«نفرین برنده» جایزه نوبل گرفت
رابرت ویلسون، برنده نوبل اقتصاد امسال نخستین کسی است که چارچوبی برای مزایده کالاهایی با ارزش مشترک ایجاد کرده است. او برای تشریح تئوری خود به مفهومی به نام «نفرین برنده» یا «طلسم برنده» اشاره میکند. در یک حراجی روند کار اینگونه است که افراد ابتدا ارزش شیء را پیشبینی میکنند و بعد بر اساس اینکه شیء چه ارزشی برای آنها دارد، قیمتی را پیشنهاد میکنند. طبعا برای اینکه فرد ضرر نکند، قیمتی کمتر از ارزش پیشبینی شده توسط خودش را پیشنهاد میکند. «نفرین برنده» پدیدهای است که میتواند در حراجهایی با اطلاعات ناقص اتفاق بیفتد. این مفهوم به طور خلاصه اشاره به ضرر یا سود کمتر از انتظار برنده حراج دارد. در صورتی که تخمین برنده از ارزش کالا بیشتر از ارزش واقعی آن باشد، سود برنده کمتر از انتظار او خواهد بود و حتی ممکن است متضرر شود. به این ضرر یا سود کمتر از انتظار فرد برنده، نفرین برنده گفته میشود. نفرین برنده زمانی شدت میگیرد که ارزش کالا برای شرکتکنندگان در حراج یکسان باشد اما هیچکدام ارزش دقیق کالا را ندانند. در این صورت احتمالا به دلیل قانون اعداد بزرگ، میانگین قیمت پیشنهادی افراد نزدیک به ارزش واقعی کالاست. در چنین شرایطی برنده کسی است که قیمتی بیشتر از ارزش واقعی کالا پیشنهاد داده باشد و این باعث میشود، برنده ضرر کند یا سودی کمتر از آنچه انتظارش را داشت ببرد. آقای ویلسون با استفاده از مفهوم «نفرین برنده» عنوان میکند که «در بیشتر حراجیها و مزایدهها، پیشنهاددهندگان دارای ارزشهای مشترک و شخصی هستند به عنوان مثال هنگام خرید خانه، خریداران در مورد آنچه شخصا در مورد امکانات رفاهی دوست دارند همچنین ارزش بازار در خانه فکر میکنند.» اینجاست که پای «پاول میلگرام» دیگر اقتصاددان برنده جایزه نوبل امسال به میان کشیده میشود. آقای میلگرام برای مقابله با این ترکیب از ارزش مشترک و خصوصی یک مزایده یا حراج نظریهای ارایه کرد تا این موضوع را تشریح کند که «نفرین برنده» در چنین مواردی چگونه عمل میکند. او دریافت که مردم در مزایدههایی که قیمتها در آنها کم و زیاد میشود، کمتر از مزایدههایی که از ارقام بالا شروع میشود و به ارقام پایینتر میرسد، شرکت میکنند. بر اساس متن انتشاری آکادمی نوبل، ویلسون نشان داد چرا برگزارکنندههای مزایده به قیمتی پایینتر از ارزش کالا رضایت میدهند؛ چراکه آنان نگران نفرین برنده هستند: به معنای پرداخت زیاد و از دست دادن کالا. ویلسون در پاسخ به سوال خبرنگاری در خصوص اینکه آخرین چیزی که از یک حراجی خریداری کردید، چه بوده؟ گفت:«من هرگز به صورت فعالانه در حراجی شرکت نمیکنم.» شاید قدری عجیب باشد که یک تئوریسین اقتصادی در خصوص حراجی، خودش تا به حال حراجی را تجربه نکرده است.
کاربرد در زمان تخصیص منابع
تعریف اولیه علم اقتصاد «تخصیص منابع محدود به نیازهای نامحدود است». یافتههای ویلسون و میلگرام میتواند قالبی ارایه کند تا خدمات و کالاهایی که به هر دلیلی کمیاب هستند یا در انحصار گروه و طبقهای خاص قرار دارند به صورت عادلانهای در اختیار سایرین قرار گیرد و فرآیند انتقال آن نیز شفاف باشد. الوین راث، برنده نوبل 2012 در خصوص برنده شدن همکارانش در دانشگاه استفورد به نیویورکتایمز گفت:«این دو تنها نحوه درک حراج را تغییر ندادهاند بلکه نحوه حراج چیزها را نیز دستخوش تغییر کردهاند.» به باور او این دو نفر از بزرگترین تئوریسینهای امروزی اقتصاد هستند. ویلسون در بیان نظریه خود عنوان میکند که اغلب افراد از مناقصه میترسند و فکر میکنند به «نفرین برنده» منتهی میشود حتی اگر کمبود اطلاعاتی برای دو طرف جریان در مناقصه باشد. اما مزایده پیشنهاددهنده از هر دو ارزش مشترک و خصوصی کالای مورد مزایده با خبر است. به عنوان مثال اگر میخواهد خانه بخرد در مورد امکانات رفاهی، میزان دسترسی و به طور کلی هر آنچه به ارزش خانه مربوط میشود با خبر است. این دو اقتصاددان در خصوص «بهینهترین ساختار حراجی» تحقیق کردهاند که میتواند بر مزایده هر کالایی از اشیای عتیقه تا جت شخصی تاثیر بگذارد. به اعتقاد ویلسون، رفتار مردم در حراجیهایی که قیمتها از بالا شروع شده و به پایین میرسد نسبت به حراجیهایی که قیمتها از پایین شروع شده و به بالا میرود، متفاوت است.