ و ۱۸ در دوران صدارت محمدباقر قالیباف مسوولیت داشتند که در دوره نجفی ارتقا یافتند.
سهیلا صادقزاده از جمله شهرداران زنی که از سوی نجفی برای مدیریت منطقه ۱۰ تهران انتخاب شد پیش از این مدیر کل معماری و ساختمان شهرداری تهران بوده است. سمیه حاجوی دیگر شهردار زن مناطق نیز در دوره پیشین مدیر کلی حوزه سلامت منطقه ۷ را برعهده داشت.
رسول کشتپور که نجفی او را به عنوان شهردار منطقه ۲ انتخاب کرد سابقه ۱۵ساله مدیریت شهری دارد. در میان انتصابات نجفی نام مصطفی سلیمی نیز به چشم میخورد. گزینه اخراجی قالیباف حالا و در دوره مدیریت نجفی شهردار منطقه ۳ تهران است و پیش از انتخاب به عنوان شهردار منطقه زمانی که وزارت کشور برای صدور حکم نجفی تعلل کرد چند ساعتی سرپرست شهرداری تهران بود. علی نوذرپور شهردار منطقه ۲۲ هم از جمله شهرداران اصلاحطلب نجفی است که سابقه مدیرکلی دفتر برنامهریزی عمرانی وزارت کشور در دولت اصلاحات را برعهده داشت. امیر محسنی هم در منطقه ۱۷ به جای مهدی عباسی از یاران محمدباقر قالیباف نشست.
شرایط در مورد معاونتهای شهرداری تهران هم دستکمی از انتخاب شهرداران مناطق ندارد و نجفی در انتخاب معاونان هم تلاش کرد تا یک قدم فراتر از سیاست گام بردارد. با این حال در همین مدت خبری مبنی بر حضور احمد دنیامالی بر مسند معاونت عمرانی به گوش میرسید که البته به سرانجام نرسید. تداوم حضور معاونانی چون یزدانی برای حضور در معاونت خدمات شهری و همچنین عبداللهی برای حضور در قلب اجتماعی و فرهنگی شهر که از نیروهای دوران قالیباف هم بودند، از دیگر حاشیههای انتخاب معاونان بود.
انتصابات نجفی پرحاشیه بود و منتقدان زیادی داشت تا آنجا که محسن هاشمی، رییس شورای شهر تهران در صحن شورا به این موضوع اشاره کرد. ماجرا از این قرار بود که محمد علیخانی در جریان ششمین جلسه شورای شهر تهران گفت امیدواریم شهردار تهران در بهکارگیری نیروهای جدید و انتصابات آن قانون را رعایت کند و قبل از انتصاب معاونین شورا را در جریان بگذارد، چرا که بحث قانونمداری یکی از وعدهها و شعارهای اصلاحطلبان است.
او همچنین تاکید کرد که طبق قانون مصوبه سال ٩٥ به کارگیری بازنشستگان در شهرداری ممنوع است و متاسفانه شاهد هستیم ٣ نفر از معاونین جدید شهردار تهران بازنشسته هستند. محسن هاشمی هم در واکنش به طرح این موضوع با کنایه نجفی را خطاب قرار داد و گفت بهتر بود که شهردار تهران آن یکی دیگر از معاونین خود را نیز بازنشسته معرفی میکرد!
با این حال حرف شهردار یکی بود. نجفی در اولین نشست خبری شهردار تهران صراحتا بیان کرد در مورد انتصابات، اصل مساله که میگویند مدیران قالیبافی انتخاب شدهاند، اشتباه است.
او در مورد این انتصابات توضیح داد که تا کنون ٦ معاون انتخاب کرده و یک نفر دیگر هم امروز و فردا انتخاب میشود. از این ٧ نفر، ٤ نفرشان به اصلاحطلبی معروفند ٣ نفر هم معتدل متمایل به اصلاحطلبی هستند در سطوح دیگر هم به همین ترتیب نه به خاطر اینکه انتخاب من سیاسی است افرادی را انتخاب میکنم که برنامههای شهرداری و شورای شهر را قبول داشته باشند که طبیعتا یا اصلاحطلبند یا متمایل به اصلاحطلبی. او تاکید داشت که مدیران شهرداری را سیاسی انتخاب نکرده است و خبرنگاران را خطاب قرار داد و پرسید ۸۰۰ نفر مدیر در شهرداری داریم. فکر میکنید همه این ٨٠٠ نفر طرفداران سیاسی قالیباف یا احمدینژادند؟ حتی قبل از انتخابات موارد متعددی ار مدیران شهرداری را میشناختم که به قالیباف رای ندادهاند.
سیاست نجفی بنابر آنچه خود میگوید، انتخاب مدیران از بدنه شهرداری است و تنها در مواردی که مدیری در این سطح پیدا نکند از بیرون از شهرداری نیرو انتخاب خواهد کرد.
اختلافات جناحی
حسین مرعشی، سخنگوی حزب کارگزاران سازندگی، رقیب نجفی برای انتخاب شهردار بود. گرچه کارگزارانیها ترجیح دادند که مرعشی از این رقابت کنار بکشد و راه را برای نجفی هموارتر کند؛ با این حال اختلاف کارگزارانیها با نجفی به همان اندازه که علنی و رسانهای نبود اما نشانههایی هم داشت. زمانی که هنوز مشخص نبود نجفی اجازه مییابد در انتخاب شهردار تهران یک گزینه باشد یا نه ماندن یا رفتن مرعشی از گردونه رقابت هم مشخص نبود. در همین دوران مرعشی در جمع خبرنگاران در حاشیه مراسم درگذشت مادر علیاکبر محتشمیپور در پاسخ به سوالی در مورد ائتلاف با محمدعلی نجفی در خصوص شهرداری تهران گفت: «من و آقای نجفی از هم جدا نیستیم که بخواهیم با هم ائتلاف کنیم؛ ائتلاف جایی معنی میدهد که جدایی وجود داشته باشد. ما یکی هستیم و مانند سیبی که از وسط نصف کرده باشند... اگر نجفی شهردار شد من اتاق فکر ایشان هستم و اگر من شهردار شوم نجفی اتاق فکر من میشود.»
اظهارنظرهای مدام مرعشی به نقل از نجفی باعث شد او مستقیما موضعگیری کند. او صراحتا در مورد اخبار منتشرشده گاه و بیگاه از سوی مرعشی اعلام کرد که سخنگویی ندارد و اگر در موردی نیاز باشد مواضعش را شخصا با مردم در میان میگذارد. در نهایت این مرعشی بود که کنار کشید تا نجفی راهی بهشت شود.
علاوه بر انتصابات، سازمان مطبوعاتی همشهری از دیگر موضوعاتی بود که همه منتظر بودند تا شهردار تهران برای آن تعیین تکلیف کند. بسیاری تصور میکردند که به واسطه نزدیکی محمدعلی نجفی به تیم کارگزاران سازندگی، تیم رسانهای نزدیک به آنها راهی همشهری شوند. نجفی اما اینبار هم کنشی متفاوت داشت. او مرتضی حاجی از اعضای بنیاد باران را به عنوان مدیرعامل همشهری انتخاب کرد تا هدفگذاری کارگزارانیها اینبار محقق نشود.
در واقع محمدعلی نجفی گرچه از چپ و راست با حجم زیادی از انتقادات در مورد انتصابات مواجه است اما به نظر میرسد که راه خود را درپیش گرفته است. راهی که در عین نگاه به جریان اصلاحطلبی اما فارغ از نگاه صرف سیاسی است.
نجفی؛ از دانشگاه تا شهرداری
۱۳۱۲ پدرش به تهران آمد و در ارتش استخدام شد؛ احمدعلی نجفی فرزند یک روحانی که در کلات خراسان زندگی میکرد. ۱۸ سال پس از مهاجرت پدرش در سلسبیل به دنیا آمد و همین شد که تقدیر محمدعلی نجفی در تهران رقم خورد.
سال ۱۳۴۳ شش سال اول تحصیل را گذراند. سال آخر دبیرستان در دبیرستان مروی گذراند که البته آن زمان هنوز به حوزه علمیه تبدیل نشدهبود. سال ۴۹ دو انتخاب پیش روی نجفی قرار داشت. یکی آنکه بدون کنکور وارد دانشگاه صنعتی شریف (آریامهر آن زمان) شود و دو هزار تومان شهریه بپردازد و دیگری آنکه با کنکور و بدون پرداخت شهریه ادامه تحصیل دهد. نجفی راه دوم را انتخاب کرد. انتخاب اول او مهندسی متالوژی بود. ریسک نجفی پاسخ داد و وارد دانشگاه آریامهر شد.
سال اول دانشگاه شاید سال تحصیلی چندان خوبی برای او نبود. علاقه چندانی به متالوژی نداشت و بر خلاف سنت مرسوم در دانشگاهها ترجیح داد از رشته مهندسی به علوم پایه تغییر رشته دهد. نجفی از سال دوم ریاضی خواند.
تغییر رشته و همچنین فعالیتهای ضد رژیم در دانشگاه تقریبا یک سال روند تحصیلی او را به درازا کشاند.
پس از اتمام دوران کارشناسی، نجفی که رتبه اول کشوری در رشته ریاضی را کسب کردهبود از سوی دولت که قصد داشت برای راهاندازی دانشگاه صنعتی اصفهان کادر هیات علمی خود را تکمیل کند، بورسیه شد. نجفی راهی امریکا شد تا در دانشگاهامای تی ریاضی را ادامه دهد. نجفی ترجیح داد این روند تحصیلی را تا دکترا ادامه دهد بنابراین با آزمون ورودی موفق شد دوره دکترا را درامای تی آغاز کند.
سالهای ۵٧-۵٦ دوران پر التهابی برای ایران بود. نجفی هم که در دوران تحصیل دبیر تشکیلات انجمنهای اسلامی دانشجویان ایرانی در شرق امریکا شدهبود، با مصطفی چمران ارتباط خوبی داشت و در داخل کشور با نماینده آیتالله طالقانی در ارتباط بود، ادامه فعالیت انقلابی در ایران را به دفاع از تز دکترا ترجیح داد و بلافاصله بازگشت.
مدتها در ایران مشاور مصطفی چمران بود که در اوان انقلاب معاونت نخستوزیر در امور انقلاب و سپس وزارت دفاع را برعهده داشت. پس از مدتی تصمیم گرفت ادامه تز دکترا را در دانشگاه صنعتی اصفهان بگذراند و در مکاتبات با دانشگاهامای تی توافق کرد که برای دفاع دو هفته به امریکا برود. درست روزی که نجفی راهی اصفهان بود از رادیو شنید که سفارت امریکا اشغال شده است و از همان لحظه دفاع از تز دکترای نجفی به محاق رفت تا او در نهایت آخرین مدرک تحصیلیاش از امایتی کارشناسی ارشد باشد نه دکترا.
سال ۵۹ بنابر حکم عارفی که در کابینه شهید رجایی، به عنوان وزیر فرهنگ و آموزش عالی منصوب شده بود، ریاست دانشگاه صنعتی اصفهان را بر عهده گرفت. علاوه بر مسوولیت اداره دانشگاه در دوران انقلاب فرهنگی همزمان نجفی عضو شورای عالی جهاد دانشگاهی بود. یک سال بعد زمان شکلگیری کابینه، محمدعلی رجایی از او خواست تا وزارت فرهنگ و آموزش عالی را برعهده بگیرد. نجفی گرچه چندان میلی به جدایی از دانشگاه نداشت اما در نهایت از سوی رجایی به مجلس معرفی شد. این سمت بعد از شهادت رجایی، مسوولیت محمدرضا مهدوی کنی و همچنین نخستوزیری میرحسین موسوی تداوم یافت.
نجفی از جمله وزرایی بود که نتوانست برای ادامه مسوولیت در وزارت فرهنگ و آموزش عالی کابینه دوم میرحسین موسوی از پارلمان رای اعتماد بگیرد. از همین رو راه رفتوآمد نجفی به دانشگاه بار دیگر هموار شد. در این مدت اما عضویت در شورای عالی آموزشو پرورش، عضویت در کمیسیون نظارت بر مطبوعات، عضویت در شورای طرح و برنامه صدا و سیما فعالیتهایی بود که در کنار تدریس در دانشگاه انجام میداد. البته مجلس سوم به نجفی برای وزارت آموزش و پرورش اعتماد کرد. حضور نجفی در وزارت آموزشوپرورش در دولت آیتالله اکبر هاشمی رفسنجانی ادامه داشت و او تا مرداد ۷۶ سکاندار یکی از تاثیرگذارترین وزارتخانههای کشور بود.
شهریور ۷۶ و با روی کار آمدن دولت اصلاحات حکم معاونت رییسجمهوری و ریاست سازمان برنامهوبودجه برای نجفی زدهشد. سال ۷۹ با ادغام سازمان برنامه و بودجه و سازمان امور اداری و استخدامی، نجفی بار دیگر به دانشگاه بازگشت و به رییسجمهوری و همچنین وزیر صنایع و معادن مشاورههایی میداد.
در دوران ریاستجمهوری احمدینژاد او همچون باقی اصلاحطلبان از سیاست کنار رفت. یک سال پس از روی کار آمدن دولت نهم در انتخابات شوراهای شهر و روستا شرکت کرد و همراه با سه اصلاحطلب دیگر به شورای شهر تهران راه یافت. دوران عجیب سیاستورزی نجفی اما در دهه ۹۰ آغاز شد. پس از انتخابات سال ۱۳۹۲ نجفی به عنوان وزیر آموزشوپروش به مجلس معرفی شد. مجلس نهم با اختلاف یک رای به او اعتماد نکرد. یک روز بعد به پیشنهاد روحانی و جهانگیری به ریاست سازمان میراثفرهنگی و گردشگری رسید که در دوران ریاستجمهوری خاتمی از آن سرباز زده بود. چند ماه بعد فشارها بر دولت به دلیل حضور نجفی آنقدر زیاد بود که مجبور به استعفا شد. فشارهای سیاسی که بخش اعظم آن ریشه در ملاقاتهای نجفی با خانوادههایی بود که پس از انتخابات ۱۳۸۸ آسیب دیده بودند. واکنش روحانی به این استعفا حکم مشاوره دبیر ستاد هماهنگی اقتصادی برای نجفی بود.
او مدت سه ماه قانونی سرپرستی وزارت علوم را که با استیضاح فرجیدانا بدون وزیر ماندهبود برعهده گرفت. در آن زمان حرف و حدیثها در مورد حضور او بر مسند این وزارتخانه زیاد بود. در نهایت اما نجفی معرفی نشد. بعد از استیضاح فانی وزیر آموزش و پرورش هم بحث حضور نجفی بالا گرفت اما فشارهای سیاسی به دولت آنقدر بود که نجفی تا پایان دولت مشاور باقی بماند.
بعد از انتخابات اردیبهشت ۹۶ و حضور یکپارچه اصلاحطلبان در شورای شهر تهران، نجفی به عنوان گزینه شهرداری مطرح شد و در نهایت ۵ شهریور ۹۶ پنجاه و هشتمین شهردار تهران شد. راه محمدعلی نجفی در شهرداری را شاید بتوان ادامه راه او در سال ٩٢ توصیف کرد. آنطور که نجفی گفته است هنگامی که روحانی میخواست نجفی را برای وزارت آموزش و پرورش به مجلس معرفی کند او خواسته بود تا رییسجمهور با مقامات بالاتر مشورت داشته باشد. معرفی نجفی به مجلس نهم این نکته را در دل خود داشت که نتیجه مشورت روحانی مانعی در برابر او نساخته بود. حالا و در سال ٩٦ هم هنگامی که میخواست شهردار تهران شود عدهای میگفتند برخی مقامات ارشد نظام با حضور او در صدر شهرداری پایتخت موافق نیستند.
او سال ٨٨ هم به همراه جمعی دیگر به دیدار رهبری رفت تا به تعبیر خودش آبی بر آتش بریزد و از آن سو بنا بر آنچه وظایف نمایندگی شورای شهر توصیف کرد به یاری آسیبدیدگان حوادث ۸۸ شتافت. او حالا در شهرداری تهران تلاش دارد تا روی مرزهای مدیریت و سیاست قدم بگذارد. انتخاب مدیران شهری از میان کسانی که برنامههای شورا و شهرداری را قبول داشته باشند یا در توصیفی کوتاه آنطور که نجفی میگوید اصلاحطلب یا معتدل باشند. او میخواهد از مدیرانی که مدتها برای شهرداری احمدینژاد و قالیباف کار کردهاند بدون آنکه عقاید سیاسیشان را ابراز کنند، استفاده کند.