درآمد هنگفت چین از دور زدن تحریم ایران
باوجود مناقشات جدیدی که چین با آمریکا دارد و بهرغم برخی رفتار مستقلتر جدید سیاسی چین مانند وتوی قطعنامههای مورد نظر آمریکا در شورای امنیت سازمان ملل علیه سوریه و باوجود موضع متعادل چین در حمایت از برجام که البته بیشتر به هویت برجام و موضع مشترک چین با پنج عضو دیگر برجام مربوط میشود و صرف نظر از محتوای سند همکاریهای 25 ساله، با سوابق ذیل بعید به نظر میرسد که جمهوری خلق چین حاضر به امضای این سند با جمهوری اسلامی ایران، در وضعیت بحرانی کنونی روابط ایران و آمریکا بشود.
1) در این سند روابط ایران و چین راهبردی تعریف شده است. پیش از این نیز رئیسجمهور چین به راهبردیبودن روابط دو کشور اشاره کرده است. به دلیل آنکه در چین برخلاف ایران، مقامات کم و دقیق درباره مسائل خارجی سخن میگویند، این موضع به معنای تغییر بیان دولت چین درباره تعریف روابطش با ایران است. در 25 سال گذشته دولت چین بارها در مذاکرات اعلام کرده که از نظر جمهوری خلق چین روابط ایران و چین راهبردی نیست و چین انتظار دارد که این عنوان برای توصیف روابط از سوی طرف ایرانی نیز بهکار نرود. وقتی من در دوره مسئولیتم نسبت به این پافشاری چینیها، حساسیت نشان دادم و معترضانه از همتای خود پرسیدم که دولت چین چه تعریفی از روابط دو کشور دارد؟ اظهار کرد: ما روابط چین با ایران را در حد روابط با همسایگان تعریف میکنیم که البته روابط با همسایگان در سیاست خارجی چین اهمیت زیادی دارد.
اولین همکاری مهم تجاری ایران و چین پس از انقلاب اسلامی، مربوط به فروش سلاح و بهویژه موشکهای میانبرد و کوتاهبرد چینی به ایران در دوران جنگ با رژیم صدام است. در شرایطی که هیچ کشوری به ایران سلاح نمیفروخت و شوروی و در درجه بعد فرانسه، نیاز تسلیحاتی رژیم صدام را بسیار سخاوتمندانه تأمین میکردند، سلاحهای چینی و سلاحهای کره شمالی که با اجازه چین به ایران فروخته میشد، برای ایران ارزشمند بود. البته بعدها مشخص شد که در این دوره چین چهار برابر ایران به رژیم صدام سلاح فروخته است.
3 سال پیش دولت چین توقف همکاری خود با پروژه هستهای ایران در اصفهان را به قیمت رفع تحریمهای آمریکا علیه چین، به معامله گذاشت و توانست با خروج یکجانبه از قرارداد ساخت کارخانه هستهایUCF اصفهان، راه را برای رفع تحریمهایی در کنگره آمریکا هموار کند که بهخصوص پس از کشتار صدها نفر در میدان تیانانمن پکناز سال 1989 از سوی کنگره آمریکا علیه این کشور اعمال شده بود. در ادامه نیز، چین تحت مراقبتهای شدید آمریکا، همکاریهای هستهای خود با ایران را شدیدا محدود کرد.
در 25 سال گذشته چین در برابر مناقشات ایران و آمریکا به لحاظ سیاسی منفعل عمل کرده و هرگز حاضر به دادن امتیازی به ایران در مقابل آمریکا نشده است. رأی چین در شورای امنیت سازمان ملل درباره مسائل مربوط به ایران منطبق با رأی آمریکا بوده است. در ربع قرن گذشته نه تنها چین موضوعی را به نفع ایران وتو نکرده است، بلکه حتی حاضر به دادن رأی ممتنع هم نشده و عینا مانند آمریکا رأی داده است.
15 سال پیش اعزام فرستادههای ویژه مقامات ایران به چین و ارائه پیشنهادهای از نظر ایران جذاب همکاریهای اقتصادی، نتیجهای نداشت. رهبران چین در پاسخ ضمن استقبال از گسترش روابط اقتصادی، به مقامات ایران توصیه کردند که بحرانهای بینالمللی خود را حل کنند و نگذارند روابط ایران با کشورهای همسایه ایران بحرانی شود. آنان به صراحت ابراز میکردند که اولویتشان توانمندکردن اقتصاد چین و رفع فقر مردم چین است.
با اینکه ایران از اولین کشورهای داوطلب پیوستن به پیمان امنیتی شانگهای متشکل از کشورهای آسیای میانه و چین و روسیه بوده و با وجود آنکه پاکستان و هند بعد از ایران داوطلب شدند و به این پیمان پیوستند، اما ایران هنوز عضو رسمی نشده و ناظر است. اگر چین تنها عامل تعلیق عضویت ایران در پیمان شانگهای تا زمان کاهش بحران روابط ایران و آمریکا نباشد، حتما یکی از عوامل اصلی تعلیق است.
چین هرگز از منافع تجاری دورزدن تحریمهای آمریکا علیه ایران، رویگردان نبوده و درآمدهای هنگفتی هم از این راه به دست آورده است. چین در دوران تحریمهای پیش از برجام، اقدام به تأسیس بانک کوچک «کونلون» صرفا برای همکاریهای بانکی با ایران تحت تحریم کرد. این بانک اکنون بانک بسیار ثروتمندی شده است که منافع سرشاری از کمک به دورزدن تحریمهای ایران بهدست آورده است. آنچه چین را در دوره اخیر تحریمهای آمریکا خیلی محدود و تقریبا متوقف کرده است، اجرای مجازاتهای مالی بسیار سنگینی است که آمریکا به طرفهای همکاری با ایران برای دورزدن تحریمها تحمیل میکند. علاوه بر این هزینهها، چین در یک مناقشه تعرفهای حساس و پرهزینه با آمریکا به سر میبرد. این کشور برای حفظ و تداوم مناسبات اقتصادی خود با بزرگترین شریک اقتصادیاش، یعنی آمریکا که روابطش با فاصله خیلی زیاد چند برابر هر شریک دیگر چین است، تحت هیچ شرایطی حاضر به ریسک نخواهد بود و قرار نیست هیچ همکاری اقتصادی با ایران را که منجر به تیرهترشدن روابط اقتصادی چین با آمریکا شود، از سر بگیرد یا ادامه دهد.
19 سال پیش هنگامی چین برای اولینبار در رقابت با ژاپن، داوطلب اعطای 500 میلیون دلار تسهیلات برای روابط تجاری ایران و چین شد که اندکی پیش از آن، ژاپن یک وام سه میلیارد دلاری با بهره پایین و غیرمشروط به ایران داده بود؛ وامی که نهایتا به هفت میلیارد دلار بالغ شد. 10 سال پیش دولت چین در قبال درخواست احمدینژاد برای اعطای تسهیلات به ایران، پیشنهاد داد که ایران 15 میلیاردیورو از دارایی خود در خارج را در بانک کونلون چین سپرده کند و درمقابل بانک کونلون به همان میزان به ایران تسهیلات بدهد. دولت احمدینژاد این شرط غریب را پذیرفت. ماجرای این سپرده که همچنان داستانی در روابط بانکی دو کشور است؛ نرخ تسهیلات و نرخهای تبدیل مکرر یورو به یوان و برعکس و نرخهای نقلوانتقال، حتی برای خرید کالاهای چینی، عملا این فرایند را به یکی از گرانترین و غیرمنصفانهترین همکاریهای بانکی بینالمللی ایران بدل کرده است.
هشت سال پیش، دولت چین در بزرگترین سرمایهگذاری خارجی خود، قراردادی با دولت پاکستان برای تأسیس کریدور اقتصادی چین- پاکستان منعقد کرد. ساختوسازهای این قرارداد 43 ساله با مشارکت 80 هزار چینی و 40 هزار پاکستانی و با اعتبار 42 میلیارد دلار که نهایتا به 62 میلیارد دلار بالغ شده (20درصد وام و 80درصد سرمایهگذاری مستقیم چین) در حال اجرا است. محور اصلی پروژه، بندر گوادر پاکستان در جوار مرز ایران در خلیج گواتر در دریای عمان است. شبکه حملونقل متنوع و مدرن، از جمله راهآهن گوادر- کراچی که بازسازی، نوسازی، تکمیل و به راهآهن چین در شهر کاشغر در استان مسلماننشین سینکیانگ متصل میشود، بخش مهم پروژه است. فرودگاه بینالمللی گوادر، مرکز درمانی، نیروگاه 300 مگاواتی و یک نیروی امنیتی مشترک 10 تا 25 هزار نفره، نیازهای فوری بندر گوادر در استان بسیار فقیر و پرخطر بلوچستان پاکستان را تأمین خواهد کرد. این قرارداد به نوعی اجاره 43 ساله بندر گوادر به چین و بهمنزله حضور حتی نظامی چین در مجاورت مرزهای دریایی ایران است. این قرارداد، بخشی از پروژه بزرگ موسوم به «ابتکار کمربند- جاده» مطرحشده ازسوی شیجینپینگ، رهبر چین در سال 2013 است که مسیرهای حملونقل آینده چین با سایر نقاط جهان را تعریف میکند. تقریبا همزمان با این قرارداد، چین ساخت کریدور راهآهن عظیم چین به آلمان ازطریق قزاقستان و روسیه در مسیر شمال دریای خزر را بهعنوان بزرگترین مسیر ارتباطی آینده چین و اروپا و بخش مهمی از پروژه عظیم کمربند- جاده، دنبال کرده است. مسیر فرعی این خط آهن ازطریق قزاقستان و ترکمنستان میتواند به ایران برسد و ازطریق راهآهن ایران به ترکیه و اروپا وصل شود. این دو پروژههای عظیم در صورت اجرا، بخش مهمی از فرصت طبیعی مسیر ایران به عنوان پل تاریخی میان آسیا و اروپا را تضعیف میکند. باوجوداین، ظاهرا ایران آخرین کشور مهمی است که دررابطهبا این پروژههای عظیم طرف گفتوگو قرار گرفته و موضوعاتی مرتبط با آن در پیشنویس سند همکاری 25 ساله دو کشور گنجانده شده است.
این موارد همه نشان از ظرفیتهای متنوع، بسیار مهم و گسترده همکاریهای ایران و چین دارد؛ اما نشانی از رفتار سخاوتمندانه و با صلابت چینیها ندارد. دولت چین برای تأمین منافع ملی کشورش، در صورت لزوم از تعهدات اخلاقی متعارف میان دولتها نیز عدول کرده است. این پیشینه حاکی از آن است که ایران باید در همکاریهای درازمدت با جمهوری خلق چین خیلی جدی و مصمم، ولی دقیق، همهجانبهنگر و طبعا با رعایت مداوم منافع ملی ایران عمل کند.