لباس سیاست از تن بورس درآید
محمدصادق جنانصفت
سكاندار تازه سازمان بورس و اوراق بهادار تهران از ديروز كار سخت و پيچيده خود را بهصورت رسمي آغاز كرد. حضور مديري تازه پساز ۱۰سال در اين سازمان، بازيگران سهام را در حالت بيم و اميد نگه ميدارد تا روزي كه رييس جديد برنامههاي خود را اعلام كند. فقدان تجربه فعاليت محمد فطانتفرد در اين نهاد پيچيده موجب شده است كه بازار در فضايي خاص بهسر برد تا برنامههاي تازه براي شرايط جديد اعلام شود. درباره تغيير فرمانده بورس اوراق بهادار پساز يك دهه و حضور مديري تازه چند نكته را يادآور ميشوم:
۱- واقعيت تلخ دوران ۱۰سال سپري شده در اين بازار، سياسي شدن فعاليتهاي اين سازمان بهويژه از سوي مديران ارشد آن بود. مديران قبلي اين نهاد در يكسال اخير اين شبهه را پيش آورده بودند كه كاهش شاخص كل به معناي كاهش و سقوط اقتصاد ايران است و با اين حربه راه را براي فعاليت آزادانه بازيگران بستند. اين درحالي است كه افت شاخص به معناي افت رييس و مدير سازمان بورس نيست. اين اتفاقي بود كه متاسفانه در سالهاي اخير رخ داده و از رفتارهاي سياسي به حساب ميآيد. اجتناب از اين رويه يك توصيه كارشناسي به رييس جديد بورس اوراق بهادار تهران است. يادآوري ميكنم كه مسوول كاهش شاخص كل، مديران شركتهاي فعال در بورس هستند كه احيانا با مديريت ناكارآمد و پنهانسازي اطلاعات راه را بر فعاليت شفاف بورس ميبندند.
۲- رييس جديد بورس تهران بايد با حضور جدي، پركار و كارشناسانه در اين سازمان بتواند شرايط كار و فعاليت را شفاف، كارآمد و بالنده كند و با دست باز در برابر مديران بالاتر در نهاد دولت بايستد. فرمانده جديد بورس اوراق بهادار تهران بايد قدرت متقاعدكنندگي مديران دولت را داشته باشد و در برابر اراده و خواستهاي غيراقتصادي آنها مقاومت كند. در غير اينصورت در شرايط نامساعدي قرار خواهد گرفت و كارهايي خواهد كرد كه غيركارشناسانه است.
۳- يكي از تنگناهاي بازار سهام در ايران از شروع فعاليت آن تا امروز مقدار اندك ابزارهاي سرمايهگذاري است. درحالي كه در ۱۰سال سپري شده وعدههاي قابل عنايتي در اين باره داده شد، اما گامهاي اساسي برداشته نشد، سكاندار جديد بورس بايد اين نقص را از بازار دور كرده و با استفاده از ديدگاههاي فعالان و كارشناسان، روشهاي سرمايهگذاري را گسترش دهد.
۴- احتمال دستكاري در برخي شاخصها در روزهاي سخت بهويژه در مقاطعي كه قيمتها روند نزولي داشت توسط يك مجموعه از مديران بورس از سطوح بالا تا سطوح مياني وجود داشت. رييس جديد بورس تهران با اين نگاه كه بايد از فرمان دادن اداري به قيمتها دست بردارد، نياز به مديراني دارد كه استراتژي عدم دخالت را در ذهن و جان خود پذيرفته باشند.
ادامه حضور مديران سياسي در مجموعه مديريت بورس اوراق بهادار كه دخالت در بازار را حق مديريت ميدانند كار را بر فرمانده جديد سخت خواهد كرد. انتخاب همكاراني كه با انديشههاي رييس جديد سازگار باشند يك ضرورت تمامعيار است.
۱- واقعيت تلخ دوران ۱۰سال سپري شده در اين بازار، سياسي شدن فعاليتهاي اين سازمان بهويژه از سوي مديران ارشد آن بود. مديران قبلي اين نهاد در يكسال اخير اين شبهه را پيش آورده بودند كه كاهش شاخص كل به معناي كاهش و سقوط اقتصاد ايران است و با اين حربه راه را براي فعاليت آزادانه بازيگران بستند. اين درحالي است كه افت شاخص به معناي افت رييس و مدير سازمان بورس نيست. اين اتفاقي بود كه متاسفانه در سالهاي اخير رخ داده و از رفتارهاي سياسي به حساب ميآيد. اجتناب از اين رويه يك توصيه كارشناسي به رييس جديد بورس اوراق بهادار تهران است. يادآوري ميكنم كه مسوول كاهش شاخص كل، مديران شركتهاي فعال در بورس هستند كه احيانا با مديريت ناكارآمد و پنهانسازي اطلاعات راه را بر فعاليت شفاف بورس ميبندند.
۲- رييس جديد بورس تهران بايد با حضور جدي، پركار و كارشناسانه در اين سازمان بتواند شرايط كار و فعاليت را شفاف، كارآمد و بالنده كند و با دست باز در برابر مديران بالاتر در نهاد دولت بايستد. فرمانده جديد بورس اوراق بهادار تهران بايد قدرت متقاعدكنندگي مديران دولت را داشته باشد و در برابر اراده و خواستهاي غيراقتصادي آنها مقاومت كند. در غير اينصورت در شرايط نامساعدي قرار خواهد گرفت و كارهايي خواهد كرد كه غيركارشناسانه است.
۳- يكي از تنگناهاي بازار سهام در ايران از شروع فعاليت آن تا امروز مقدار اندك ابزارهاي سرمايهگذاري است. درحالي كه در ۱۰سال سپري شده وعدههاي قابل عنايتي در اين باره داده شد، اما گامهاي اساسي برداشته نشد، سكاندار جديد بورس بايد اين نقص را از بازار دور كرده و با استفاده از ديدگاههاي فعالان و كارشناسان، روشهاي سرمايهگذاري را گسترش دهد.
۴- احتمال دستكاري در برخي شاخصها در روزهاي سخت بهويژه در مقاطعي كه قيمتها روند نزولي داشت توسط يك مجموعه از مديران بورس از سطوح بالا تا سطوح مياني وجود داشت. رييس جديد بورس تهران با اين نگاه كه بايد از فرمان دادن اداري به قيمتها دست بردارد، نياز به مديراني دارد كه استراتژي عدم دخالت را در ذهن و جان خود پذيرفته باشند.
ادامه حضور مديران سياسي در مجموعه مديريت بورس اوراق بهادار كه دخالت در بازار را حق مديريت ميدانند كار را بر فرمانده جديد سخت خواهد كرد. انتخاب همكاراني كه با انديشههاي رييس جديد سازگار باشند يك ضرورت تمامعيار است.