آتش به مرکز باروت نزدیک می شود
از نگاه آنها و بویژه اعضای دولت ترامپ، روحانی و وزیر خارجهاش اساساً در صحنۀ قدرت رسمی ایران نقش پوششی دارند و بخصوص سیاست خارجی را خارج از کنترل و نفوذ آنان تلقی میکنند.از قضا برخی محافل مؤثر داخلی هم در این مورد با دولت آمریکا همرأی به نظر میرسند. آنها فارغ از ملاحظات دیپلماتیک دولت، آشکارا مبلغ و مروج این تلقی هستند که جبهۀ واحدی به رهبری ایران در سراسر منطقه شکل گرفته است که اجزاء آن شامل حزبالله لبنان، حماس و جهاد اسلامی فلسطین، شبهنظامیان مستقر در سوریه و حتی دولت اسد، حشد شعبی عراق با اضافه شدن مقتدی صدر به آنها در روزهای اخیر و بخصوص حوثیهای یمن میشود.صرف نظر از میزان دقت این نوع ادعاها، به نظر میرسد که تبلیغ چنین سیاستی بیش از هر چیز مصرف داخلی دارد و عمدتاً به کار دلگرم کردن نیروهایی میآید که بعضاً از آیندۀ خود نگران شدهاند. با این همه، در نظام بینالملل کنونی امکان استفاده از امور خارجی در سیاست داخلی به گونهای که از چشم دیگر کشورها دور بماند و یا پیامدی خارجی در بر نداشته باشد، نزدیک به صفر است.به همین علت، وقتی جواد ظریف در محافل دیپلماتیک میکوشد تا بین رفتار ایران و برخی گروههای شبه نظامی در سراسر منطقه تفکیک قائل شود، طرف مقابل احتمالاً پروندهای حجیم از نوشتهها و نقل قولهای بسیاری از افراد دخیل در سیاست رسمی را جلو وی میگذارد که خلاف ادعای او را ثابت میکند!در هر صورت، این قبیل ناهماهنگیهای داخلی که برخی آن را عامدانه و به قصد گیج کردن طرف مقابل فرض میکنند، برای دورههای مشخصی شاید تاکتیکی یکسره بیثمر نباشد، اما تداوم آن، اوضاع کلی را به طور روزافزونی شکنندهتر میکند.آیا شکنندگی رو به تزاید وضعیت، حواسها را جمع و ارادهها را برای عبور امن از بحران قویتر میکند و یا اینکه با محاسبات نادرست، در چشم به هم زدنی کشور و منطقۀ ما در بیثباتی دامنهداری فرو میرود؟"
به نظر می رسدادامه رفتارهاو گفتارهایی که راه را برای زدن حرف ترامپ که می گوید پس از اعلام نظر عربستان آماده اقدام نظامی هستیم را فراخ می کند و اتش افتاده برفتیله جنگ احتمالی را به باروت نزدیک تر می کند.