توسعه صنعتی از مسیر صلح می گذرد
راه دوستی را برویم
با سلام و درود فراوان خدمت سروران گرامی و سپاس بی نهایت از بذل اینهمه لطف و محبت . مهربانی هایی که مختص امروز و سال های اخیرنبوده و چند دهه است که این ارادتمند از آن بهره مندم و روسای محترم و اعضای گرامی هیات رئیسه اتاق ها و نیز همکاران و همراهان بخش خصوصی همواره اینجانب را با لطف و عنایت خود سرافراز و شرمنده فرموده اند.
سبب این همه مهر و محبت به این ارادتمند را نه صرفا شخصیت و یا اقدامات خود ، بلکه علاوه بر بزرگ منشی و بزرگواری این شخصیت های برجسته ، ناظر به روشن بینی و ژرف اندیشی این عزیزان در اصالت دادن به راهی می دانم که این خدمتگزار یکی از رهروان کوچک آنم ؛ راه عشق و صلح و دوستی و آزادی و پیشرفت و توسعه. خداوند متعال را گواه می گیرم که در تمام عمر و در لحظه لحظه زندگی ، دمی نبوده است که دغدغه و سودای تحقق آرمان ها و آرزوهای فوق را نداشته باشم . همواره تلاش نموده و تمامی امکانات فکری و مادی و مالی خود را مصروف تحقق خوشبختی و رفاه و آسایش هموطنانم و میهن عزیزمان ، ایران عزیز ، نموده ام .
این لطف و محبت و عنایت سروران اتاق ایران چه در برگزاری مراسم گرامیداشت این ارادتمند در 25 آذر سال گذشته و چه در بزرگواری امروز ، گواه آن است که این راه ، طی طریقی بی حاصل نبوده و مسیری صحیح و اصیل و در جهت خیر و صلاح جامعه و میهن و صنعت و اقتصاد ملی بوده است ؛ و چه شوق انگیز و ارزشمند است اینکه انسان در روزگار سالخوردگی دریابد که راهی که در تمام عمر طی نموده ، راهی صحیح بوده و مورد قبول و اقبال سرآمدان و فرهیختگان جامعه . پس بسیار سپاسگزارم که این ارادتمند را به درستی راه و مسیر تمامی زندگی ام یعنی راه خدمت به میهن و مردم ، گواهی نمودید.
شادی و خوشحالی مهم دیگر این ارادتمند از ابتکاری است که بکار بسته شد . اینکه کتابخانه اتاق ایران به نام اینجانب نامگذاری شود ، از هر هدیه و پاداشی برایم ارزشمند تر است ، چرا که "کتاب "را مقدس و"کتابخانه " را عبادتگاه و معبد می دانم. معبد علم ، دانش و احساس بشری ، کانون تبادل فرهنگ ها و ارزش ها ، مکان سکوت و غوغای اندیشه ها و...
"کتابخانه " ، به گمانم نقطه کانونی جهان و تمدن بشری است. هر جا کتابخانه ای دایر بوده ، تمدنی ساخته و پرداخته و توسعه و پیشرفتی واقع و بشر از جهل و فقر و ظلم و تعدی رهایی یافته است ؛ همچون چشمه ای که عشق و صلح و دوستی را در دل و جان آدمی جاری و روح را سیراب و رویاهای انسانی را امکان تحقق می بخشد . بر همین مبناست که هر جا قرار است ظلمی و جهلی حاکم شود ، در ابتدا این "کتابخانه " است که ویران و این "کتاب " است که سوزانیده می شود . غافل اما که این نیاز و ضرورت حیات بشری است ، همچون هوا ، که نمی توان کتمانش کرد ، که بی "کتاب " انسان و انسانیت میمیرند و بی "کتابخانه " ، جهان قبرستانی بیش نیست !
سروران عزیز و فرهیختگان گرامی به عنوان کلام آخر و در قالب توصیه ای از این خدمتگزار کوچک همه شما عزیزان ، استدعا دارم تا می توانید اصحاب خرد و اندیشه و صاحبان دانش و فرهنگ را ارج نهید و از هر چه در توان دارید برای رفاه و زندگی سلامت این فرهیختگان بذل لطف و محبت فرمایید . ما صاحبان سرمایه و امکانات ، بی شک می توانیم بخشی از منابع خود را چه بصورت فردی و البته چه بهتر که در قالبی جمعی و نهادی ، صرف خدمت به صاحبان دانش و علم و اندیشه نماییم .
نهادهایی را ایجاد و یا نهادهای موجود اعم از موسسات پژوهشی و تحقیقاتی و اندیشکده ها را یاری و از طریق این حمایت ها ، فردایی بهتر را برای مردم و میهن و اقتصاد و کار و کسب مان فراهم کنیم ، که بدون ارج نهادن صاحبان خرد ، خرد رشد نمی کند و درضعف خرد و خرد ورزی ، پیشرفت و توسعه ای حاصل نمی شود و انسانیتی بجا نمی ماند که ما را اینچنین مهربانانه گردهم آورد و برای تجلیل نه از یک فرد که یک راه ، که راه صنعتی کردن این سرزمین از طریق بذل عشق و صلح و دوستی بوده است ، همراه و هم قسم نماید. امید که چنین شود