قبیلهگرایی یا اصولگرایی/مجلس یازدهم آغازگر ریزشها؟
«ابوالقاسم رئوفیان»، دبیرکل حزب ایرانزمین، در گفتوگویی با خبرگزاری برنا گفته است: «برای بنده بسیار ناگوار است که این اتفاقات در جبهه اصولگرایی رخ میدهد. در واقع چهره بسیار ناراحتکنندهای را در مرآ و منظر، از خود بهجای میگذارد. بههرحال دراینباره صحبتکردن سخت است، بهویژه درباره موضوعی که با واژه اصولگرایی همراه است. در واقع اصولگرایی، واژهای با بار معنوی، حقوقی و سیاسی است. اینها جای تأسف دارد؛ بهطوریکه من دیگر نمیتوانم افتخار کنم و بگویم یک اصولگرا هستم. زمانی اطلاق نام اصولگرایی برای ما مایه افتخار و مباهات بود، اما امروز اینگونه نیست. به نام اصولگرایی کارهایی میکنند و نامش را میگذارند اصولگرایی؛ درحالیکه میان ماه من تا ماه گردون، تفاوت از زمین تا آسمان است. در واقع این یک پارادوکس است؛ یعنی رفتار غیراصولگرایانه با تابلوی اصولگرایی. من هیچ طیفی را نمیخواهم متهم کنم، اما میخواهم بگویم این فضای اصولگرایی، فضایی است که نفسکشیدن در آن سخت است؛ تاجاییکه اشاره کردم دیگر برایمان خوشایند نیست یعنی به تعبیری میتوان گفت در جبهه اصولگرایی که یکرنگی و همدلی حاکم بوده و برایند نظرات بهعنوان تصمیم اصولگرایی در عرصه سیاستورزی کشور رونمایی میشد، امروز به جایی رسیده که مشمول این شعر مولانا شود «چون که بیرنگی اسیر رنگ شد/ موسیی با موسیی در جنگ شد». این چهره سیاسی اصولگرا اظهار کرد: «یکی نواصولگرایی را باب کرد، دیگری اصولگرایی سنتی یا مدرن را. این در حالی است که اصول، اصول است. گرایش به این اصول هم یعنی به شاخصهای مشخص و معینی فرد روی بیاورد و آنها محور شود. دیگر دعوا بر سر چیست؟! اینها نشاندهنده اوجگرفتن حس قدرتطلبی در این افراد و طیفهاست؛ چه آن طیفی که امروز به مجلس راه پیدا کرده به نام اصولگرایی و چه خارج از آن. این جای تأسف است. به نظرم حلوای اصولگرایی را پُختند و خرمای آن هم آماده است، حال یک مجلسِ ترحیم هم برای آن بگیرند و پخش کنند، تمام شد و رفت».
واکنش نادران به یک انتصاب
اطلاعات مخدوش به نمایندگان دادند
الیاس نادران، نماینده مجلس یازدهم و عضو کمیسیون برنامه و بودجه و محاسبات هم به انتصاب بذرپاش واکنش نشان داد. او در یادداشتی که سایت الف متعلق به احمد توکلی منتشر کرده، با اشاره به نقلقول قالیباف در باب قانونیبودن انتخاب رئیس دیوان محاسبات آورده است: «...در دستور هفتگی کمیسیون برنامه و بودجه و محاسبات 31/ 4/ 99 ساعت ۱۶ تا ۱۸ برای رسیدگی به صلاحیت و برنامههای کاندیداهای تصدی ریاست و دادستانی دیوان محاسبات در نظر گرفته شده بود. روز دوشنبه 30/4/99 کمیسیون، بدون چاپ تغییر دستور توسط هیئترئیسه مجلس، اعلام کرد رسیدگی به صلاحیت نامزدها ۹ تا ۱۲ و طرح تأمین قیر برای طرحهای عمرانی در اختیار اعضا قرار نگرفت و در نتیجه بررسی صلاحیت را غیرممکن کرد... . یک برداشت این است که چون این تبصره در ماده مربوط به طرح و لوایح آمده است، موضوع منحصر به طرح و لوایح است، درحالیکه وقتی در آییننامه حکم صریح دیگری نداریم، باید به قرینه عمل کنیم. در هر صورت اطلاع نمایندگان از جریان امور در کمیسیونها جزء حقوق نمایندگان است. تخلف آشکار دیگر از ناحیه هیئترئیسه مجلس اتفاق افتاد. با وجود آنکه دستور هفتگی مجلس چاپ شده بود و نظر کمیسیون برنامه و بودجه و محاسبات ساعت ۱۷ روز 31/4/99 به هیئترئیسه اعلام شد، به فاصله چند ساعت پیامکی به نمایندگان رسید که دستور هفتگی تغییر کرده و انتخاب رئیس و دادستان دیوان محاسبات در 1/5/99 انجام خواهد شد. حداقل از دو نفر از اعضای هیئترئیسه سؤال کردم مگر هیئترئیسه جلسهای برای تغییر دستور تشکیل داده است؟ گفتند نه. ظاهرا این مسئله به یکی از دبیران هیئترئیسه تفویض شده است. توجه شود که هیچ فرد یا نهادی حق ندارد وظایف و اختیارات خود را به دیگری تفویض کند، آنهم در امر مهمی مثل دستور هفتگی مجلس که اطلاع از آن از زمره حقوق همه نمایندگان است. مشاهده میشود برخلاف ادعای آقای رئیس مجلس، فرایندهای قانونی طی نشده است و با توجه به رونمایی از اسنادی درخصوص راستیآزمایی ادعاهای آقای مهرداد بذرپاش در سوابق شغلی، مقالات علمی و... معلوم شد که دغدغه دلسوزان برای رعایت شأن و منزلت و اقتدار مجلس بلاوجه نبوده است. نتیجه آنکه حتی اگر با توجه به تفسیر خاص ظاهر آییننامه هم رعایت شده باشد، بهدلیل ابهام حداقل ۲۰ سال سابقه کار، رعایت آییننامه ابلاغی کمیسیون آییننامه داخلی مجلس و مخدوشبودن اطلاعات تقدیمی به کمیسیون و نمایندگان و عدم استعلام از مراجع ذیصلاح همانگونه که به ریاست محترم کمیسیون برنامه و بودجه و محاسبات عرض کردم، لازم است کمیسیونهای ذیربط (برنامه و بودجه، اصل۹۰، آییننامه داخلی و...) تحقیقات جامع را در این رابطه انجام و نتیجه بررسیهای خود را برای حفظ حیثیت کمیسیون برنامه و بودجه و کلیت مجلس منتشر کنند تا به این ترتیب بخشی از اعتماد ازدسترفته جامعه دانشگاهی و افکار عمومی بازسازی شود.