شرایط ژئوپولیتیکی جدید ایران و امریکا
ایجاد مزاحمت برای هواپیمای مسافربری ماهان توسط امریکا که برای دومین بار در روز پنجشنبه دوم مردادماه 1399 رخ داد، نشان داد که تنش میان ایران و امریکا در حال اوجگیری است. دو سناریوی متفاوت میتوانند تبیینکننده این دور تازه از تنشها میان دو کشور باشند:
1- ممکن است امریکا بخواهد فرآیند تصمیمگیری در داخل ایران را به سمت آشفتگی سوق دهد، یا آنکه نسبت به تلاش ایران برای ایجاد مجدد بازدارندگی نگران است و لذا میکوشد ایران را از چنین تلاشی بازدارد، یا ممکن است هر دوی این مسائل مطرح باشند. کنت اف مک کنزی، فرمانده سنتکام، در هفتههای اخیر دو اظهارنظر کلیدی پیرامون ایران داشته است. وی در اظهارنظر نخست، موقعیت امریکا در برابر ایران را بازدارندگی ستیزهجویانه معرفی کرده است. منظور وی از کاربرد این عبارت آن است که امریکا با ترور شهید سردار قاسم سلیمانی بازدارندگی ایجاد کرده است، اما این بازدارندگی ممکن است از نوع بازدارندگی ستیزهجویانه باشد، زیرا ایران ممکن است تصمیم بگیرد در برابر این ترور از خود واکنش نشان دهد. ژنرال مک کنزی بطور مشخص درباره حمله به تأسیسات نفتی آرامکو سخن گفته تا نشان دهد که درست زمانی که امریکاییها تصور میکردند شرایط آرام است، اتفاق بزرگی در عربستان سعودی رخ داد و لذا امریکا باید همواره فرض را بر این قرار دهد که ایران در حال برنامهریزی برای انجام حمله است. ژنرال مک کنزی در دومین اظهارنظر خود این عقیده را مطرح کرده که ایرانیها همواره نسبت به توانایی امریکا مطمئن بودند، اما نسبت به تمایل این کشور برای اقدام علیه خود تردید داشتند. به باور وی، ایرانیها اکنون میدانند که امریکا از اراده لازم جهت برخورد با این کشور نیز برخوردار است. این اظهارات را میتوان به دو شیوه تفسیر کرد. یا ایالات متحده امریکا کاملاً مطمئن است و باور دارد که به لحاظ امنیتی در برابر ایران دست بالا را دارد و لذا درحال ارعاب ایران برای سوق دادن فرآیند تصمیمگیری در این کشور به سمت آشفتگی است، یا آنکه نسبت به واکنش ایران در برابر خود نگران است و میخواهد برای تقویت بازدارندگی ستیزهجویانه، تهران را نیز دچار نگرانی کند. نقل قول مطرح شده از زبان بنی گنتس، وزیر دفاع رژیم اسراییل (و رییس حزب آبی - سفید) در دیدار با ژنرال مارک میلی این باور را تقویت میکند که نگران واکنش ایران است. بنی گنتس در این باره گفته است: «نیروهای نظامی اسراییل برای هر سناریو و هر تهدیدی آمادهاند و من به دشمنانمان توصیه نمیکنم ما را امتحان کنند. ما علاقهای به تشدید تنشها نداریم، اما هر اقدامی که لازم باشد برای دفاع از شهروندان اسراییلی انجام خواهیم داد.» بدینترتیب، هرچند ممکن است هدف از آغاز فاز کنونی تنشها میان ایران و امریکا سوق دادن فرآیند تصمیمگیری در ایران به سمت آشفتگی باشد، این نظر که نگرانی از واکنش ایران و تلاش برای بازداشتن ایران از چنین اقدامی نیز در تصمیم امریکا به تشدید تنشها موثر بوده را نیز نباید دستکم گرفت.
2- ممکن است بخشهایی از نظام تصمیمگیری در امریکا درحال آماده کردن مقدمات برای وارد آوردن ضربهای به ایران در دوران ریاستجمهوری آقای ترامپ باشند. جنگ اسراییل با حماس در سال 2008 در واپسین ماه دوران ریاستجمهوری بوش پسر رخ داد و چند روز پیش از آغاز به کار دولت اوباما نیز پایان یافت. هدف اسراییل در این جنگ، نابودی زیرساختهای حماس در شرایطی بود که بوش همچنان در کاخ سفید به سر میبرد. حماس هنوز نتوانسته از زیر بار ضربات آن جنگ قد راست کند. این گزینه کاملاً محتمل است که برخی عناصر تندرو در منطقه و نیز در خود امریکا چنین برنامهای برای ایران داشته باشند و بخواهند شرایط را به گونهای رقم بزنند که امریکا پیش از آغاز به کار دولت بایدن به زیرساختهای ایران ضربه بزند. موقعیت دشوار ترامپ در عرصه سیاسی امریکا این سناریو را به احتمال مطرح تبدیل کرده است. اگر ترامپ در انتخابات ریاستجمهوری همچنان از بخت و اقبالی برخوردار باشد، بعید است که دست به چنین ریسکی بزند، زیرا جنگ با ایران آرای رأیدهندگان را برای او تضمین نخواهد کرد. در واقع جنگ با ایران به لحاظ شرایط داخلی امریکا توجیهی ندارد، زیرا بخش عمده رأیدهندگانی که درحال ضربه زدن به کارزار انتخاباتی آقای ترامپ هستند، افراد 65 سال به بالا هستند. با توجه به سوءمدیریت بحران شیوع کرونا توسط دونالد ترامپ، بعید است این گروه از رأیدهندگان از ورود وی به یک جنگ حمایت کنند. اما ناچاری پیامدهای غیرقابل پیشبینی را ایجاد میکند و با نزدیک شدن به موعد انتخابات، هیچ کس به اندازه ترامپ چنین احساسی نخواهد داشت. بنابراین تمامی اقدامات جهت آمادگی برای مواجهه با این سناریو باید صورت گیرند.
نتیجهگیری
دو سناریوی احتمالی میتوانند تبیینکننده فاز کنونی تنشها میان ایران و ایالات متحده باشند. طبق سناریوی نخست، امریکا میکوشد فرآیند تصمیمگیری ایران را به سمت آشفتگی سوق دهد یا آنکه نگران تلاش ایران برای ایجاد بازدارندگی است و میکوشد ایران را از این تلاش بازدارد. بر پایه سناریوی دوم، عناصری در درون ساختار تصمیمگیری در امریکا به دنبال آن هستند که تا پیش از پایان دوران ریاستجمهوری ترامپ به ایران ضربه بزنند و موقعیت دشوار ترامپ در عرصه سیاست داخلی امریکا این سناریو را به یک احتمال تبدیل کرده است.
منبع :مرکز بررسی های استراتژیک ریاست جمهوری