کد خبر 39473
۱۳۹۳/۱۰/۰۷ ۱۹:۳۲

شتاب افزایش مصرف گاز بیش از تولید

ساعت 24-همزمان با افزایش چشمگیر تولید گاز ایران، گزارش‌ها حاکی است که شتاب افزایش مصرف از تولید نیز بیشتر بوده است.
براساس گفته‌هاي روز پنج‌شنبه بيژن نامدار زنگنه، وزير نفت ايران هم‌اكنون روزانه ۶۶۰ ميليون متر مكعب گاز غني در كشور توليد مي‌شود. گاز غني گاز خامي است كه استخراج مي‌شود و بعد از پالايش به گاز سبك قابل استفاده براي سوخت تبديل مي‌شود. آنچه كه آمارهاي رسمي ايران نشان مي‌دهد هم‌اكنون ظرفيت توليد گاز سبك خشك فرآوري شده در ايران حدود ۵۷۰ تا ۵۷۵ ميليون متر مكعب است. اگر اين ميزان را از ميزان گاز غني كسر كنيم تقريبا روزي ۹۰ميليون متر مكعب گاز خام باقي مي‌ماند كه دو مصرف عمده دارد: تزريق به ميادين كهنه نفتي براي بالا بردن ميزان توليد نفت همچنين ارايه به واحدهاي پتروشيمي براي توليد محصولات.
قبل از بررسي قيمت‌هاي انرژي در ايران بد نيست به‌طور خلاصه به دو موضوع خارج از بحث اشاره كنم. اولا بيش از ۸۰ درصد ميادين نفتي ايران در نيمه دوم عمر خود هستند و سالانه ۸ تا ۱۳درصد از توليد آنها كم مي‌شود. ايران نياز به تزريق ۲۶۰ميليون متر مكعب گاز خام به اين ميادين دارد اما اين رقم هم‌اكنون به ۷۵ميليون متر مكعب هم نمي‌رسد. از طرفي ظرفيت‌هاي توليد در واحدهاي پتروشيمي ايران سالانه ۶۰ ميليون تن است اما عملا ايران به‌خاطر برخي مشكلات ازجمله كمبود گاز تنها سالانه ۴۰ميليون تن محصولات پتروشيمي توليد مي‌كند.

ايران روزانه ۳۵ميليون متر مكعب گاز به پتروشيمي‌ها تحويل مي‌دهد
مجيد بوجارزاده، سخنگوي شركت ملي گاز ايران دوشنبه اول دي ماه در گفت‌وگو با شانا گفت كه طي ۲۴ ساعت منتهي به اين روز ٥٦٩ ميليون متر مكعب گاز در بخش‌هاي خانگي، تجاري، صنايع و نيروگاه‌هاي كشور مصرف شده است. معني ارقام ذكر شده اين است كه ايران اگرچه نسبت به اول دي ماه پارسال، توليد گاز خود را روزانه تا ۸۰ ميليون متر مكعب افزايش داده با اين حال شتاب مصرف گاز تا حدي بوده است كه هم‌اكنون توليد و مصرف گاز در ايران به نقطه سربه‌سر رسيده است. يعني به زبان ساده، ايران هنوز هم گاز مازادي براي صادرات ندارد.

اين كشور سال‌هاست كه روزانه ۲۵ميليون متر مكعب گاز از تركمنستان دريافت و به همين ميزان گاز به تركيه صادر مي‌كند.
ايران از سال ۲۰۰۹ تا زمستان پارسال عملا هيچ ميدان جديد گازي را نتوانست راه‌اندازي كند و تنها از اواخر سال گذشته تاكنون بوده كه پنج فاز جديد پارس‌جنوبي به‌صورت زودهنگام به بهره‌برداري رسيده است يعني توليد گاز از اين فازها (۱۲، ۱۵، ۱۶، ۱۷ و ۱۸) به‌صورت نصف و نيمه انجام مي‌شود.
ذكر اين نكته خالي از لطف نيست كه مصرف گاز در ايران از سال ۱۹۸۰ تاكنون ۶۰ برابر افزايش يافته است. بد نيست نيم نگاهي به قيمت‌هاي انرژي در ايران و بورس تجاري نيويورك امريكا داشته باشيم:
جدول ضميمه

آنچه كه جدول بالا نشان مي‌دهد نه تنها مصرف انرژي در ايران نسبت به جمعيت همچنين توليد ناخالص ملي بسيار چشمگير است بلكه اصولا ايراني‌ها هزينه چنداني براي انرژي مصرفي خود پرداخت نمي‌كنند. شايد مقايسه قيمت‌هاي انرژي در ايران و امريكا باتوجه به اينكه متوسط درآمد هر خانواده امريكايي سالانه ۵۴ هزاردلار يعني ۱۰برابر خانواده‌هاي ايراني است، چندان خوشايند نباشد اما ذكر اين نكته خالي از لطف نيست كه ايراني‌ها سالانه معادل يك ميليارد و ۶۰۰ ميليون بشكه نفت‌خام، انرژي مصرف مي‌كنند. از طرفي قيمت حامل‌هاي انرژي در برخي همسايه‌هاي ايران حتي از خود امريكا نيز بيشتر است.

آقاي زنگنه تابستان سال جاري اعلام كرد كه سالانه حدود ۹۰ميليارد دلار سوخت در كشور مصرف مي‌شود كه ۸۰ميليارد دلار آن را دولت در قالب پرداخت يارانه‌ها به‌دوش مي‌كشد. اين رقم برابر با كل صادرات ايران اعم از نفت و كالاهاي غيرنفتي در شرايط حاضر است.
اما مشكل انرژي در ايران، تنها مربوط به مردم نيست و برخلاف ادعاهايي كه مي‌شود، مردم عادي ايران نقش چندان زيادي در هدر رفتن انرژي ندارند بلكه خود قرباني اين وضعيت هستند.
شايد در سخنان مسوولان و متوليان امور، هميشه مردم مقصر اصلي مصرف چشمگير انرژي در كشور عنوان شوند اما آمارهاي رسمي خود دولت كه معمولا به مردم عادي تبيين نمي‌شود، حاكي است كه يك چهارم انرژي توليدي كشور بدون اينكه به‌دست هيچ مصرف‌كننده‌يي برسد، هدر مي‌رود. اين رقم معادل سالانه چهارصد ميليون بشكه نفت‌خام است.
بد نيست نيم‌نگاهي به توليد برق در ايران بيندازيم. حدود ۸۲ درصد از برق كشور در نيروگاه‌هاي حرارتي توليد مي‌شود كه بازده آنها حدود ۳۷درصد است. از طرفي حدود ۱۴درصد از برق توليدي كشور در مسير انتقال و رساندن به‌دست مصرف‌كننده هدر مي‌رود. ظرفيت استفاده نيروگاه‌هاي حرارتي از گاز حدود ۲۰۰ميليون متر مكعب در روز است كه ايران تنها قادر به تامين نيمي از اين رقم است و بقيه سوخت مورد نياز از گازوييل و نفت كوره تامين مي‌شود. ايران در سال گذشته ۲۸ميليارد ليتر گازوييل و نفت كوره در اين بخش مصرف كرد. باتوجه به بازدهي بسيار نازل نيروگاه‌ها و هدر شدن بخش عظيمي از برق توليد شده در پروسه انتقال عملا توليد برق در ايران صرفه اقتصادي ندارد. از طرفي حدود ۴۰درصد از آلودگي هوا در ايران زاييده فعاليت نيروگاه‌هاي برقي به‌خصوص استفاده آنها از سوخت‌هاي مايع به‌جاي گاز است. زيان ناشي از آلودگي هوا در ايران سالانه حدود ۱۶ميليارد دلار تخمين زده مي‌شود.
هزينه‌هايي كه در بالا ذكر شد براي كشوري با اقتصادي حدود ۳۶۰ميليارد دلاري بسيار چشمگير است. براي نمونه تركيه با اقتصادي به‌بزرگي دو برابر اقتصاد ايران، نصف همسايه شرقي خود انرژي مصرف مي‌كند.
از سال ۲۰۱۰ تاكنون ايران قيمت حامل‌هاي انرژي را در دو مرحله و به‌صورت چشمگيري افزايش داده اما ارزش پول ايران در مقابل دلار طي اين دوران سه و‌نيم برابر كمتر شده است. اگر قيمت هر دلار در آن سال حدود ۱۰۰۰تومان بود هم‌اكنون بيش از ۳۵۰۰تومان است. به‌عبارتي قيمت انرژي در ايران طي اين سال‌ها نه‌تنها بيشتر نشده، بلكه كمتر نيز شده است. از طرفي دولت سالانه مجبور به پرداخت ۱۲ميليارد دلار پول به‌حساب مردم در قالب يارانه‌هاي نقدي است.
البته دست دولت براي افزايش قيمت حامل‌هاي انرژي بسته است. اولا كشور چند ماهي است كه از ركود اقتصادي كه بيش از دو سال به طول انجاميد و اقتصاد كشور را حدود ۹درصد كوچك‌تر كرد، خارج شده و از طرفي دولت بعد از يك ونيم سال تلاش، نرخ تورم را از بالاي ۳۵درصد به زير ۱۸درصد رسانده است. لايحه بودجه سال آينده نيز نشان مي‌دهد كه دولت قصد ندارد تا پايان سال ۹۴ افزايشي در قيمت حامل‌هاي انرژي بدهد.

اخبار مرتبط

نظرات کاربران

نظر شما

ساعت 24 از انتشار نظرات حاوی توهین و افترا و نوشته شده با حروف لاتین معذور است.

هنوز نظری برای این خبر تایید نشده است.

ویترین

سام
چینی زرین

ویژه
تریبون

تازه ترین اخبار
بیشتر

تبلیغات متنی

بانک