عادت به تحریم عادت مطلوبی نیست
به گزارش مرکز آمار در سال 1397 رشد اقتصادی ایران نزدیک 5درصد منفی بوده است و احتمال افزایش این عدد منفی برای رشد اقتصادی امسال هر روز افزایش مییابد. با توجه به اینکه مطابق با آمارهای ارائه شده از سوی مرکز آمار ایران، رشد جمعیت ایران در سال 1398 دستکم 5/1 درصد است یک محاسبه ساده نشان میدهد سال آینده کل جامعه ایران و اقتصاد ملی فقیرتر و کوچکتر خواهد شد.این اعداد و ارقام به تنهایی برای دیدن روزگار نامناسب اقتصاد ایران در سالی که پیش رو داریم کافی است و میتوان از چشمانداز این عددها ناراحتکننده رشد منفی غوغای درونی و شاید خاموش بطن و متن فعالیتهای اقتصادی و اجتماعی را رصد کرد. میتوان با جزئیات درباره برخی از پیامدها به تفضیل نوشت و نشان داد روزگار کسب و کار ایرانیان در سال 1399 در صورت ثبات شرایط موجود و ادامه وضعیتی که در آن هستیم - ناخوشتر از امسال خواهد بود.
برخی از آمارها و ارقام پیش از این از طرف بانک جهانی، صندوق بینالمللی پول، واحد اطلاعات اکونومیست و در ایران نیز از سوی مرکز پژوهش مجلس محاسبه و منتشر شده است که رشد منفی اقتصاد ملی یکی از این اعداد است و دلایل آن نیز توضیح داده شده است. مهمترین عامل منفی شدن رشد اقتصادی ایران در سال 1397 و سال 1398 به تحریم نفت ایران، به تحریم صنعت خودرو و تحریم پتروشیمی و فولاد و تحریمهای دیگر برمیگردد. درآمد ایرانیان از صادرات نفت خام پیش از تشدید تحریمها دربهار امسال در بدترین حالت قیمتی و کمترین میزان صادرات قرار دارد. صنعت خودروسازی و فعالیتهای پیشین آن شامل تولید قطعات و مجموعهها حدود 20 درصد ارزش افزوده صنعت را به خود اختصاص میداده است و صادرات پتروشیمی و فولاد و میعانات گازی که تا 80 درصد صادرات غیرنفتی را به خود اختصاص میدهد در شرایط تشدید تحریمها و تحدید انتقال ارز به ایران کار را دشوارتر خواهد کرد.
در این وضعیت چه بایدکرد ؟ یک راه این است که شرایط سیاست خارجی را برای شهروندان ترسیم و همانطور که حسن روحانی در 15 اسفندماه پارسال تاکید کرد به آنها گفت: ایران و آمریکا در حال جنگ هستند و شرایط جنگی است، بنابراین نباید انتظار داشته باشید وضعیت اقتصاد عادی باشد. این راهحل با توجه به حرفی که روحانی زده و گفته مناسبات ایران و آمریکا نه قابل مذاکره و نه قابل مصالحه است این حکم را میدهد که باید به شرایط و پیامدهای تحریم عادت کرد. در این صورت و با توجه به رشد منفی اقتصاد و کوچکتر شدن کیک تولید ملی، راههایی برای توزیع همین میزان درآمد حاصل از صادرات نفت خام و پتروشیمی و تولید کشاورزی و صنعتی میان شهروندان باید جستوجو کرد. یک راه دیگر این است که شرایط توزیع از طریق کوپن برگردد، یک راه این است که دولت بستههای حمایتی بدهد، یک راه این است که قیمتها تثبیت شود و... آیا این وضع قابل دوام است. یک تصور وجود دارد که میتوان تا 2 سال باقیمانده از ریاست دونالد ترامپ بر کاخ سفید سپری این تحریمها را تحمل کرد تا شرایط سیاسی داخلی آمریکا به نفع ایران شود.
برخی افراد موافق با زندگی در تحریم میگویند میتوان از همین آب و خاک و صنعت و بازرگانی خارجی با همسایهها به میزان کافی به شهروندان آذوقه رساند تا وضعیت برگردد. شاید اگر یک همهپرسی کارشناسانه بیطرفانه انجام میشد و از شهروندان پرسیده میشد زندگی در تحریم با پیامدهای افزایش بیکاری، کاهش سطح رفاه و امید بستن به کمک کشورهایی مثل روسیه و شرق را میپذیرید و آنها پاسخ مثبت میدادند اجرای این راهبرد کمتر دردسر داشت. برخی دیدگاههای مخالف دیدگاه تشریح شده در سطرهای نگاشته شده اما باور دارند زندگی در تحریم و تحمل پیامدهای ترسناک آن را نباید ساده انگاشت و معتقدند پیش از اینکه تصمیم به پذیرش راهبرد یادشده سختتر شود باید به راههای دیگر اندیشید. این راه کدام است و چه مسیری را باید سپری کند که اقتصاد ایران از قفلشدگی خارج شود؟
اقتصاددانان باور دارند برای عبور اقتصاد ایران از چاله بزرگ سال 1398 و باز کردن قفل بزرگ باید دید سرچشمه تنگناها کجاست. همانطور که توضیح داده شد سرچشمه مشکلات تحریم تشدید شده آمریکا علیه ایران است که پیامدهای آن در نفت، پتروشیمی و فولاد و خودرو کاملا دیده میشود. اگر مناسبات ایران با آمریکا مطابق با صلاحدید نظام سیاسی بخواهد در کیفیت فعلی باقی بماند بنابراین باید دنبال راهحلهای بدیل گشت. بهطور مثال باید برای نفت ایران مشتری پیدا کرد یا منتظر ماند و دید آیا اتفاقی میافتد که قیمت نفت در بازار جهانی را تا مرزهای فوقالعاده بالا هدایت و درآمد صادراتی ایران افزایش یابد. آیا ایران میتواند بهطور مثال ژاپن و کره جنوبی را متقاعد کند مبادلات تجاری خود با آمریکا را تحتالشعاع مبادلات تجاری با ایران قرار دهند. این راهی است که برای افزایش صادرات و افزایش درآمدهای نفتی وجود دارد. یک راه دیگر در همین حوزه این است که روسیه، عراق و عربستان سعودی را متقاعد کرد میزان صادرات نفت خود را کاهش دهند. یک راه این است که بهطور مثال از خودروسازان و قطعهسازان بزرگ جهان بخواهیم برای یک دوره کوتاهمدت به ایران قطعات صادر کنند اما پول آن را بعدها دریافت کنند. با فرض اینکه بپذیریم این اتفاق میتواند بیفتد باید قدرت خرید شهروندان را افزایش داد تا بتوانند خرید انجام دهند و رکود خودروسازی را کاهش دهند. در توسعه صادرات پتروشیمی و فولاد نیز باید راههای دیگر را تجربه کرد. هرکاری لازم است باید انجام داد تا زندگی در تحریم به عادت ایران تبدیل نشود. این اتفاق بسیار تلخی است که شاهد باشیم اقتصاد ایران کوچک و کوچکتر شود.