مصونیت کرونایی دولت؟!
ساعت 24-امروز اصل «کرونا» است و باقی همه در حاشیه است؛ بحران سلامت که تمام حوزهها از اقتصاد تا فرهنگ و سیاست را تحت تاثیر خود قرار داده و هنوز تصویر روشنی از پایان آن وجود ندارد. در این گذرگاه آنچه احتمالا در جهان پساکرونا بررسی خواهد شد و شاید در بحران و بحرانهای بعدی به عنوان نسخهای آزمون پس داده مورد استفاده قرار گیرد، نوع مدیریت دولتها با نظامهای سیاسی و اقتصادی متفاوت آنها است.
با این حال بحران به پایان نرسیده ناظران در نقاط مختلف جهان، عملکرد دولتهای محل زیستشان را تایید یا نقد میکنند. جمهوری اسلامی ایران نیز از این مساله مستثنی نیست و به تبع آن، این روزها هر کنش و واکنش دولت مستقر به عنوان عالیترین سطح اجرایی در بوته نقد قرار میگیرد. در این میان تغییر ترکیب سیاسی مجلس شورای اسلامی پس از برگزاری یازدهمین دوره انتخابات و انتخاب چهرههایی که عمدتا با دولت زاویه حاده دارند، این سوال را ایجاد کرده که ممکن است در این شرایط بحرانی، مجلس تصمیم بگیرد، از نقد دولت فراتر رفته و به سمت ساقط شدن آن قدم بردارد؟ علی صوفی، فعال سیاسی اصلاحطلب معتقد است که ممکن است چنین تصور و خواستی وجود داشتهباشد اما احتمال عملیاتی شدن آن ضعیف است.
تخریب دولت، تضعیف مدیریت کرونا
این فعال سیاسی اصلاحطلب که با اعتمادآنلاین به گفتوگو نشسته، در این مورد توضیح داد که «کرونا کلاً نظامهای موجود اعم از نظام سرمایهداری، سیاسی، اجتماعی و... را تحت تاثیر قرار داد و در کشور ما نیز همین تاثیر را داشته است. به هر حال انتخابات مجلس یازدهم در دوم اسفند 1398 برای مخالفان دولت یک پیروزی بسیار بزرگ بود.به دنبال این پیروزی تصمیماتی داشتند که در رأس آن مقابله با دولت به هر شکل ممکن بود. راحتترین راه مقابله هم این بود که برای آقای روحانی رأی عدم کفایت سیاسی در مجلس را پیگیری کنند و اجازه ندهند که دولت به کار خود ادامه دهد» او معتقد است که احتمالا رهبری با این رویکرد مخالف هستند و در این مورد توضیح داد: «البته اگر میتوانستند این کار را هم انجام دهند بعید بود که مورد موافقت مقام معظم رهبری قرار گیرد. به هر حال ایشان ترجیح میدهند که دولت تا پایان به کار خود ادامه دهد. اما عزم آنها جزم بود که دولت را زمین بزنند واگر نظر مقام معظم رهبری به این شکل نبود، آن وقت میتوانستند به شکلهای دیگری مانند استیضاح و برکناری وزرا در مقابل دولت بایستند.» صوفی معتقد است که در چنین شرایطی وجود دولت یک اصل است و به هیچوجه در چنین وضعیت بحرانیای نمیتوان دولت را برکنار یا تخریب کرد. چون تخریب دولت موجب تضعیف عملکرد در قبال این بیماری میشود. بنابراین میتوان گفت که پدیده کرونا توانسته دولت را تقویت کند و از تعرضاتی که مخالفان درپی پیروزی در انتخابات مجلس یازدهم تدارک دیده بودند مصون نگه دارد.
نقد و اقدام توامان
اما در بحرانهایی از این دست تنها دولتها نیستند که اقداماتی انجام میدهند و کنشهایشان موافقتها و مخالفتهایی به دنبال دارد. در این شرایط برخی پویشهای مردمی نیز میتواند یاریرسان دولت به مفهومی فراتر از قوه مجریه باشد که منجر به کاهش فشار بر دولت و در نتیجه مدیریت بهتر خواهد شد. حمیدرضا جلاییپور، استاد دانشگاه و کنشگر سیاسی اصلاحطلب دیروز با نگارش یادداشتی به همین موضوع پرداخته است. یادداشتی که در واقع پاسخ به منتقدانی است که معتقدند مسوولیت متوجه دولت است و نباید با تشویق مردم به اقدامات جمعی، مشکلات ساختاری را نادیده گرفت. او در ابتدای این یادداشت آورده است: «در بخشی از سخنان مقام رهبری (۲۱ /۱/ ۹۸) بر کمکهای مردمی تاکید شده بود، مثل اطعام نیازمندان با توزیع گوشت قربانی، خیاطخانه تولید ماسک توسط خانمها، پخت و توزیع نان و ضد عفونی کردن خانه ضعفا. من در یادداشت کوتاهی در این دوره کرونایی که فقر تشدید میشود از این راهکارهای مردمی دفاع کردم. چون معتقدم در شرایط اضطراری هرکسی و هر ارگانی با هر نیتی در شرایط کرونایی امروز یک شکم را سیر کند، مغتنم است. پس از این یادداشت بعضی کاربران به اینجانب انتقاد کردند که جلاییپور برخلاف جامعهشناسان که به نقد ساختاری به نظام سیاسی و دولت روحانی میپردازند خود را مشغول امور روبنایی و تشویق مقامات کرده است! به آنها پاسخ دادم.» او ضمن تاکید دوباره بر نقد ساختاری که معتقد است باید همچنان هم صورت پذیرد، باور دارد: «تجربههای «یاریرسانی مردمی» در گفتار رهبری نمونههای خوبی است و اجرای آن به بودجه دولت نیاز ندارد و البته رافع مسوولیت بیشتر دولت هم نیست. در یکماه گذشته شاهد موارد متعددی از این تجربههای ناب یاریرسانی در تهران بودم. تجربههایی که کمتر به چشم بعضی از دوستان اصلاحجو میآید. تجربههایی که رهبری به آن اشاره کرد اتفاقا تجربههای «یاریرسانی جامعه مدنی سنتی ما» است که شایسته است مورد حمایت اصلاحجویان قرار گیرد. عدهای فکر میکنند این «یاریگریها» همان مناسک هسته قدرت است. اما این یاریگریها فقط مناسک حکومتی نیست. ایرانیان پرشمار شریفی در این یاریرسانیها با نیت پاک انسانی مشارکت داوطلبانه میکنند.» جلاییپور در ادامه این گزاره را مطرح کرده که «احزاب اصلاحطلب فقط نباید بگویند که «نظام ولایی» و «دولت روحانی» برای «اقتصاد» و «کرونا» چه کرد؟» و توضیح داده است: «احزاب اصلاحطلب کنار این نقد و مطالبهگری از هسته قدرت باید بگویند با توانی که حزبشان دارد برای اقتصاد یا کرونا یا هر موضوع دیگر چه میتوانند بکنند؟ اگر چنین دستورالعملهایی را در احزاب جدی بگیریم اتفاقا یکی از کارهای مهم احزاب همین «تشویق مددرسانی جامعهمحور به فقرا در این شرایط بحرانی و کرونایی» است. یکی از ظرفیتهای جامعه مدنی ایران همین کمکرسانی بیشتر به اقشار نیازمند است. نمیتوان تا تحقق اصلاحات ساختاری دست روی دست گذاشت و فقط به نظام و دولت «ایراد» گرفت. مطالبهگری، نقد، ایرادگیری و حتی فحاشی علیه دولت روحانی هم مجانی است و از سوی جناح تندرو کشور تکرار میشود.»
تخریب دولت، تضعیف مدیریت کرونا
این فعال سیاسی اصلاحطلب که با اعتمادآنلاین به گفتوگو نشسته، در این مورد توضیح داد که «کرونا کلاً نظامهای موجود اعم از نظام سرمایهداری، سیاسی، اجتماعی و... را تحت تاثیر قرار داد و در کشور ما نیز همین تاثیر را داشته است. به هر حال انتخابات مجلس یازدهم در دوم اسفند 1398 برای مخالفان دولت یک پیروزی بسیار بزرگ بود.به دنبال این پیروزی تصمیماتی داشتند که در رأس آن مقابله با دولت به هر شکل ممکن بود. راحتترین راه مقابله هم این بود که برای آقای روحانی رأی عدم کفایت سیاسی در مجلس را پیگیری کنند و اجازه ندهند که دولت به کار خود ادامه دهد» او معتقد است که احتمالا رهبری با این رویکرد مخالف هستند و در این مورد توضیح داد: «البته اگر میتوانستند این کار را هم انجام دهند بعید بود که مورد موافقت مقام معظم رهبری قرار گیرد. به هر حال ایشان ترجیح میدهند که دولت تا پایان به کار خود ادامه دهد. اما عزم آنها جزم بود که دولت را زمین بزنند واگر نظر مقام معظم رهبری به این شکل نبود، آن وقت میتوانستند به شکلهای دیگری مانند استیضاح و برکناری وزرا در مقابل دولت بایستند.» صوفی معتقد است که در چنین شرایطی وجود دولت یک اصل است و به هیچوجه در چنین وضعیت بحرانیای نمیتوان دولت را برکنار یا تخریب کرد. چون تخریب دولت موجب تضعیف عملکرد در قبال این بیماری میشود. بنابراین میتوان گفت که پدیده کرونا توانسته دولت را تقویت کند و از تعرضاتی که مخالفان درپی پیروزی در انتخابات مجلس یازدهم تدارک دیده بودند مصون نگه دارد.
نقد و اقدام توامان
اما در بحرانهایی از این دست تنها دولتها نیستند که اقداماتی انجام میدهند و کنشهایشان موافقتها و مخالفتهایی به دنبال دارد. در این شرایط برخی پویشهای مردمی نیز میتواند یاریرسان دولت به مفهومی فراتر از قوه مجریه باشد که منجر به کاهش فشار بر دولت و در نتیجه مدیریت بهتر خواهد شد. حمیدرضا جلاییپور، استاد دانشگاه و کنشگر سیاسی اصلاحطلب دیروز با نگارش یادداشتی به همین موضوع پرداخته است. یادداشتی که در واقع پاسخ به منتقدانی است که معتقدند مسوولیت متوجه دولت است و نباید با تشویق مردم به اقدامات جمعی، مشکلات ساختاری را نادیده گرفت. او در ابتدای این یادداشت آورده است: «در بخشی از سخنان مقام رهبری (۲۱ /۱/ ۹۸) بر کمکهای مردمی تاکید شده بود، مثل اطعام نیازمندان با توزیع گوشت قربانی، خیاطخانه تولید ماسک توسط خانمها، پخت و توزیع نان و ضد عفونی کردن خانه ضعفا. من در یادداشت کوتاهی در این دوره کرونایی که فقر تشدید میشود از این راهکارهای مردمی دفاع کردم. چون معتقدم در شرایط اضطراری هرکسی و هر ارگانی با هر نیتی در شرایط کرونایی امروز یک شکم را سیر کند، مغتنم است. پس از این یادداشت بعضی کاربران به اینجانب انتقاد کردند که جلاییپور برخلاف جامعهشناسان که به نقد ساختاری به نظام سیاسی و دولت روحانی میپردازند خود را مشغول امور روبنایی و تشویق مقامات کرده است! به آنها پاسخ دادم.» او ضمن تاکید دوباره بر نقد ساختاری که معتقد است باید همچنان هم صورت پذیرد، باور دارد: «تجربههای «یاریرسانی مردمی» در گفتار رهبری نمونههای خوبی است و اجرای آن به بودجه دولت نیاز ندارد و البته رافع مسوولیت بیشتر دولت هم نیست. در یکماه گذشته شاهد موارد متعددی از این تجربههای ناب یاریرسانی در تهران بودم. تجربههایی که کمتر به چشم بعضی از دوستان اصلاحجو میآید. تجربههایی که رهبری به آن اشاره کرد اتفاقا تجربههای «یاریرسانی جامعه مدنی سنتی ما» است که شایسته است مورد حمایت اصلاحجویان قرار گیرد. عدهای فکر میکنند این «یاریگریها» همان مناسک هسته قدرت است. اما این یاریگریها فقط مناسک حکومتی نیست. ایرانیان پرشمار شریفی در این یاریرسانیها با نیت پاک انسانی مشارکت داوطلبانه میکنند.» جلاییپور در ادامه این گزاره را مطرح کرده که «احزاب اصلاحطلب فقط نباید بگویند که «نظام ولایی» و «دولت روحانی» برای «اقتصاد» و «کرونا» چه کرد؟» و توضیح داده است: «احزاب اصلاحطلب کنار این نقد و مطالبهگری از هسته قدرت باید بگویند با توانی که حزبشان دارد برای اقتصاد یا کرونا یا هر موضوع دیگر چه میتوانند بکنند؟ اگر چنین دستورالعملهایی را در احزاب جدی بگیریم اتفاقا یکی از کارهای مهم احزاب همین «تشویق مددرسانی جامعهمحور به فقرا در این شرایط بحرانی و کرونایی» است. یکی از ظرفیتهای جامعه مدنی ایران همین کمکرسانی بیشتر به اقشار نیازمند است. نمیتوان تا تحقق اصلاحات ساختاری دست روی دست گذاشت و فقط به نظام و دولت «ایراد» گرفت. مطالبهگری، نقد، ایرادگیری و حتی فحاشی علیه دولت روحانی هم مجانی است و از سوی جناح تندرو کشور تکرار میشود.»