محسن رناني، اقتصاددان ايراني:
اقتصاد ایران دچار تشنج است
ساعت ۲۴- اعظم پویان - محسن رنانی، اقتصاددان ایرانی، مجموعا حرفهای نامتعارف میزند و در گفتن برخی از مسایل ملاحظات کمتری دارد. او که هرگز در هیچ منصب دولتی – غیر از استادی دانشگاه – فعالیت نمیکند در تازهترین ارزیابی خود از اقتصاد ایران گفت: «اقتصاد ایران در حال حاضر گرفتار تب و تشنج است گرفتاریهای روزمره آن را دربر گرفته و باید برای سرپا شدن آن راهحلهای کوتاهمدت ارایه شود.»
رناني اين داوري درباره اقتصاد ايران را در پاسخ به يكي از كساني كه در مراسم رونمايي از كتاب پيكيتي اقتصاددان جنجالي فرانسه به نام «سرمايه در قرن بيست و يكم» گرد آمده بود بيان كرد و ادامه داد: شما ميپرسيد كه كتاب پيكيتي تا چه اندازه به درد دولتمردان ايراني ميخورد و من ميگويم «هيچ».
چرا كه اين كتاب به درد اقتصادي ميخورد كه ميخواهد عضلاتش را تقويت كند كه اقتصاد ايران در اين وضع نيست. ما براي اقتصاد ايران الان بايد اصلاحات عاجلي بهعمل آوريم تا اين بيمار كه زمين افتاده است بتواند بنشيند وسرپا بايستد، راه بيفتد بعد كه راه افتاد تازه ميتوانيم بگوييم كه در اين مسير در بلندمدت با چه انحرافاتي روبهروخواهي شد.
در واقع اين كتاب با كوتاهمدت كاربردي ندارد ولي در نگاه بلندمدت شايد، حالا به چه علت. از اين بابت كه معمولا سياستگذاران اقتصادي ما طي سالهاي پس از جنگ با شيفتگي خاصي به سرمايهداري نگاه كردهاند و گام به گام الگوهاي آن را پياده ميكنند اين كتاب هشدارخوبي است براي اينكه بگويد برخي از اين سياستها ميتواند پيامدهاي شكاف طبقاتي داشته باشد. الان مساله شكاف طبقاتي نيست بلكه فساد فراگيري است كه نظام سياسي اقتصادي را با خود درگير كرده است و اگر اين مساله را حل نكنيم اصلا بحث اينكه اغنيا بيشتر دارند ميبرند و فقرا كمتر هرچند كه به نوبه خود مساله بسيار مهمي است اما مساله امروز ايران نيست. اگر اين شكاف بيشتر ميشود، ناشي از كاركرد ساختار نظام سرمايهداري نيست. ما كه اصلا سرمايهداري نيستيم. ما هيچ يك از مولفه و مفروضات علم كه براي يك اقتصاد سرمايهداري و مبتني بر بازار آزاد برميشمرد را نداريم.
دولت خيرخواه با اطلاعات كامل و يكپارچه اين سه ويژگي را نداريم. خيرخواه يعني اينكه دنبال محقق كردن آن چيزي باشد كه رفاه، لذت و رضايت مردم را بالا ببرد. همهچيز دان هم نيست. موج عدم ناتوانيهاي تخصصي و علمي وجود دارد. همچنين پارههاي قدرت تقسيم شده است بين گروههاي سياسي كه هدف يكساني را دنبال نميكنند و تابع هدف يگانهيي ندارند بنابراين ما فاقد مفروضات اوليه نظام سرمايهداري هستيم كه بعد بخواهيم اين كتاب تاثير بگذارد. در واقع ما در دوران پيشاسرمايهداري بهسر ميبريم. بايد اول به دوره سرمايهداري منتقل شويم تا بعد بتوانيم درمورد آن بحث كنيم اما مباحثي كه اين كتاب برميانگيزد، روشنگر است. يعني ذهنهاي ما روشن ميكند كه چه قدر زواياي گوناگون در حوزه اقتصاد را بايد توجه كرد. بعضي وقتها يك قانون ميتواند در يك سيستم انحراف ايحاد كند. اين زوايا بسيار روشنگر و قابل استفاده است. بهنظر ميرسد ماموريت اين كتاب در اين لحظه تاريخي در حوزههاي اقتصادي و علوم سياسي اين است كه با تزريق موضوع، بحث و چالش و نشاط فكري در اين حوزهها ايجاد كند.
چرا كه اين كتاب به درد اقتصادي ميخورد كه ميخواهد عضلاتش را تقويت كند كه اقتصاد ايران در اين وضع نيست. ما براي اقتصاد ايران الان بايد اصلاحات عاجلي بهعمل آوريم تا اين بيمار كه زمين افتاده است بتواند بنشيند وسرپا بايستد، راه بيفتد بعد كه راه افتاد تازه ميتوانيم بگوييم كه در اين مسير در بلندمدت با چه انحرافاتي روبهروخواهي شد.
در واقع اين كتاب با كوتاهمدت كاربردي ندارد ولي در نگاه بلندمدت شايد، حالا به چه علت. از اين بابت كه معمولا سياستگذاران اقتصادي ما طي سالهاي پس از جنگ با شيفتگي خاصي به سرمايهداري نگاه كردهاند و گام به گام الگوهاي آن را پياده ميكنند اين كتاب هشدارخوبي است براي اينكه بگويد برخي از اين سياستها ميتواند پيامدهاي شكاف طبقاتي داشته باشد. الان مساله شكاف طبقاتي نيست بلكه فساد فراگيري است كه نظام سياسي اقتصادي را با خود درگير كرده است و اگر اين مساله را حل نكنيم اصلا بحث اينكه اغنيا بيشتر دارند ميبرند و فقرا كمتر هرچند كه به نوبه خود مساله بسيار مهمي است اما مساله امروز ايران نيست. اگر اين شكاف بيشتر ميشود، ناشي از كاركرد ساختار نظام سرمايهداري نيست. ما كه اصلا سرمايهداري نيستيم. ما هيچ يك از مولفه و مفروضات علم كه براي يك اقتصاد سرمايهداري و مبتني بر بازار آزاد برميشمرد را نداريم.
دولت خيرخواه با اطلاعات كامل و يكپارچه اين سه ويژگي را نداريم. خيرخواه يعني اينكه دنبال محقق كردن آن چيزي باشد كه رفاه، لذت و رضايت مردم را بالا ببرد. همهچيز دان هم نيست. موج عدم ناتوانيهاي تخصصي و علمي وجود دارد. همچنين پارههاي قدرت تقسيم شده است بين گروههاي سياسي كه هدف يكساني را دنبال نميكنند و تابع هدف يگانهيي ندارند بنابراين ما فاقد مفروضات اوليه نظام سرمايهداري هستيم كه بعد بخواهيم اين كتاب تاثير بگذارد. در واقع ما در دوران پيشاسرمايهداري بهسر ميبريم. بايد اول به دوره سرمايهداري منتقل شويم تا بعد بتوانيم درمورد آن بحث كنيم اما مباحثي كه اين كتاب برميانگيزد، روشنگر است. يعني ذهنهاي ما روشن ميكند كه چه قدر زواياي گوناگون در حوزه اقتصاد را بايد توجه كرد. بعضي وقتها يك قانون ميتواند در يك سيستم انحراف ايحاد كند. اين زوايا بسيار روشنگر و قابل استفاده است. بهنظر ميرسد ماموريت اين كتاب در اين لحظه تاريخي در حوزههاي اقتصادي و علوم سياسي اين است كه با تزريق موضوع، بحث و چالش و نشاط فكري در اين حوزهها ايجاد كند.