راه تحقیر فقرا را ببندیم
محمدصادق جنانصفت
گروههاي كمدرآمد و تهيدست ايراني براي پسانداز كردن همان درآمدهاي نهچندان بزرگ خود جايي جز بانكها را نميشناسند. ميليونها ايراني كه در گروههاي كمدرآمد شهرهاي كوچك و روستاها قرار دارند با سپردهگذاري در بانكها تلاشي هرچند ناكام براي در امان ماندن دسترنج خود از شر تورم را به نمايش ميگذارند. دولتهاي ايران نيز كه عائله پرشماري دارند و در ماه دستمزد و حقوق ميليونها كارمند را از طريق بانكها پرداخت ميكنند، سپردهگذار عمده ديگري هستند كه بانكها بدون زحمت اين سپردهها را جذب ميكنند.
نهاد دولت اما در برابر خدمتي كه به بانكها ميدهد «حق تكليف» را براي خود تعريف كرده و تسهيلات تكليفي ارزانقيمت را به بانكها تحميل ميكند. اما تهيدستان ايراني هرگز در برابر خدمتي كه به بانكها ميكنند، دريافتي قابلاعتنايي بهدست نميآورند.
بانكهاي ايراني بهدلايل گوناگون سياسي- اقتصادي كه بنا بهگفته رييس پژوهشكده پولي و بانكي برآيندي از تاريخ تحولات اقتصاد سياسي ايران در دهههاي اخير است، در برابر اين ولينعمتان چه رفتاري دارند واقعيت اين است كه تهيدستان ايراني هرگز در بانكها جايي ندارند و اين مراكز مالي بهجاي اينكه خدمات كارآمد و مناسب به آنها ارايه دهند، رفتاري عجيب از خود نشان ميدهند.
بخش عمدهيي از منابع بانكها، سپردههاي قرضالحسنه است كه اصولا سودي به آنها پرداخت نميشود. بانكها به دلايلي كه البته ريشه در تصميمگيريهاي سياسي دارند در همه سالها و دهههاي اخير سود سپردهيي كمتر از نرخ تورم به سپردهگذاران دادهاند.
وقتي بازار پول رانتي و يارانهيي ميشود تهيدستان كه توانايي و قدرت چانهزني با بانكها را ندارند در صف آخر دريافت تسهيلات قرار ميگيرند. پرداخت وامهاي كوچك با دردسرهاي بزرگ به گروههاي كمدرآمد و تحقيري كه بر متقاضيان وام تحميل ميشود، شايد يكي از غمانگيزترين پديدهها در اقتصاد سياسي ايران باشد.
اين در حالي است كه بانكها به دستور دولت بيشترين سپردهها و منابع خود را به شركتهاي غولپيكر دولتي و صاحبان بنگاههاي اقتصادي بزرگ وام ميدهند و آنها نيز از پس دادن بدهيهاي خود اجتناب ميكنند. چاره كار چيست؟ تجربه نيمقرن اخير دنيا و ايران نشان ميدهد كه افزايش رقابت تنها چاره كار است. اگر راه ورود بانكهاي خارجي به ايران هموار شود، تهيدستان بيشترين منفعت را خواهند برد.
نهاد دولت اما در برابر خدمتي كه به بانكها ميدهد «حق تكليف» را براي خود تعريف كرده و تسهيلات تكليفي ارزانقيمت را به بانكها تحميل ميكند. اما تهيدستان ايراني هرگز در برابر خدمتي كه به بانكها ميكنند، دريافتي قابلاعتنايي بهدست نميآورند.
بانكهاي ايراني بهدلايل گوناگون سياسي- اقتصادي كه بنا بهگفته رييس پژوهشكده پولي و بانكي برآيندي از تاريخ تحولات اقتصاد سياسي ايران در دهههاي اخير است، در برابر اين ولينعمتان چه رفتاري دارند واقعيت اين است كه تهيدستان ايراني هرگز در بانكها جايي ندارند و اين مراكز مالي بهجاي اينكه خدمات كارآمد و مناسب به آنها ارايه دهند، رفتاري عجيب از خود نشان ميدهند.
بخش عمدهيي از منابع بانكها، سپردههاي قرضالحسنه است كه اصولا سودي به آنها پرداخت نميشود. بانكها به دلايلي كه البته ريشه در تصميمگيريهاي سياسي دارند در همه سالها و دهههاي اخير سود سپردهيي كمتر از نرخ تورم به سپردهگذاران دادهاند.
وقتي بازار پول رانتي و يارانهيي ميشود تهيدستان كه توانايي و قدرت چانهزني با بانكها را ندارند در صف آخر دريافت تسهيلات قرار ميگيرند. پرداخت وامهاي كوچك با دردسرهاي بزرگ به گروههاي كمدرآمد و تحقيري كه بر متقاضيان وام تحميل ميشود، شايد يكي از غمانگيزترين پديدهها در اقتصاد سياسي ايران باشد.
اين در حالي است كه بانكها به دستور دولت بيشترين سپردهها و منابع خود را به شركتهاي غولپيكر دولتي و صاحبان بنگاههاي اقتصادي بزرگ وام ميدهند و آنها نيز از پس دادن بدهيهاي خود اجتناب ميكنند. چاره كار چيست؟ تجربه نيمقرن اخير دنيا و ايران نشان ميدهد كه افزايش رقابت تنها چاره كار است. اگر راه ورود بانكهاي خارجي به ايران هموار شود، تهيدستان بيشترين منفعت را خواهند برد.