کد خبر 499823
۱۳۹۹/۰۳/۲۶ ۱۶:۰۶

آیا انسان‌ها ذاتا تنبل هستند؟

ساعت 24-کلودیا هموند برای بی‌بی‌سی نوشته است: همانطور که ممکن است در دوران قرنطینه متوجه شده باشید، ما از نظر زیست‌شناسی برای این برنامه‌ریزی نشده‌ایم که کمترین فعالیت ممکن را داشته باشیم.شیوع ویروس کرونا در ماه‌های اخیر بخش اعظم جمعیت دنیا را مجبور کرده در خانه بمانند و کمتر فعالیت کنند. اما ممکن است ما برای این کار ساخته نشده باشیم.احتمالا بعد از چند هفته قرنطینه متوجه شده‌اید، این کار چندان هم آسان نیست.
آیا انسان‌ها ذاتا تنبل هستند؟
این طور که پیداست ما از نظر زیست‌شناسی برای این برنامه ریزی نشده‌ایم که کمترین فعالیت ممکن را داشته باشیم. در واقع ما از فعالیت لذت می‌بریم. یا حداقل باید توازن مناسبی بین کار و استراحت‌مان وجود داشته باشد.
دنبال آسانی
واقعیت این است که بیشتر اوقات به دنبال گزینه‌های آسان هستیم، به دنبال مسیری با کمترین میزان دشواری و میان‌بری که ما را زود به موفقیت برساند. وقتی تلویزیون کنترل دارد چرا باید بلند شویم و با دست کانال‌ را عوض کنیم؟ وقتی ماشین داریم چرا باید با دوچرخه به فروشگاه برویم؟ اگر می‌توانیم نصف همکارمان کار کنیم و گیر نیفتیم، چرا این کار را نکنیم؟هر کار یا فعالیتی فشارهای روحی و جسمی خودش را دارد، بنابراین طبیعی است که تا جای ممکن از انجام‌شان دوری کنیم. و بعضی وقت‌ها هم این کار را می‌کنیم. پدیده‌ای که گاهی اوقات به نام "اصل کمترین تلاش" یا "قانون زیف" شناخته می‌شود، قانونی که به نظر نمی‌رسد هرگز کسی برای سرپیچی از آن وسوسه شود. مگر این که تمام مدت در حال زیر پا گذاشتن آن باشیم
آرزوی هیچ کاری انجام ندادن
؟ این که کل بعد از ظهر روی یک ننو دراز بکشید. فقط به سقف خیره شوید و به سکوت گوش کنید. این ممکن است ایده‌ای جذاب به نظر برسد اما در عمل انجام ندادن هیچ کاری می‌تواند برایمان بسیار سخت باشد - البته خواب را باید از این محاسبات فاکتور بگیریم. در یک مطالعه معروف که چند سال پیش در دانشگاه ویرجینیا انجام شد، هر بار یکی از شرکت‌کننده‌ها در اتاقی کاملا خالی قرار داده شدند که هیچ وسیله‌ای برای سرگرمی در آن نبود. اتاق نه تلفن داشت، نه کتاب و نه تلویزیون. علاوه بر آن شرکت‌کننده‌ها اجازه خوابیدن هم نداشتند. به مچ پاهای شرکت‌کننده‌ها الکترودهایی متصل بود و آن‌ها ۱۵ دقیقه در آن اتاق تنها می‌ماندند. این فرصت به آن‌ها داده شده بود که برای مدتی کوتاه استراحت کنند.

اما اوضاع چطور پیش رفت؟ پیش از آن که شرکت‌کننده‌ها در اتاق تنها بمانند به آن‌ها گفته شد چطور دکمه کامپیوتری که با سیم به دستگاه شوک الکتریکی وصل است را فشار دهند. ممکن است فکر کنید هر کس یک بار این دکمه را فشار دهد،‌ دیگر نمی خواهد آن را تکرار کند. اشتباه می‌کنید. در واقع ۷۱ درصد از مردان و ۲۵ درصد از زنان شرکت‌کننده وقتی در اتاق تنها بودند دست کم یک بار به خودشان شوک وارد کردند و در کمال تعجب یکی از آقایان ۱۹۰ بار این کار را تکرار کرد. ظاهرا نداشتن کاری برای انجام دادن به قدری طاقت فرسا بود که بسیاری از شرکت‌کننده‌ها ترجیح دادند به جای تحمل نبود هیچ نوع سرگرمی،‌ عملا خود را شکنجه دهند.این آزمایش نمونه‌ای افراطی به حساب می‌آید اما زندگی روزمره به ما ثابت کرده افراد به طور مداوم دست به کارهایی می‌زنند که نیازی به انجام‌شان ندارند و گاهی اوقات دردناک هستند. آن دسته از دوستان خود را تصور کنید که در ماراتن شرکت می‌کنند یا برنامه‌های ورزشی طاقت‌فرسایی در باشگاه دارند . آن‌ها بسیار بیشتر از آنچه برای سلامتی و تناسب اندازم لازم است از خود انرژی می‌گذارند. نظرتان در مورد کسانی که برای رسیدن به قطب‌ شمال و جنوب زمین مدت‌ها روی آب‌های یخ‌زده سفر می‌کنند یا آن‌هایی که دور دنیا را می‌گردند، چیست؟


معمای تلاش
مایکل اینزلیکت از دانشگاه تورنتو این پدیده را "پارادوکس تلاش" می‌نامد. ما گاهی اوقات راه آسان را انتخاب می‌کنیم و به اندازه‌ای کار انجام می‌دهیم که مورد انتقاد قرار نگیریم. اما در مواقع دیگر، موقعیت‌هایی که برایشان بیشتر تلاش کرده‌ایم را با ارزش‌تر می‌دانیم. خوشحالی غریزی برای تلاش در انجام یک کار به اندازه‌ای برایمان خوشایند است که دنبال راه میان‌بر نمی‌گردیم. مثلا ممکن است ساعت‌ها وقت صرف حل یک جدول کلمات متقاطع کنیم و برای پیدا کردن جواب‌ها سراغ موتورهای جستجو نرویم.این چیزی است که در مراحل ابتدایی زندگی یاد می‌گیریم. در کودکی به واسطه تجربه و اجبار یاد می‌گیریم هر تلاشی با پاداش همراه است و با گذشت زمان عادت می‌کنیم صرفا از خود تلاش کردن لذت ببریم. به این پدیده "سختکوشی اکتسابی" گفته می‌شود. ۲۰ سال پیش وقتی با کوله‌پشتی سفر می‌کردم، به دیدن دریاچه‌های رنگی کلیموتو در جزیره فلورس اندونزی رفتم. رنگ این دریاچه‌ها هر چند سال یک بار عوض می‌شود و این ویژگی باعث شده به یک مکان دیدنی رازآلود و تماشایی تبدیل شوند.
امروزه می‌توان بدون تحمل سختی فراوان به قله بسیاری از کوه‌ها رسید، اما عده زیادی از مردم تلاش برای رسیدن به این هدف را بخشی از پاداش خود می‌دانند.برای رسیدن به قله بسیاری از کوه‌ها می‌توان سوار تله‌کابین یا تله‌سیژ ( نوعی بالابر که مجموعه‌ای از صندلی‌ها را جابجا می‌کند و معمولا در پیست‌های اسکی و برخی پارک‌ها به کار می‌رود) شد. اما بدون شک کوهنوردان ترجیح می‌دهند شب را در چادری کوچک روی سطح شیب‌دار یک صخره بگذارانند و شرایط انجماد و خطر یخ‌زدگی را به جان بخرند تا این که مسیرهای توریستی را انتخاب کنند. جورج لونستاین، متخصص اقتصاد رفتاری جمله معروف جورج مالوری، کوهنورد سرشناس انگلیسی را برای عنوان مقاله خود در رابطه با این سندروم انتخاب کرده است. از مالوری پرسیدند برای چه می‌خواهد قله اورست را فتح کند و او در پاسخ گفت: "برای این‌که آنجاست". لونستاین می‌گوید انسان‌ها نمی‌توانند در برابر شانس دستیابی به اهداف خود و تسلط بر شرایط مقاومت کنند، حتی اگر نیازی به این کار نداشته باشند.

نظرات کاربران

نظر شما

ساعت 24 از انتشار نظرات حاوی توهین و افترا و نوشته شده با حروف لاتین معذور است.

هنوز نظری برای این خبر تایید نشده است.

ویترین

سام
چینی زرین

ویژه
تریبون

تازه ترین اخبار
بیشتر

تبلیغات متنی

بانک