چهارشنبه ۱۷ بهمن ۱۳۹۷ - ۰۹:۵۳

گفت و گو با فریدون مجلسی درباره توسعه دیپلماسی اقتصادی

نباید به تحریمها عادت کنیم

فریدون مجلسی

فریدون مجلسی گفت:موضوع مهم این است که در شرایط موجود برای از بین بردن تحریمها فکری نکرده ایم و به این فکر هستیم چگونه با تحریمها زندگی کنیم. به همین دلیل است که تفکیک میان حقوق ملی که امری مبهم و انتزاعی شده است با منافع ملی ضرورت دارد

فریدون مجلسی دیپلمات باسابقه و از مترجمان و تحلیلگران پرکار ایران است. در گفت و گویی  از الزامها و موانع سیاست خارجی ایران به خصوص از منظر دیپلماسی اقتصادی جویا شدیم.این دیپلمات پیشین با اشاره به برجام و گشایشهایی که از منظر آن پدیدار شد تاکید کرد به هر دلیل موضوع توافق هسته ای بیش از آنکه از منظر اقتصادی دیده شود به سرعت رنگ سیاسی و امنیتی به خود گرفت. وی همچنین خاطرنشان می کند در چنین شرایطی بحث دیپلماسی اقتصادی و احیای معاونت اقتصادی وزارت خارجه اهمیت پیدا می کند که می تواند از رهگذر آن توسعه، هم اندیشی و نزدیکی سیاسی فراهم شود.مجلسی در ادامه این گفت و گو با بیان اینکه تشنج و تنش دشمن توسعه اقتصادی است، تصریح می کند: موضوع مهم این است که در شرایط موجود برای از بین بردن تحریمها فکری نکرده ایم و به این فکر هستیم چگونه با تحریمها زندگی کنیم. به همین دلیل است که تفکیک میان حقوق ملی که امری مبهم و انتزاعی شده است با منافع ملی ضرورت دارد، زیرا در سیاست ارجحیت با منافع ملی است که با عدد، رقم، تاریخ و محاسبه قابل اتکا است.گفت وگوی وی با نشریه اتاق بازرگانی را درزیر می خوانید:


***
پرسش- سال گذشته در چنین زمانی بود که بحث تغییر ساختار در وزارت خارجه رسماً عملیاتی شد. در این تغییرات دو معاونت سیاسی و اقتصادی ایجاد شدند و بقیه ساختار در ذیل این دو معاونت تعریف شد. در همان زمان آقای ظریف وزیر خارجه ایران هدف از این تغییر ساختار را چابک سازی دستگاه دیپلماسی عنوان کرده بود. به نظر شما این تغییرات چه موضوعیتی داشت و با توجه به شرایط موجود این چابک سازی چگونه می تواند محقق شود؟


پاسخ - من گمان میکنم آقای ظریف پس از مذاکرات طولانی با گروه کشورهای 1+5 و رسیدن به نتیجه بزرگ برجام در آن زمان همچنان با اندیشیدن به منافع ملی فکر میکردند با وجود برخی مخالفتهای خارجی، می توانند امکانات اجرایی شدن برجام را فراهم آورند، اما در عمل شاهد بودیم گروههایی در داخل کشور نیز در مسیر اجرای توافق هسته ای بی مهری کرده و راه او را بستند.در هر صورت آقای ظریف با آن طرز فکر دنبال تغییر ساختار و پیش کشیدن دیپلماسی اقتصادی بود، اما در شرایط جاری نیز اگر بخواهد چنین کاری بکند به عقیده من همچنان از اقدام نکردن بهتر است. باید بسترها و زمینه هایی وجود داشته باشد که دیپلماسی واقعی قابلیت اجرایی پیدا کند. امروز دیگر زمان گذشته و حتی همانند سال گذشته نیست و فضا بسیار تغییر کرده است. به طوری که دیگر نمی شود به طوررسمی از سوی برخی از داخل بر پیامها و هدفگذاریهای تنش زا تاکید شود. تنش و درگیری با اقتصاد و سرمایه گذاری جور در نمی آید. سرمایه گذارامیدوار به سود است و اگر بداند محل سرمایه گذاری محل منازعه خواهد بود، این امید را از دست خواهد داد.


پرسش - شما به برجام اشاره کردید. چه شد پس از توافق هسته ای و گشایش هایی که صورت گرفت ورق برگشت؟
پاسخ - درباره برجام باید به یک نکته توجه کرد، آن هم این است که چرا اصولا برجام مطرح شد؟ چرا پیش از آن شورای امنیت با صدور قطعنامه ایران را محکوم کرد؟ محکومیتی که روسیه و چین نیز مخالفت نکردند. نباید تنها کشورهای دیگر را مقصر بدانیم و اگر تصور می کنیم حق با ایران است ولی کاره پیش نمی رود باید بدانیم بخشی از کار ما لنگ میزند. شاید دلیلی وجود دارد که حرف و منطق ما پذیرفته نم یشود. آن زمان گفته شد شما اطلاعات لازم را به سازمان انرژی اتمی نداده و کارهایی صورت داده اید که برخلاف NPT است. بنابراین ما را شش بار محکوم کردند و هر بار آقای احمدی نژاد گفت اینها کاغذ پاره ای بیش نیست. با این حال و علیرغم فشار سنگینی که این تحریم ها بر روی کشور داشت، تیم مذاکره کننده ایران در دولت اول آقای روحانی توانست گریزگاهی یافته و با مسکوت گذاشتن مسائل گذشته، امید به آینده را ایجاد کند.حال سوالی که در راستای سؤال اول شما مطرح می شود این است که نگرانی اولیه از اینکه ادعا کردند ایران در حال ساخت بمب هسته ای است از کجا میآ ید، اینها نشأت گرفته از شعارهایی بود که در دوران آقای احمدی نژاد تبدیل به یک استراتژی سیاسی شد. در آن دوران مسائل گونه ای مطرح می شد که نه جنبه شعار بلکه به عنوان یک هدف اصلی و عملیاتی در نظر گرفته میشد.دولت نهم و دهم همچنین به موازات طرح این مسائل عجیب در ارایه اطلاعات لازم پرونده هسته ای سعی کافی نکردند و این توهم را پیش آورد که این کوتاهی به دلیل ساختن بمب اتم است. در همین راستا بود که آقای ظریف و تیم ایشان ناچار بودند علاوه بر رفع کردن این سوءتفاهم و متحمل شدن هزینه، در عین حال فعالیتهای هسته ای را زنده نگه دارند. اینها دستاورد کمی نبود، وگرنه دولت بعدی آمریکا از کلاهی که بر سرش رفته است حرف نمی زد و نمی گفت این بدترین قرارداد دن

یا است.


پرسش - توافقی که برای گروههای دست راستی آمریکا ناگوار است، چگونه باید برای برخی درداخل کشور نیز ناگوار باشد؟
پاسخ - به سوأل اصلی بر می گردم؛ موضوع اصلی این است که وقتی برجام امضا شد و مراحل اجرایی آن شروع شد، شرکتها وکارشناسان به ایران آمدند و هتلها مملو از کارشناسان و تجار خارجی بود. در همان زمان بود که مسائل تازه ای طرح شد که ناقض شرایط موجود بود. در چنین شرایطی دولت و دستگاه دیپلماسی چگونه می توانست از ماهیت تدافعی بودن این موشکها که واقعاً هم تدافعی است دفاع کنند؟ از این رو مسأله ای که باید از دید اقتصادی دیده میشد به سرعت رنگ سیاسی و امنیتی به خود گرفت. در همین رابطه با روی کار آمدن دولت تندرو و دست راستی در آمریکا و فشاری که در داخل صورت گرفت، تحولات گونه ای رقم خورد که باعث لطمه دیدن جنبه های اجرایی برجام شد. این لطمه هنوز ادامه دارد و هرگونه فعالیتی که به ایران رنگ تهاجمی دهد آن را تشدید و تسریع خواهد کرد. حتی دیدیم برای به تصویب رساندن FATF که بدون آن امکان برقرار کردن روابط بانکی وجود ندارد تا چه اندازه به اعتبار بانکی و پولی ایران لطمه وارد شد. شعارهایی درباره جنبه استثماری و استعماری بودن FATF داده شد، درحالیکه می توانستیم آن را اجرا کنیم و هر زمانی که این حدسیات اثبات شد از آن خارج شویم. بنابراین من ضمن تایید این نکته که این برنامه ریزی اولیه برای برجام خوب و صحیح بود، عقیده دارم زمینه سازی های داخلی باعث شد شرایط همکاری و فعالیتهای مثبت و توام با شادابی به واسطه نداشتن مراودات بانکی از دست برود.


پرسش - در چنین شرایطی آیا امکان استفاده از پتانسیلهای موجود به عنوان نمونه در بحث صادراتی وجود ندارد؟
پاسخ - فعالیتهای صادراتی چگونه می تواند صورت بگیرد وقتی امکان صادارات کالا فراهم نیست؟ اکنون شاهد هستیم در چین تمام بانکها از آمریکا تبعیت کردند، چون چینیها نمیخواهند برنامه 500 میلیارد دلاری تبادل سالانه را فدای تبادل 30-40 میلیارد دلاری با ایران کنند. در ضمن می دانند تبادل با ایران به اجبار ادامه خواهد یافت، چون ایران مجبور به فروش مقداری نفت و وارد کردن کالا است. فقط یک بانک در چین برای فعالیت اقدام کرده بود که به یک باره ارتباطات را قطع کرد. این بانک بعد از راه اندازی اعلام کرد گشایش اعتبار زمانی انجام میشود که شامل مواد پتروشیمیایی و قطعات اتومبیل نباشد، امری که صنعت خودروی کشور را در معرض خطر تعطیلی قرار میدهد. گشایش اعتبار برای واردات چینی آلات و امثالهم به کار ایران نمی آید. تازه این هم با خرید نقدی و پیش پرداخت و هزینه بالاتر ممکن است انجام شود.


پرسش - به گفته کارشناسان دو مساله مغفول در سیاست خارجی داریم. نخست بحث دیپلماسی عمومی است و دیگری موضوع دیپلماسی اقتصادی. با توجه به اینکه شما به عنوان یک دیپلمات با تجربه که چند سالی در بروکسل در زمینه دیپلماسی اقتصادی فعالیت داشتید. به نظر شما اهمیت دیپلماسی اقتصادی و الزامات آن در چیست؟
پاسخ - دورانی که در نمایندگی ایران در اتحادیه اروپا کار می کردم برای من بسیار آموزنده بود. آنجا با اصطلاحات بین المللی، تجاری و اقتصادی آشنا شدم و رفتارها را از نزدیک مشاهده کردم. یکی از چیزهایی که برای من جالب بود این است که در دوران دورخیز اقتصادی چین در سال 1356، یدبیر اول و دوم سفارت چین به منظور آشنایی دیپلماتیک به دیدن من آمدند.در آن زمان دیپلماتهای چینی هنوز از لباسهای یونیفرم مخصوص استفاده می کردند که به تدریج جای خود را به کراوات می داد. من با تفکرات جوانی خواستم با چینیها همدلی کرده باشم و کمی به رفتار آمریکایی ها ایراد گرفتم. فکر کردم آنها که آمریکا را ببر کاغذی مینامیدند و این همه انتقادهای مائویی را پشت سر گذاشته بودند از این موضوع بدشان نمی آید. ایراد ما به آمریکا این بود که آنها بیشتر ترجیح می دادند نفت را از عربستان بخرند درحالیکه در دوران بعد از جنگ اعراب و اسرائیل، اعراب غرب را تحریم نفتی کردند و ایران توانسته بود نفت بیشتری تولید کند. ولی بعد از فرونشست آن بحران مجددا به سراغ عربستان رفتند. منطق ما این بود که ایران نیاز بیشتری به واردات و توسعه صنعتی و اقتصادی دارد. متوجه شدم مقامهای چینی در مورد آمریکا کاملا موضعی برعکس گرفته و گفتند آنچه برای ما مهم است اقداماتی است که به توسعه روابط بازرگانی و اقتصادی ما کمک کند و اگر چنآنچه شعارهای قدیمی بخواهد لطمهای به توسعه روابط بزند، بهتر است درباره آن صحبت نکنیم و از برداشت من هیچ استقبالی نشد.من آن زمان آمارها را رصد میکردم. مثلاً هر سه ماه یکبار تولید قارچ در چین دو یا سه برابر میشد و تدریجا به تولید قارچ کل اروپا رسیده بود. چون تولید غذایی مهمی بود و چین با 700 - 800 میلیون جمعیت به غذا احتیاج داشت. در آن زمان صحبت از این بود که چینی ها در مسیر فرودگاه تا پکن کلم کاشته بودند تا آن مسیر بیهوده هدر نرود، درحالیکه امروز توسعه اقتصادی به حدی رسیده است که این کار کوچک اهمیت خود را برای آنها از دست داده است. من شاهد بوده ام کشورهایی مانند ژاپن و کره جنوبی و تایوان رابطه دیپلماسی اقتصادی را به دیپلماسی متعارف سیاسی ترجیح داده بودند. یعنی دیپلماسی سیاسی خود را در خدمت دیپلماسی اقتصادی قرار داده بودند و نوع رفتار و اعتمادی که ایجاد شده بود این بود که شرکتهای بزرگی پدید می آمدند که در کشورهای مورد نظر پایگاه میزدند و خود روابط خارجی مستقل و مستقیمی با حضور در منطقه ایجاد می کردند که آن حضور منطقه ای در تماس دائم با سفارتخانه های کشورشان بود.به طور مثال هیتاچی تنها در ژاپن مستقر نشده بود که با کاتالوگ و عکس محصولات خود را به دنیا معرفی کند. این شرکت با اعتمادسازی که صورت گرفته بود به کشورهای مختلف رفته و با دایر کردن نمایشگاههای متعدد، علاوه بر رایزنی با تجار، بخش بازرگانی سفارت خود را نیز در قامت یک حامی میدید. چین و ژاپن و تایوان و کره جنوبی به همین صورت کار می کردند.


پرسش - در همان زمان تغییر ساختار وزارت خارجه برخی منتقدین معتقد بودند معاونت اقتصادی نباید با نهادهای اقتصادی داخلی وارد یک فعالیت موازی شود و احیای مجدد این معاونت را اشتباه میدانستند.
پاسخ -وزارت اقتصاد صلاحیت روابط خارجی را ندارد مگر اینکه کارمندانش هوس دیپلمات شدن و برخورداری از این مزایا را داشته باشند. مساله این است که وزارت اقتصاد باید امکانات را برای توسعه اقتصادی داخلی فراهم کند. وقتی آن امکانات را فراهم کرد، سیستم صنعتی و اقتصادی داخلی است که خود باید با کمک و زمینه سازیهای وزارت امور خارجه در محیط بینالملل حضور داشته باشد. منظور ما این نیست که دیپلماتها کالاهای ایرانی را در دست بگیرند و به این در و آن در بزنند و برای اجناس ایرانی بازاریابی کنند. البته در مورد تایوان و کره جنوبی دیپلماتها تا این حد فعالیت می کردند. منظور ایجاد محیط مساعد و شناخت بین مقامات دولتی و منابع بانکی و فراهم کردن زمینه است. منظور اخذ نمایندگی نیست، مقصود من حضور مستقیم در بازار است که بعدها مرسوم شد. حضور مستقیم به تدریج وارد مشارکتهایی در امر تولید شد. تا جایی که من اطلاع دارم امروز صادرات سیمان ایران به عراق متوقف شده است، چون 40 درصد عوارض برای سیمان ایران تعیین شده درحالی که سیمان عربستان در قالب همکاری عربی بدون عوارض وارد عراق میشود. در اینجاست که نقش بخش اقتصادی وزارت امور خارجه به صورت جدی احساس میشود. این قسمت باید هر روز فعالیت کند تا این رقابت غیر منطقی با یکی از بزرگترین دشمنان ایران در منطقه از بین برود. 40 درصد عوارض نوعی خصومت ورزی است و رقابت را محال می کند، درحالیکه ایران می تواند به طور مستقیم در زمینه تولید سیمان در عراق ورود کند. این تنها یک نمونه موجود دشواریهایی است که تا به اینجا اقدام خاصی در مورد آن صورت نگرفته است.


پرسش - یکی از انتقاداتی که در خصوص سیاست خارجی به ما صورت میگیرد این است که در روابط خارجی توجه چندانی به منافع اقتصادی صورت نگرفته و مناسبات بیشتر به صورت سیاسی و امنیتی رقم میخورد. البته برخی این مساله را اجتنابناپذیر میدانند چرا که معقتدند اصولاً به دلیل امنیتی بودن محیط خاورمیانه، مناسبات این گونه رقم میخورد. در مقابل البته برخی مثال ترکیه را مطرح میکنند که از این دیدگاه امنیتی صرف خارج شده است. ارزیابی شما از این مساله چیست؟
پاسخ - ما از بسیاری از مسائل اطلاع نداریم. این مسائل باید توسط کارشناسان دولت و اتاق های فکر بررسی و تنظیم و سپس وزارت امور خارجه به اجرای این دیپلماسی مامور شود. در مورد کشورهای همسایه متوجه هستیم که موازی کاری بیشتر از طرف سازمانهایی انجام می شود که فعالیت اصلی آنها تامین امنیت است و هدف آنها اقتصادی نیست.برای همکاریهای اقتصادی، کشور همسایه باید مطمئن باشد که برخورد سلطه جویانه نبوده و با دیدگاهی مساوی به آن نگریسته می شود.زمینه های همکاری مشترک باید توسعه پیدا کند و سرمایه گذارهای مشترک باعث بقای صلح میشود که این خود یک نوع دیپلماسی است. درباره کشور عراق اهمیت دوجانبه بودن توریسم مذهبی را فراموش نکنید. توریسم بین فرانسه و آلمان سالانه به میلیونها رفت و آمد ختم میشود. قطارهای مسافربری سریع السیر که بین پاریس و فرانکفورت و شهرهای بزرگ آلمان در رفت وآمد هستند به صورت ساعتی هزاران نفر را جابه جا می کنند. در ایران و عراق مساله توریسم سلامت و توریسم زیارتی مورد اهمال زیادی قرار گرفته است. می شد در این مدت خط راه آهن احداث کرد. چند سالی طول میکشد تا عراق بین توسعه علمی و دانشگاهی و توسعه بیمارستانی و درمانی به تعادل برسد. تجارت بین ایران و ترکیه به بیست میلیارد دلار در سال میرسد، در حالی که اکنون باید مراودات بین ایران و عراق بیشتر از این می بود. عراق کشور ثروتمندی است و فعلا تا چندین سال به واردات از ایران نیاز دارد.توسعه همکاریهای اقتصادی می تواند موجب توسعه هم اندیشی و نزدیکی سیاسی باشد. ولی برعکس این می تواند موجب خشم گروههایی از هر دو کشور باشد و عناصر و عواملی شروع به تحریکات تجزیه طلبانه کنند. همکاری اقتصادی می تواند جلوی اینها را بگیرد و جای خود را با دید سیاسی و امنیتی عوض کند. در قالب این همکاری، روابط سالم اقتصادی به وجود می آید. در زمان هایی مثل بروز و ظهور داعش ایجاب می کرد به واسطه تهدیدهای این گروه برخورد جدی صورت بگیرد و مناسبات امنیتی رقم بخورد، ولی با از بین رفتن این خطر باید مراقبت و همکاری کرد تا جلوی خطرات برای آینده گرفته شود. نباید تصور کرد ایران به عنوان یک برادر بزرگتر میتواند جلوی این خطرات را بگیرد، بلکه عراق باید جلوی این خطرات را بگیرد و ما نیز از این سیاستها منتفع شویم.


پرسش - به موانع دیپلماسی اقتصادی اشاره کردید. سوال این است چرا در منطقه شریک مناسب نداریم و به همین دلیل هر کشوری به راحتی علیه ما موضع گیری میکند. آیا علت این مسائل نبود مزیت نسبی ایران است؟ تنهایی ما از چه ناشی شده است؟
پاسخ - گروههایی در ایران برخی مسائل غیرضروری مثل مدیریت بر جهان را ترویج می کنند و این را به طریقی اعلام میکنند. مگر آقای احمدی نژاد این نکته را اعلام نکرد؟مگر نگفت خودتان را آماده کنید برای سپردن مدیریت جهانی به دست ما؟ این حرفها همان احساساتی را که نسبت به قذافی پدید آورده بود در مورد ایران نیز به وجود آورد. دوم اینکه ما کشوری در جهان هستیم که استراتژی سیاسی خود را بر مبنایی غیر از تحولات جاری در جهان برپا کرده ایم. همین مساله موجب خصومت دو جانبه ایران و آمریکا شده است. ما چهل سال است خواستار مرگ آمریکا هستیم و حال بعد از 4 دهه آنها واکنش سخت تری نشان میدهند. دنیا به این دلیل به ما اهمیت نمی دهد و یا در مسائل مختلف تقصیرات را به گردن ما می اندازد که دربرابر آمریکا خود شیرینی کند. مراکش ارتباط خاصی با ایران ندارد، ولی به دلیل دشمنی کلیه اعراب با ایران موضوع جبهه پولیساریو را به ما نسبت میدهد.در دنیا حقوق ملی و منافع ملی داریم. دلیل بد بودن با ما این است که ما برای حقوق ملی خود نسبت به منافع ملی ارجحیت قائل هستیم. حقوق ملی امر مبهمی است که همواره مورد ادعای ما است. اینکه واقعا این حق به ما تعلق دارد یا نه، قضاوتش با خود ما نیست. تحقق این مساله به توانمندی های دیپلماتیک و استراتژیک نیاز دارد. به همین دلیل برخورد حقوق ملی کشورها با یکدیگر میتواند ایجاد مساله کند، زیرا قضاوت آن با یکی از مدعیها نیست و یک قدرت ثالت باید در این رابطه قضاوت کند.


پرسش - در همین راستا است که ما شاهدیم منافع ملی ما در جاهایی بسته میشود. مشکل اصلی ما این است. وقتی آقای احمدی نژاد میگوید ما باید بر دنیا حکومت کنیم آیا این از حقوق ما است؟ این شعارها دشمن ساز و خصومت برانگیز است و تصوری تجاوزکارانه از ما میسازد. اگر آنها بگویند قصد حکومت بر ایران را دارند برخورد ما چه خواهد بود؟
پاسخ - باید به تخصص سیاسی و دیپلماتیک احترام گذاشت. سخنرانی دیپلماتیک پشت تریبون کار هر کسی نیست و هر کسی نمی تواند هر حرفی را پشت تریبونها بیان کند. این حرفها اظهار نظر رسمی تلقی میشود و باعث خواهد شد هم در داخل و هم در خارج تشنج ایجاد شود و این تشنج دشمن توسعه اقتصادی است. التهاب شرایطی است که ما چهل سال در درون آن بوده ایم و همسایگان ما توسعه پیدا می کنند و پیشرفت دارند و ما با انواع بحرانها طرفیم دست و پنجه نرم میکنیم.همچنین موضوع مهم این است که برای از بین بردن تحریم هیچ فکری نکرده و در این فکریم که چگونه با تحریم زندگی کنیم! همه راه حل از بین بردن تحریم را میدانند. از بین بردن تحریم مستلزم آن است که مساله اعراب را به خودشان واگذار کنیم و از آنها حمایت کنیم نه اینکه در خط اول جبهه مبارزه پیش مرگ آنها باشیم و بعد انواع اتهامها را بپذیریم. مگر در جنگ بین ایران و عراق هیچ کشور عربی جانب ما را گرفته بود؟ سوریه نیز از همکاری با ما منتفع شد و نفت خود را به بهایی که هیچ کسی نمی فروخت از ما رایگان گرفت. ما کسی را در جزیره مالدیو به ریاست جمهوری رساندیم که بعد او را بیرون کردند. استراتژی بسیار قوی در آمریکا این است که میگوید دشمن و رقبایتان را سرگرم هزینه هایی کنید که آنها را از درون ضعیف کند. آنها این کار را با شوروی کردند و اکنون در جبهه های نیابتی ایران و عربستان را به جان هم میاندازند که من آن را به جنگ فرسایشی تعبیر می کنم. در مورد عراق هم همین کار را کردند و ما خبر نداریم که در صنایع نفتی این کشور چه میکنند؟ چطور تولید نفت عراق را یکباره افزایش دادند و بازارها را میگیرند؟ ما فقط از درگیریها اطلاع داریم ولی از مناطق نفتی و پالایشگاهها خبری نداریم. عراق تحت اشغال آمریکا است و ناچار است تا زمانی طولانی که آمریکاییها در این کشور حضور دارند شرایط آنها را بپذیرد. معنیندارد ما از اجازه واردات گاز ایران به عراق خوشحال باشیم. اینکه دولت آمریکا اجازه داده است و این هم برای ما و هم برای آن کشورها شرم آور است. آقای احمدی نژاد با شعارهای خود این حربه را در دست نتانیاهو گذاشت تا به ما لطمه بزند.
پرسش - اکنون در چنین شرایطی به بحث بازگشت تحریمهای آمریکا و نیز موضوع سازوکار ویژه اروپا برای ادامه همکاری با ایران رسیده ایم. به نظر شما این سازوکار چه میزان میتواند جنبه اجرایی داشته باشد و دورنمای برجام به عنوان یک الزام برای همکاریهای اقتصادی و سیاسی چگونه است؟
پاسخ - همانطور که اشاره کردم تا زمانی که این شعارها در داخل مطرح می شود، هیچ امیدی به برداشتن تحریمها و همکاری بین اروپا و ایران وجود ندارد. نباید گذاشت در عمل سیاست نفت در برابر

پرسش - در چنین شرایط به نظر شما چه باید کرد؟
من نه امیدی به بهبود روابط با آمریکا دارم و نه آن را تجویز میکنم، اما «رفع خصومت» و انجام ماموریتِ رفاه، آسایش و تولید صنعتی میتواند توسط دولت به خوبی انجام پذیرد. رسیدن به آرامش مستلزم آن است که از قوانین بین المللی حمایت کنیم. قطعنامه های سازمان ملل تنها چیزی است که با آن می توانیم اسرائیل را تحت فشار قرار دهیم و از حقوق مردم فلسطین در حدی که مورد قبول جامعه بین الملل باشد حمایت کنیم. من این نکته را به صورت یک شعار شخصی تکرار میکنم. ارجحیت منافع ملی است که با عدد، رقم، تاریخ و محاسبه و قابل اتکا است ولی حقوق ملی مساله ای گنگ و پر ابهام است که برآورده کردن آن به قدرت و امکانات نیاز دارد و ماورای آن زیانهایی وارد می کند که به طور مستقیم به منافع ملی لطمه میزند. ما در قضیه نفت این زیان ها را از نزدیک تجربه کرده ایم که به جای منافع ملی به حقوق ادعایی ملی می اندیشیدیم.

ارسال نظر

شما در حال ارسال پاسخ به نظر « » می‌باشید.
(function(i,s,o,g,r,a,m){i['GoogleAnalyticsObject']=r;i[r]=i[r]||function(){ (i[r].q=i[r].q||[]).push(arguments)},i[r].l=1*new Date();a=s.createElement(o), m=s.getElementsByTagName(o)[0];a.async=1;a.src=g;m.parentNode.insertBefore(a,m) })(window,document,'script','https://www.google-analytics.com/analytics.js','ga'); ga('create', 'UA-53492516-1', 'auto'); ga('send', 'pageview'); s