پنجشنبه ۲۵ بهمن ۱۳۹۷ - ۱۵:۴۸

دیدگاه جان رالز درباره عدالت

دفاع از عدالت میراث هیچ نهاد و دیدگاهی نیست

خبر

ساعت24-نمی‌توان کتابهای جان رالز خواند و درباره او چیزی آموخت بدون آنکه تحولی اساسی در فهم ها از اخلاق و مسائل اساسی اجتماعی به وجود بیاید. مهمترین منتقد رالز یعنی روبرت نوزیک درباره اهمیت نظریه عدالت رالز می‌گوید فیلسوفان اخلاق در شرایط فعلی یا باید در چارچوبی که رالز تبیین کرده بیندیشند یا توضیح دهند که چرا این‌گونه نمی‌اندیشند.

فلسفه سیاسی از طریق ارائه درک و دریافتی ویژه از مباحث اساسی گریبانگیر جامعه در قلمرو جامعه مدنی ایفای نقش می‌کند. فلسفه سیاسی به ما کمک می‌کند درک و داوریمان را درباره نهادها و سیاست‌گذاری‌های عمومی روشن‌تر بیان کنیم. متون فلسفه سیاسی به مباحثی چون یکپارچگی ملی، عدالت، آرامش ملی، رفاه عمومی و… می‌پردازند و نظام دموکراسی نمی‌تواند پایدار بماند مگر آنکه شهروندانش با مبانی فلسفه سیاسی که پایه و اساس دموکراسی است آشنایی پیدا کند. رالز معتقد بود برای رسیدن به دموکراسی ما به فلسفه سیاسی دموکراتیک نیازمندیم.. رالز می‌گوید جامعه و ارزش‌های آن نمی‌تواند هیچ تکلیف مطلقی برای فرد تعیین کنند. هیچ باور یا الگوی خاصی مرجعیتی فرای فرد ندارد. ما می‌توانیم داوری‌هامان درباره ساختار فرهنگی موجود را همچون شهروندانی برابر ارائه کنیم که این داوری به منزله رد یا قبول میراث گذشتگان است.

در نظریه لیبرالیسم رالز آدمیان موجوداتی اساسا خودمختار هستند که قابلیت نقد آداب و سنن و کارکردهای نهادهای فرهنگی موجود را دارند .برخلاف نظریه‌های متافیزیکی مربوط به عدالت که آن را به مقوله قضا و قدر الهی یا رفتارهای فردی تعمیم می‌دهند، دامنه برداشت سیاسی عدالت در نگاه رالز به نهادهای اساسی یعنی نهادهای قضایی و اقتصادی محدود است و از این نقطه‌نظر عدالت یک تکلیف عملی اجتماعی است تا مقوله‌ای متافیزیکال و معرفت‌شناختی. چنین برداشتی از عدالت برگرفته از باورهای همگانی شهروندان یک جامعه دموکراتیک است. این برداشت از عدالت، برداشتی خودبنیاد است و مستقل از هرگونه نظام اخلاقی چه سکولار و چه دینی. برداشت سیاسی عدالت چه از لحاظ مضمون و چه از لحاظ توجیه مستقل از نظام‌های اخلاقی است. تثبیت نظام عادلانه منحصر به آن است که تصدیق کنیم دفاع از عدالت منحصر به دستگاه معرفتی خاصی نیست. شهروندان ایرانی  پیش از آنکه درگیر سیاست در جامعه بشوند باید مفاهیمی مانند عدالت، انصاف و… را در جامعه بیاموزند. در غیر این صورت دموکراسی برقرار نخواهد ماند. رالز می‌گوید یکی از دلایل شکست جمهوری وایمار این بود که روشنفکران آمادگی اخلاقی دفاع از اصول دموکراتیک را نداشتند. در جامعه ایران  روشنفکران بدون نقادی مورد پرستش قرار می‌گیرند و مرشد و مراد قوم می‌شوند. اما فیلسوف سیاسی رالزی صرفا به عنوان شهروندی اندیشمند وارد صحنه شده و این وضع را خاتمه می‌بخشد. شاید یکی از دلایل عدم توجه به فلسفه سیاسی به ویژه رالز در ایران تسلط جامعه‌شناسی به تعبیر مارکسی آن است که به تغییر جهان می‌اندیشد و نه تحلیل آن اما مسئله این است که بدون داشتن یک نظریه ایده‌آل درباره عدالت ما نمی‌توانیم از وضع کنونی به خوبی گذار کنیم چرا که به ابزار مناسب برای ارزیابی راه‌های برون‌رفت مسلح نیستیم. احیای اندیشه سیاسی هنجاری در دانشگاه و فائق آمدن به بن‌بست کنونی نوعی از فلسفه سیاسی رالزی را انتظار می‌کشد.
حسین هوشمند استاد فلسفه سیاسی در همایش بررسی اندیشه جان رالز

ارسال نظر

شما در حال ارسال پاسخ به نظر « » می‌باشید.
(function(i,s,o,g,r,a,m){i['GoogleAnalyticsObject']=r;i[r]=i[r]||function(){ (i[r].q=i[r].q||[]).push(arguments)},i[r].l=1*new Date();a=s.createElement(o), m=s.getElementsByTagName(o)[0];a.async=1;a.src=g;m.parentNode.insertBefore(a,m) })(window,document,'script','https://www.google-analytics.com/analytics.js','ga'); ga('create', 'UA-53492516-1', 'auto'); ga('send', 'pageview');