امریکا از دست اردوغان خشمگین است
ساعت 24- رجب طیب اردوغان، همان کسی است که شاید مردم ترکیه علاقمند بودند رییس دولت این کشور باشد تا رفاه و توسعه را به همراه بیاورد. حزب اردوغان در یک دهه حکومت بر ارکان قوا در ترکیه تا اندازهای این آرزو را برآورده کرد، اما رفتارهای عجیب اردوغان در این ماههای اخیر موجب تعجب شده است.
يك گزارش منتشر شده در مركز تحقيقات استراتژيك در ايران نشان ميدهد كه اردوغان با رفتارهاي بديع خود موجب خشم و ناراحتي امريكا شده است. در اين گزارش ميخوانيم:
امريكا از دست اردوغان ناراحت و خشمگين و در برابر او تقريبا ناتوان است، زيرا اردوان هم نخبگان ارتش و سرآمدان لاييك و هم زمينههاي اجتماعي آنها را تضعيف كرده است. مفاومتهاي پارلماني هم تضعيف شدهاند. اردوغان حتي به سايتها و شبكههاي اجتماعي هم ضرب شست نشان داده تا از او بترسند. يك ميليون و ۶۰۰ هزار آواره سوري و عراقي، دستمايه چانهزني آزارنده تركيه با امريكاست.
در اين شرايط، اگر تركيه اردوغان به مسير ضعف بيفتد، آيندهاش به سرعت تخريب خواهد شد. اما اين آينده قطعيت نيافته است زيرا ذخيره مشروعيت اردوغان هنوز به پايان نرسيده است: به نيروي تودههاي مردم بر مخالفتهاي نخبگان صحنه سياست فائق آمده، اثبات اينكه اين مخالفان (مانند فتحالله گولن) ريشههايي در اردوي بيگانگان دارند و تاكيد مكرر در قبال مخالفان به اينكه «شما در اقليت و ما در اكثريتايم» و در متن اجتماع وسيع طرفداران خود اشاره كردن به اينكه «مردم يعني اين»... گونهاي درس گرفتن دلت اردوغان از تجربيات سياست ايراني را نشان ميدهد [البته در مقام بيان يك تفاوت، تاكيد اردوغان بر تودههاي مسلمان – سنتي است، حال آنكه تاكيد دولت ايران بر تودههاي مسلمان – انقلابي است].
در حالي كه تاكنون ابزار سياست خارجي امريكا براي كنترل دولتهاي به اصطلاح ياغي در خاورميانه، استفاده از نخبگان سياسي ميانهرو و غربگرا در داخل يا خارج آن دولتها بوده است، اينكه در تركيه آن نخبگان در حالت ضعف و فتور قرار دارند. سياست خارجي امروز تركيه با اين حقيقت تعريف ميشود كه اين سياست خارجي همه چيزش را به ميدان آورده و به همين دليل در صورت شكست يا ناكامي، همه چيز عليه آن خواهد بود.
آغاز يا علامت شكست اردوغان ميتواند ناكامي آن در كنترل و مديريت داعش باشد. ناكامي داعش در تصرف عينالعرب ميتواند پيروزي بشار اسد، به كرسي نشستن خواست امريكا در برابر تركيه، تقويت روحي و سياسي اكراد در تركيه و سوريه، تقويت مخالفان داخلي اردوغان، و سرانجام تضعيف شديد داعشي باشد كه تركيه اميد فراوان به آن بسته است، داعشي كه همه رقباي تركيه را متوحش كرده است و فعلا براي همه خطر است اما براي تركيه مزيت. اينكه اردوغان اكراه ميورزد كه اصطلاح تروريست براي داعش به كار ببرد و داوود اوغلو داعش را به جاي تروريست ناميدن، سازماني راديكال با ساختاري تروريستگونه تعريف ميكند، بيدليل نيست.
تحركات اخير تركيه در منطقه بر طبق اصول راهنمايي صورت نميگيرد. شايد يك دولت همواره معاملهگر مشكل بتواند داراي استراتژي كلاني باشد. منطقه خاورميانه به جاي سياست خارجي تركيه با رهبري كمابيش شخصي با الهامات شخصي اردوغان مواجه است، رهبري كه بيشتر از آنكه از ساختارهاي جاافتاده يا سنت سياست خارجي تركيه بهره ببرد، اينها از او نيروي تحرك يافتهاند.
به نظر ميرسد رفتارهاي خارجي اردوغان ريشهاي بيشتر بيروني دارد تا دروني، يعني موتور محرك آن احتمالا وعدههاي خارجي است. از آنجا كه سياست bandwagoning معمولا به نتايج مورد توقع نايل نميشود. بنابراين شايد بهترين سياست در برابر تركيه صبر و ترصد هوشيارانه است تا اين كشور سرانجام با نتايج منطقي رفتارهاي خارجياش مواجه شود.
امريكا از دست اردوغان ناراحت و خشمگين و در برابر او تقريبا ناتوان است، زيرا اردوان هم نخبگان ارتش و سرآمدان لاييك و هم زمينههاي اجتماعي آنها را تضعيف كرده است. مفاومتهاي پارلماني هم تضعيف شدهاند. اردوغان حتي به سايتها و شبكههاي اجتماعي هم ضرب شست نشان داده تا از او بترسند. يك ميليون و ۶۰۰ هزار آواره سوري و عراقي، دستمايه چانهزني آزارنده تركيه با امريكاست.
در اين شرايط، اگر تركيه اردوغان به مسير ضعف بيفتد، آيندهاش به سرعت تخريب خواهد شد. اما اين آينده قطعيت نيافته است زيرا ذخيره مشروعيت اردوغان هنوز به پايان نرسيده است: به نيروي تودههاي مردم بر مخالفتهاي نخبگان صحنه سياست فائق آمده، اثبات اينكه اين مخالفان (مانند فتحالله گولن) ريشههايي در اردوي بيگانگان دارند و تاكيد مكرر در قبال مخالفان به اينكه «شما در اقليت و ما در اكثريتايم» و در متن اجتماع وسيع طرفداران خود اشاره كردن به اينكه «مردم يعني اين»... گونهاي درس گرفتن دلت اردوغان از تجربيات سياست ايراني را نشان ميدهد [البته در مقام بيان يك تفاوت، تاكيد اردوغان بر تودههاي مسلمان – سنتي است، حال آنكه تاكيد دولت ايران بر تودههاي مسلمان – انقلابي است].
در حالي كه تاكنون ابزار سياست خارجي امريكا براي كنترل دولتهاي به اصطلاح ياغي در خاورميانه، استفاده از نخبگان سياسي ميانهرو و غربگرا در داخل يا خارج آن دولتها بوده است، اينكه در تركيه آن نخبگان در حالت ضعف و فتور قرار دارند. سياست خارجي امروز تركيه با اين حقيقت تعريف ميشود كه اين سياست خارجي همه چيزش را به ميدان آورده و به همين دليل در صورت شكست يا ناكامي، همه چيز عليه آن خواهد بود.
آغاز يا علامت شكست اردوغان ميتواند ناكامي آن در كنترل و مديريت داعش باشد. ناكامي داعش در تصرف عينالعرب ميتواند پيروزي بشار اسد، به كرسي نشستن خواست امريكا در برابر تركيه، تقويت روحي و سياسي اكراد در تركيه و سوريه، تقويت مخالفان داخلي اردوغان، و سرانجام تضعيف شديد داعشي باشد كه تركيه اميد فراوان به آن بسته است، داعشي كه همه رقباي تركيه را متوحش كرده است و فعلا براي همه خطر است اما براي تركيه مزيت. اينكه اردوغان اكراه ميورزد كه اصطلاح تروريست براي داعش به كار ببرد و داوود اوغلو داعش را به جاي تروريست ناميدن، سازماني راديكال با ساختاري تروريستگونه تعريف ميكند، بيدليل نيست.
تحركات اخير تركيه در منطقه بر طبق اصول راهنمايي صورت نميگيرد. شايد يك دولت همواره معاملهگر مشكل بتواند داراي استراتژي كلاني باشد. منطقه خاورميانه به جاي سياست خارجي تركيه با رهبري كمابيش شخصي با الهامات شخصي اردوغان مواجه است، رهبري كه بيشتر از آنكه از ساختارهاي جاافتاده يا سنت سياست خارجي تركيه بهره ببرد، اينها از او نيروي تحرك يافتهاند.
به نظر ميرسد رفتارهاي خارجي اردوغان ريشهاي بيشتر بيروني دارد تا دروني، يعني موتور محرك آن احتمالا وعدههاي خارجي است. از آنجا كه سياست bandwagoning معمولا به نتايج مورد توقع نايل نميشود. بنابراين شايد بهترين سياست در برابر تركيه صبر و ترصد هوشيارانه است تا اين كشور سرانجام با نتايج منطقي رفتارهاي خارجياش مواجه شود.