شیلی ، همچنان الگوی آمریکای لاتین
هیچ دلیلی برای وجود نارضایتی در شیلی وجود ندارد. مدل اقتصاد شیلی که در دهه 1970 توسط اقتصاددانان آموزش دیده در دانشگاه شیکاگو ترسیم شد، مستلزم دولت کوچک و اعطای نقش بزرگ به شهروندان در فراهم کردن آموزش و رفاه خودشان بود. این تکامل یافته است - مثلاً، پول بیشتری برای دانش آموزان فقیر وجود دارد اما شیلیایی ها هنوز احساس می کنند که تحت حمایت دولت قرار دارند.
آنها برای بازنشستگی خود پس انداز می کنند، اما بسیاری از آنها به اندازه کافی در پرداخت حق بیمه مشارکت نکرده اند تا بتوانند بازنشستگی قابل تحملی را برای خود فراهم کنند. زمان انتظار در خدمات بهداشت عمومی طولانی است. بنابراین مردم هزینه های اضافی را برای مراقبت پرداخت می کنند. دسترسی به دانشگاه گسترش یافته است، اما دانشجویان با بدهی های بالا فارغ التحصیل می شوند، و به این نتیجه می رسند که بهترین شغل ها به افراد دارای روابط خانوادگی با مقامات می رسد.
شیلی از ثروتمندان مالیات کمتری می گیرد. انحصارهای چندجانبه برای تثبیت قیمت در صنایع، از مواد مخدر گرفته تا طیور تبانی می کنند. نابرابری درآمدی از متوسط منطقه ای کمتر است، اما با توجه به استانداردهای کشورهای ثروتمند، بالا است. بیش از یک چهارم کارگران در مشاغل غیر رسمی فعالیت دارند. حتی شیلیایی های طبقه متوسط در خانه های کوچک زندگی می کنند. در پشت شورش افزایش قیمت کرایه، احساس بی عدالتی فراگیر وجود دارد.با داشتن منابع مالی سالم، شیلی توانایی مقابله با این نارضایتی ها را دارد. آقای «پینه را» برای افزایش مستمری بازنشستگی برنامه ریزی کرده است. او به دنبال سرعت بخشیدن به تصویب یک طرح برای پوشش بیماری های فاجعه بار است. او گروه جدید مالیات بر درآمدهای بالا در حدود 40 درصد که پنج واحد درصد بالاتر از نرخ های جاری است، ایجاد خواهد کرد. اصلاحات باید فراتر رود. اعتماد به انحصارهای چندجانبه باید شکسته شود. شیلی ها به مراقبت های بهداشتی ارزان تر، سریعتر و مدارس بهتر نیاز دارند. سیستم مالیاتی برای تامین حدود نیمی از درآمدهای خود به مالیات بر ارزش افزوده متکی است و مالیات بر ارزش افزوده هرچند کارآمد است، اما دارای فشار است، بنابراین دولت باید کمتر از این ابزار استفاده کند یا بیشتر توزیع درآمد کند.آقای فرناندز که با بحرانی اقتصادی در آرژانتین مواجه است، وظیفه سخت تری دارد. او باید درباره بدهی ها دوباره مذاکره کند و سیاست مالی سخت تری را در پیش بگیرد و اعتماد به پزو (واحد پول ملی آرژانتین) را برگرداند. او نمی تواند با افزایش هزینه های عمومی، درد را کاهش دهد. هم اینک میزان هزینه های عمومی آرژانتین بیش از 40 درصد از تولید ناخالص داخلی است، در حالی که این شاخص در شیلی 25 درصد تولید ناخالص داخلی است. در طولانی مدت، آرژانتین به دولتی کوچک تر و بخش خصوصی رقابت پذیرتر نیاز دارد. در حالی که آقای «پینه را» مدل اقتصادی شیلی را درست می کند، آقای فرناندز، باید تمام تلاش خود را برای تقلید از این مدل انجام دهد.
منبع: اکونومیست