خودروسازان در محاصره
عقل ومنطق اقتصادی حکم می کند برای اینکه بازار این محصول به تعادل برسد و تقاضاکننده وعرضه کننده از این بازار فایده ببرند باید عرضه و تقاضا درتعادل باشند. به این معنی که رشد عرضه با رشد تقاضا برا بر باشد تا تعادل قیمتی به هم نخورد. دانش اقتصاد و تجربه جامعه ها نشان می دهد اگر به هردلیل رشد عرضه از رشد تقاضا عقب بیفتد قیمت ان کالا افزایش خواهد یافت. داستان خودروسازی درایران این روزها همین است و دلیل افزایش قیمت ها بسیار روشن و واضح است. به این معنی که به دلیل موثر شدن تحریم ها در یک دوره ای به اندازه کافی تولید نداشتیم اما درهمان دوره تقاضا برمدار پیشین باقی مانده وحتی شتاب گرفته است . از پیش معلوم است که دراین شرایط غیر تعادلی قیمت بالا می رود. از سوی دیگر برای تولید اتومبیل نیاز به مواد اولیه و کالاهای سرمایه های داخلی و خارجی نیز هست که درسال 1398 و 1397 به دلیل افزایش نرخ ارز و دوسال تورم بالا قیمت تمام شده تولید خودرو افزایش داشته است. حالا و درحالی که این منطق اقتصادی بسیارروشن است خودروسازان ایرانی در محاصره انواع افراد ومدیران دولتی وغیر دولتی قرار گرفته اند که چرا قیمت خودرو بالا است. انگار که خودروسازان به شهروندان می گویند بیایید برای خرید خودرو صف بکشید یا انگارکه تبلیغاتی وجود دارد اما این گونه نیست. این روزها از سوی نهادهای قضاییه ، مقننه وگروهها وافراد روشنفکری فشار قابل اعتنایی به خودروسازان می آید که قیمت را کاهش دهید یا اینکه این کاررا کنید یا آن کاررا نکنید و انواع دستورها ی رسمی و غیررسمی وجوددارد. واقعیت این است که این دستورها و این محاصره خودروسازان درکوتاه مدت و میان مدت به زیان تولید این کالا است و روزگاررا بدتر از پیش خواهد کرد. دانش و عقل بشر می گوید برای ارزان شدن خودرو باید عرضه این کالا افزایش یابد و به اندازه ای اتومبیل تولید شود که قیمت ها بدون دستورهای از بالا در مسیر سرازیری قرار گیرند . محاصره خودروسازان و فشار برآنها چاره کار نیست و انگیزه های تقاضای فزاینده نیز در اختیار این بنگاهها نیست . چرا از تجربه جامعه ها استفاده نمی کنیم وراه را برای تاسیس خودروسازی های دیگر باز نمی کنیم تا آنقدر خودرو تولید شود که فروشندگان برای فروش انها به مصرف کنندگان جایزه دهند؟ اسان ترین کاربرای گروهی این شده است که به خوروسازها فشار بیاورند .