احمدینژاد پاسخگوی همه آنچه کرده هست!
حزبگریزی اصولگرایان
حزبگریزی جریانهای خاص سیاسی در کشور به دیروز و امروز بازنمیگردد و سابقهای دیرین دارد؛ مسالهای که مدتهاست مانع گسترش فرهنگ تحزب در کشور و گذار بهسوی دموکراسی میشود. مجلس شورای اسلامی و بهخصوص اصلاحطلبان سالها بر آن بودند که با تصویب طرحی، انتخابات را بهسمت استانیشدن و تقویت احزاب و گروههای سیاسی هدایت کنند و از اینرو با تصویب طرح «استانیشدن انتخابات» گامی بزرگ بهسوی گسترش فرهنگ تحزب برداشتند. براساس این طرح از هر حوزه انتخابیه فرعی صرفا نامزد یا نامزدهایی که حداقل پانزدهدرصد آرای صحیح مأخوذه آن حوزه را کسب کردهاند مجاز به کسب کرسی استانی و تناسبی هستند. همچنین درصد کسب آرای فهرستهای احزاب، جبههها و نامزدهای مستقل از کل آرای صحیح مأخوذه در حوزه انتخابیه اصلی، ملاک تخصیص کرسی در مجلس شورای اسلامی خواهد بود. این مصوبه در حال حاضر در انتظار اظهارنظر شورای نگهبان است. علی محمد نمازی، عضو شورای مرکزی حزب کارگزاران سازندگی در گفتوگو با «آرمان» معتقد است که مسئولان تاکنون اهمیتی به جایگاه احزاب در کشور نداده و حتی اکنون نیز اجماعی در خصوص سپردن امر انتخابات به احزاب به وجود نیامده است. این فعال سیاسی اصلاحطلب تصریح میکند: «تا موافق مدیریت احزاب در انتخابات نباشیم دموکراسی توسعه نخواهد یافت اما طرحهایی مانند استانیشدن انتخابات به این موضوع کمک خواهد کرد و گامی به جلو محسوب میشود. حزب زمانی پیشرفت میکند که بداند با سرمایهگذاری روی انتخابات موفق به کسب کرسی خواهد شد و در این راه موانعی چون نظارت سلیقهای و عدم اطمینان از آینده سیاسی از جمله موانعی هستند که باید برطرف شوند.» این مساله مخالفانی نیز دارد و این مخالفان، مسائلی چون افزایش هزینه انتخابات و افزایش احتمال ایجاد الیگارشی در کشور را عنوان میکنند اما ریشه اصلی مساله به حزبگریزی جریانهای خاص و تلاش آنها برای ادامه روند برگزاری انتخابات بهصورتی که هماکنون برگزار میشود، بازمیگردد. غلامرضا انصاری عضو شورای مرکزی حزب اصلاحطلب اتحاد ملت ایران، پاشنه آشیل هر دو جریان سیاسی اصلاحطلب و اصولگرا را نداشتن احزاب باهویت و شناسنامهدار میداند ، مسالهای که از نظر او باعث میشود تربیت نیروهای سیاسی شیوهای نادرست را طی کند و کنشگران سیاسی تربیت حزبی نداشته باشند. وی کنش و واکنشهای احساسی و مبتنیبر شعارهایی که با عالم واقعیت سنخیت ندارند نتیجه تربیت غیرحزبی میداند و پذیرش جدی حضور احزاب در ساختار حکومت را تنها راهحل این معضل ذکر میکند و ادامه میدهد: «درحال حاضر حزبگریزی در فضای سیاسی غالب است و عضویت یا وابستگی تشکیلاتی در احزاب و گروههای سیاسی یک نقیصه محسوب میشود.» انصاری نقطه ضعف اختصاصی جناح اصولگرا را بیتوجهی به عقل جمعی عنوان میکند و میافزاید: «برقراری رابطه مرید و مرادی و عدم نقد بزرگان این جریان، تبعات منفی بسیاری را برای اصولگرایان داشته و امکان تضاربآرا و پویایی فکری را منتفی کرده که البته عکس این روال در مورد جریان اصلاحطلب صادق است.»
افتخار به تفکر احمدینژادی!؟
سعید حجاریان سال گذشته در مقالهای در خصوص تفکر احمدینژادی و جریان منتسب به رئیسجمهور سابق نوشت: «معتقدم خطای دولت محمود احمدینژاد بهقدری بوده است که تا سالهای سال گریبان کشور را رها نخواهد کرد و ملت ایران تاوان آن را پس خواهند داد.» او تاکید میکند: «پرسش محوری این است که چگونه میشود همه اسباب بزرگی آماده باشد، اما کسی نتواند از آن بهرهای ببرد؟ به قول حافظ «اسباب جمع داری و کاری نمیکنی.» حدفاصل سالهای (١٣٨٤-٩٢) دریچه جمعیت جوان به روی ما باز بود و سرمایه فراوانی نیز از قِبل فروش نفت به دست آوردیم، اما دریغ از ایجاد شغل. متاسفانه «پوپولیسم» همهچیزمان را بر باد داد؛ سرمایه ملی، سرمایه مادی و سرمایه معنویمان را. پوپولیسم گونههای مختلفی دارد که خطرناکترین آنها «پوپولیسم موعودگرا» است که آثار دیرپایی از خود بر جای میگذارد.» بهرغم وجود چنین وضعیت و تفکری در دوران دولتهای نهم و دهم و روشنشدن ابعاد تفکر انحرافی این جریان در سالهای بعد، جای تعجب دارد که یک نماینده مجلس، خود را مفتخر به حمایت از چنین تفکری میداند!