«انقلاب شیل» و خاورمیانه کم قدرت
ساعت ۲۴- بررسیها درباره «انقلاب شیل» که سرمایهداران امریکایی آن را شروع و به سایر کشورها صادر کردند ادامه دارد.
انقلاب شيل را ميتوان «انقلاب تكنولوژي» دانست كه به انسان اجازه داد به جاي جستوجو، كشف و استخراج نفت در دل درياها و بيابانها، آن را در ماسهها به دست آورد. اين انقلاب كه صادركنندگان نفت در خاورميانه آن را باور نميكردند اكنون نفسها را در سينه حبس كرده و با وجود كاهش قيمت نفت به هر بشكه ۶۰ دلار باز هم توليد آن ادامه دارد.
سعيد مددي پژوهشگر همكار با موسسه بينالمللي مطالعات انرژي در نشريه تخصصي اين موسسه با عنوان «تاثير انقلاب شيل بر نقش كشورهاي خاورميانه در آينده بازار جهان» معتقد است انقلاب شيل عامل دگرديسي جغرافياي سياسي جهان شده و از طرفي موجب كاهش قدرت سياسي كشورهاي نفتي خاورميانه ميشود.
وي نوشته است: بزرگترين نگراني كشورهاي نفتي خاورميانه، در باره پتانسيل انتشار فناوري نفت شيل به خارج از امريكا است. موسسه HIS در مطالعهاي ۲۳ منطقه نفت شيل كه كيفيت مشابه با امريكاي شمالي دارند را مشخص كرده است. منابع قابل بازيافت از اين مناطق حدود ۳۴۵ ميليارد بشكه نفت خام براورد شده است، به بيان ديگر حدود ۱۰ درصد از منابع نفتي برآورد شده دنيا از منبع شيل ميباشند. با در نظر گرفتن مقدار عظيم منافع نفت شيل، تكرار موفقيت نفت شيل امريكا در ساير نقاط جهان ميتواند سبب شوك جهاني عرضه شود و توليدكنندگان خاورميانه را به صورت جدي تحت فشار قرار دهد.
بايد توجه داشت كه جداي از قيمتهاي بالاي نفت خام و نوآوريهاي فناوري، ديگر شرايط موجود در امريكا نيز بر انقلاب نفت شيل موثر ميباشند. به عنوان مثال در روسيه برخلاف امريكا، دولت صاحب منابع زيرزميني ميباشد، بخش خدمات ضعيف است، تجهيزات كافي وجود ندارد، نظام مالياتي به اصلاحات جدي نيازمند است و بازار سرمايه محدود و ضعيف است. به همين سبب انقلاب نفت شيل تا آينده نزديك به صورت عمده يك رخداد امريكايي باقي خواهد ماند.
انقلاب نفت شيل امريكا سبب شده است جريان تجارت نفت خام و فرآوردههاي نفتي تغيير كند و حتي برخي معتقدند اهميت خاورميانه در سيستم انرژي جهاني نيز دستخوش تغيير شده است. در واقع، رشد توليدات داخلي امريكا سبب شده است پالايشگران امريكايي نفتهاي وارداتي را پس بزنند. قابل توجه است كه حدود ۹۶ درصد از يك ميليون و ۸۰۰ هزار بشكه افزايش توليدات داخلي امريكا در فاصله سالهاي ۲۰۱۱ تا ۲۰۱۳ به عنوان نفت سبك با درجه API دستكم ۴۰ ميباشد. توليد نفت سبك داخلي سبب واردات شده واردات نفت سبك از كشورهاي آفريقايي مانند نيجريه، آنگولا و الجزاير به مرز صفر برسد.
با محدود شدن بازار نفت در غرب، توليدكنندگان به دنبال بازار جايگزين در آسيا ميباشند. تغيير در جريان تجارت، اثرات بزرگي بر توليدكنندگان خاورميانه خواهد داشت كه البته اين اثرات هنوز به طور كامل درك نشده است. اقتصادهاي رو به رشد كشورهاي آسيايي در طول دهه گذشته تا حد زيادي بر عرضهكنندگان خاورميانه تكيه داشت. اما در حال حاضر شرايط در حال تغيير است و صادركنندگان خاورميانه با رقابتي شديد در بازارهاي مهم و كليدي مواجه هستند. كشورهاي خاورميانه براي آنكه سهم خود در بازار آسيا را حفظ كنند، مجبور خواهند شد به رقابت شديد بپردازند.
محمد مددي نوشته است: سوال كليدي اين است كه آيا شوك عرضه امريكا و تغييرات جريان تجارت نفت خام و فرآوردههاي نفتي كه در نتيجه انقلاب نفت شيل اتفاق افتاده است، به اندازهاي اثرگذار ميباشد كه سبب شود ثبات كشورهاي نفتي خاورميانه و جايگاه آنها در بازار جهاني نفت متزلزل شود؟
برخي معتقدند انقلاب نفت شيل سبب تضعيف درآمدهاي كشورهاي نفتي خاورميانه ميشود و در ادامه توان حكومتي اين كشورها زير سوال خواهد رفت و سرانجام با بروز تحولاتي در اين كشورها همراه خواهد شد. در اين اين ديدگاه بيان ميشود كه بازار با مازاد عرضه مواجه خواهد شد و از قيمت نفت خام كاسته خواهد شد. البته در مقابل كشورهاي نفتي خاورميانه انتخابهاي ديگري در خصوص سياستهاي توليد و سرمايهگذاري دارند. در حالي كه تغيير جريان تجارت نفت خام باعث شده است كه رقابت در بازارهاي مختلف شديد شود، هيچ دليلي وجود ندارد كه بيان كند كشورهاي نفتي خاورميانه نميتوانند با وفق دادن سياستهاي بازاريابي و قيمتگذاري با شرايط جديد، سهم خود را در بازار حفظ كنند.
در ديدگاه ديگر، بيان ميشود امريكا به دنبال كاهش وابستگي به نفت وارداتي از خاورميانه ميباشد كه اين امر سبب كاهش توجه امريكا به اين منطقه شده و از حضور نظامي امريكا در اين منطقه ميكاهد. بدين ترتيب وضعيت امنيت در منطقه خاورميانه تغيير خواهد كرد. در واقع، با كاهش از انعطافپذيري بيشتري در مناسبات بينالمللي برخوردار مي شود. البته بايد اشاره داشت كه علاقه و توجه امريكا به خاورميانه تنها به سبب منابع نفتي و تامين امنيت عرضه براي اين كشور نميباشد و مواردي چون محافظت از منافع اسراييل، مقابله با تروريسم، كنترل برنامه هستهاي ايران و حفظ ثبات و يكپارچگي عراق نيز به عنوان انگيزههاي حضور نظامي امريكا در خاورميانه مطرح شده است.
سعيد مددي پژوهشگر همكار با موسسه بينالمللي مطالعات انرژي در نشريه تخصصي اين موسسه با عنوان «تاثير انقلاب شيل بر نقش كشورهاي خاورميانه در آينده بازار جهان» معتقد است انقلاب شيل عامل دگرديسي جغرافياي سياسي جهان شده و از طرفي موجب كاهش قدرت سياسي كشورهاي نفتي خاورميانه ميشود.
وي نوشته است: بزرگترين نگراني كشورهاي نفتي خاورميانه، در باره پتانسيل انتشار فناوري نفت شيل به خارج از امريكا است. موسسه HIS در مطالعهاي ۲۳ منطقه نفت شيل كه كيفيت مشابه با امريكاي شمالي دارند را مشخص كرده است. منابع قابل بازيافت از اين مناطق حدود ۳۴۵ ميليارد بشكه نفت خام براورد شده است، به بيان ديگر حدود ۱۰ درصد از منابع نفتي برآورد شده دنيا از منبع شيل ميباشند. با در نظر گرفتن مقدار عظيم منافع نفت شيل، تكرار موفقيت نفت شيل امريكا در ساير نقاط جهان ميتواند سبب شوك جهاني عرضه شود و توليدكنندگان خاورميانه را به صورت جدي تحت فشار قرار دهد.
بايد توجه داشت كه جداي از قيمتهاي بالاي نفت خام و نوآوريهاي فناوري، ديگر شرايط موجود در امريكا نيز بر انقلاب نفت شيل موثر ميباشند. به عنوان مثال در روسيه برخلاف امريكا، دولت صاحب منابع زيرزميني ميباشد، بخش خدمات ضعيف است، تجهيزات كافي وجود ندارد، نظام مالياتي به اصلاحات جدي نيازمند است و بازار سرمايه محدود و ضعيف است. به همين سبب انقلاب نفت شيل تا آينده نزديك به صورت عمده يك رخداد امريكايي باقي خواهد ماند.
انقلاب نفت شيل امريكا سبب شده است جريان تجارت نفت خام و فرآوردههاي نفتي تغيير كند و حتي برخي معتقدند اهميت خاورميانه در سيستم انرژي جهاني نيز دستخوش تغيير شده است. در واقع، رشد توليدات داخلي امريكا سبب شده است پالايشگران امريكايي نفتهاي وارداتي را پس بزنند. قابل توجه است كه حدود ۹۶ درصد از يك ميليون و ۸۰۰ هزار بشكه افزايش توليدات داخلي امريكا در فاصله سالهاي ۲۰۱۱ تا ۲۰۱۳ به عنوان نفت سبك با درجه API دستكم ۴۰ ميباشد. توليد نفت سبك داخلي سبب واردات شده واردات نفت سبك از كشورهاي آفريقايي مانند نيجريه، آنگولا و الجزاير به مرز صفر برسد.
با محدود شدن بازار نفت در غرب، توليدكنندگان به دنبال بازار جايگزين در آسيا ميباشند. تغيير در جريان تجارت، اثرات بزرگي بر توليدكنندگان خاورميانه خواهد داشت كه البته اين اثرات هنوز به طور كامل درك نشده است. اقتصادهاي رو به رشد كشورهاي آسيايي در طول دهه گذشته تا حد زيادي بر عرضهكنندگان خاورميانه تكيه داشت. اما در حال حاضر شرايط در حال تغيير است و صادركنندگان خاورميانه با رقابتي شديد در بازارهاي مهم و كليدي مواجه هستند. كشورهاي خاورميانه براي آنكه سهم خود در بازار آسيا را حفظ كنند، مجبور خواهند شد به رقابت شديد بپردازند.
محمد مددي نوشته است: سوال كليدي اين است كه آيا شوك عرضه امريكا و تغييرات جريان تجارت نفت خام و فرآوردههاي نفتي كه در نتيجه انقلاب نفت شيل اتفاق افتاده است، به اندازهاي اثرگذار ميباشد كه سبب شود ثبات كشورهاي نفتي خاورميانه و جايگاه آنها در بازار جهاني نفت متزلزل شود؟
برخي معتقدند انقلاب نفت شيل سبب تضعيف درآمدهاي كشورهاي نفتي خاورميانه ميشود و در ادامه توان حكومتي اين كشورها زير سوال خواهد رفت و سرانجام با بروز تحولاتي در اين كشورها همراه خواهد شد. در اين اين ديدگاه بيان ميشود كه بازار با مازاد عرضه مواجه خواهد شد و از قيمت نفت خام كاسته خواهد شد. البته در مقابل كشورهاي نفتي خاورميانه انتخابهاي ديگري در خصوص سياستهاي توليد و سرمايهگذاري دارند. در حالي كه تغيير جريان تجارت نفت خام باعث شده است كه رقابت در بازارهاي مختلف شديد شود، هيچ دليلي وجود ندارد كه بيان كند كشورهاي نفتي خاورميانه نميتوانند با وفق دادن سياستهاي بازاريابي و قيمتگذاري با شرايط جديد، سهم خود را در بازار حفظ كنند.
در ديدگاه ديگر، بيان ميشود امريكا به دنبال كاهش وابستگي به نفت وارداتي از خاورميانه ميباشد كه اين امر سبب كاهش توجه امريكا به اين منطقه شده و از حضور نظامي امريكا در اين منطقه ميكاهد. بدين ترتيب وضعيت امنيت در منطقه خاورميانه تغيير خواهد كرد. در واقع، با كاهش از انعطافپذيري بيشتري در مناسبات بينالمللي برخوردار مي شود. البته بايد اشاره داشت كه علاقه و توجه امريكا به خاورميانه تنها به سبب منابع نفتي و تامين امنيت عرضه براي اين كشور نميباشد و مواردي چون محافظت از منافع اسراييل، مقابله با تروريسم، كنترل برنامه هستهاي ايران و حفظ ثبات و يكپارچگي عراق نيز به عنوان انگيزههاي حضور نظامي امريكا در خاورميانه مطرح شده است.