کووید 19 یک بیماری عفونی فرصتطلب است مشکل اصلی انسان
و نقاط ضعف اوست، نه کرونا
ساعت 24-در 1971 یک پروفسور اپیدمیشناسی به نام عبدل عمران نظریه گذار اپیدمیولوژیک را مطرح کرد. او نتیجه گرفت که در تاریخِ سلامت انسان سه «مرحله» اصلی داشتهایم؛ اول، در دوره پیشامدرن با بیماریهای عفونی همهگیر و قحطی و گرسنگی مواجه بودیم. ویژگی اصلی این دوره زمانی میزان بالای مرگومیر و میانگین پایین امید به زندگی، حدود 20 تا 40 سال بود. علل عمده مرگومیرها عبارت از بیماریهای عفونی، سوءتغذیه و عوارض ناشی از زایمان بود.
سپس مرحله دوم فرارسید که به «عصر پاندمیهای رو به افول» معروف شد. میانگین امید به زندگی افزایش یافت و به 30 تا 50 سال رسید. عفونتها همچنان موضوع مهمی باقی ماند؛ ولی دیگر کمتر شاهد تکرار اوجهای اپیدمیک بودیم. سرانجام، در قرن بیستم، به مرحله سوم رسیدیم. عمران این مرحله را «عصر بیماریهای پیشرونده و ساخته بشر» نامید. در این زمان بیماریهای مزمن، نظیر حمله قبلی و دیابت، مشکلات اصلی ما شدند.محققان و دانشمندان درباره ویژگیها و جزئیات نظریه عمران بحث و جدلهای فراوانی کردهاند؛ ولی فرض اصلی [این نظریه] معقول و درست است: درباره بیماریهای انسانها، تا اندازه زیادی، فشار اصلی از بیماریهای عفونی به سمت بیماریهای مزمن و اغلب قابل پیشگیری حرکت کرده است. در سراسر جهان، فشار خون بالا، سیگارکشیدن، قند خون بالا و چاقی چهار عامل مرگزای اصلی (از پنج عامل) هستند. البته این به آن معنی نیست که بیماریهای عفونی به طور کامل از بین رفته است. HIV/AIDS همچنان تهدید عمدهای برای سلامتی انسانها، خصوصا در آفریقای سیاه [مناطق جنوبی صحرای بزرگ آفریقا] است. هنوز هم هر سال صدها هزار نفر از مالاریا میمیرند. بااینهمه، در کشورهای صنعتی، تهدید کلی ناشی از پاتوژنهایی نظیر باکتریها، انگلها و ویروسها درحالحاضر نسبتا پایین است. این الگو در سال 2020 معکوس شده است. همچنان که همگی از روزهای ترسناک، تصورناپذیر؛ ولی واقعی امسال درسها گرفتهایم، گونه 2019 ویروس کرونا بهسرعت از ووهان چین راه خود را به سراسر جهان باز کرد. جهانیشدن باعث پیشروی منظم این ویروس در سراسر کشورها و قارهها شد. تا میانه سال 2020 میلیونها نفر به این بیماری مبتلا شدهاند. مشکل مهم و چشمگیر آن بود که این ویروس میتوانست موجب بیماری بالقوه کُشندهای شود. همچنین برخلاف پاندمیهای گذشته درهمتنیدگی جهان مدرن به این ویروس اجازه داد تا در مدتزمان کوتاهی به دوردستترین جاها نیز منتقل شود. همپای شیوع پاندمی، دادههای علمی نشان داده که این ویروس همه افراد را یکسان مبتلا نمیکند. احتمال اینکه برخی افراد، بهویژه آنهایی که مشکلات پزشکی قبلی دارند، بیش از دیگران از عوارض شدید کووید 19، از جمله مرگ، رنج ببرند، چند برابر بیشتر است. حتی در اوایل گسترش کووید 19 شاهد بودیم که برخی بیماریها و عواملی نظیر فشار خون بالا، چاقی، قند خون بالا و حتی سیگارکشیدن به بالارفتن خطر عوارض جدی و مرگ ناشی از این ویروس ربط دارند. این عوامل خطرزا البته همان عواملی هستند که بیشترین سهم را در مرگومیر انسانها در سراسر جهان دارند. همپای شکلگیری درکی جامعتر از کووید 19، به افرادی که بیماریهای قبلی داشتند، گفته شد که برای پرهیز از قرارگرفتن در معرض این ویروس، اقدامات بیشتری انجام دهند. ما در تلاش شتابزدهمان برای حفاظت از افراد، شاید به ارزشمندترین درسِ برآمده از این الگوی روبهرشد توجه نکرده باشیم. علم پزشکی برخی بیماریهای خاص را بهعنوان بیماریهای «فرصتطلب» قلمداد میکند. در این موارد، تصور میشود که پاتوژنهای بیماریزا از ضعف سیستم ایمنی افراد حداکثر استفاده را میکنند. این مفهومی ساده است: این ویروسها در افراد سالم موجب بیماری نمیشوند؛ بلکه ممکن است فقط به افرادی آسیب بزنند که سیستم ایمنیشان معیوب است. اگر از این چشمانداز به کووید 19 نگاه میکردیم، چه چیزی عایدمان میشد؟ آیا ممکن است خطر افزایشیافته ناشی از بیماریهای مزمنی نظیر قند خون بالا بیانگر نقص بنیادین سیستم ایمنی باشد؟ اگر کووید 19 را بهعنوان یک بیماری فرصتطلب در نظر میگرفتیم، چه میشد؟ مدتها قبل از امسال، پژوهشهای علمی به طرز فزایندهای به کشف شگفتآور و غیرمنتظرهای رسیده بودند: نقص سیستم ایمنی در مرکز بسیاری از بیماریهای غیرعفونی قرار دارد. دانشمندان ثابت کردهاند همهچیز، از بیماریهای قلبی تا سرطان را میتوان از حیث سازوکارهای معیوبِ سیستم ایمنی فهمید. پس چندان جای تعجب و شگفتی نیست که خاطرنشان کنیم که قند خون بالا، فشار خون بالا و چاقی هم به نقص سیستم ایمنی مربوطاند. بهواقع چهبسا رایجترین بیماریهای مزمن جهان مدرن بازنمود وضعیت معیوب سیستم ایمنی باشند و این ایده چه بسا به ما کمک کند تا دریابیم چرا اینهمه آدم در سراسر جهان از کووید 19 در رنج هستند.
اگر میلیونها نفر از مردم جهان از بیماریهای از پیش موجودی رنج میبرند که به نقص سیستم ایمنی برمیگردند، پس آیا نمیشود گفت همه چیز مدتها قبل از سررسیدن ویروس کرونا به طرز هشداردهندهای برای این فاجعه سلامت آماده بوده است؟ این داستان بخش نگرانکننده دیگری هم دارد. به نظر میرسد بسیاری از بیماریهای مزمن و قابل پیشگیری به طور تبعیضآمیزی اقلیتهای نژادی و قومی را مبتلا میکند. این واقعیت در ارزیابی کلی مبتلایان به پاندمی بهخوبی نمایان شده است. این امر چندین دلیل احتمالی دارد. در تحقیقی دیگر هم معلوم شده که خودِ تبعیض مایه وخامت سلامتی فرد میشود؛ چون موجب فعالسازی سیستم استرسی میشود و فرد را مستعد بیماریهای قلبی، چاقی و فشار خون بالا میکند. این ترکیب آسیبزننده ناگوار بر آسیبپذیری فرد در برابر نتایج منفی ویروس میافزاید. ویروس کرونا مایه غم و غصه و خرابی قیاسناپذیری در سراسر جهان شده است؛ ولی ضروری است که نتایج این پاندمی را بهعنوان چیزی اجتنابناپذیر و استثنائی تلقی نکنیم؛ درحالیکه این ویروس به ما نشان داد به لحاظ لجستیکی برای حلوفصل ماجرایی به این بزرگی آماده نبودیم و آسیبپذیری درخورتوجه دیگری را هم آشکار ساخته است. بیماریهای مزمن ما پایه اصلی سیستم ایمنی ناسالمِ ماست. بخش عمدهای از آسیبپذیری ما در برابر بیماریهای عفونی بازنمود این بیماریهاست و کوویدـ19 بهتنهایی ثابت کرده است که میتواند از این ضعف بهخوبی بهره ببرد. پاندمی کنونی باید ما را وادارد تا به تأثیر واقعی بیماریهای مزمن و اهمیت استراتژیهای پیشگیرانه توجه کنیم. این پاندمی بازنمود عوارض واقعی سیستمی است که دور باطل سلامتی معیوب را تسهیل میکند. این دادههای هشداردهنده باید اهمیت تغییر رفتارها، اصلاح سبک زندگی و ابزارهای مؤثر حمایتی (بهعنوان اجزای اساسی مراقبتهای پزشکی) را برجسته و تقویت کند. وقتی نظریه عمران را از منظر کوویدـ19 مینگریم، میتوانیم ببینیم که تفاوت بین بیماریهای عفونی و مزمن چه بسا آنقدر که زمانی اعتقاد داشتیم مهم و درخورتوجه نباشد. در عوض، ممکن است خطرِ عوارض شدید ناشی از یک بیماری عفونی برای ما به وضعیت بنیادین سیستم ایمنیمان مربوط باشد تا به خود عاملِ بیماریزا.
اگر میلیونها نفر از مردم جهان از بیماریهای از پیش موجودی رنج میبرند که به نقص سیستم ایمنی برمیگردند، پس آیا نمیشود گفت همه چیز مدتها قبل از سررسیدن ویروس کرونا به طرز هشداردهندهای برای این فاجعه سلامت آماده بوده است؟ این داستان بخش نگرانکننده دیگری هم دارد. به نظر میرسد بسیاری از بیماریهای مزمن و قابل پیشگیری به طور تبعیضآمیزی اقلیتهای نژادی و قومی را مبتلا میکند. این واقعیت در ارزیابی کلی مبتلایان به پاندمی بهخوبی نمایان شده است. این امر چندین دلیل احتمالی دارد. در تحقیقی دیگر هم معلوم شده که خودِ تبعیض مایه وخامت سلامتی فرد میشود؛ چون موجب فعالسازی سیستم استرسی میشود و فرد را مستعد بیماریهای قلبی، چاقی و فشار خون بالا میکند. این ترکیب آسیبزننده ناگوار بر آسیبپذیری فرد در برابر نتایج منفی ویروس میافزاید. ویروس کرونا مایه غم و غصه و خرابی قیاسناپذیری در سراسر جهان شده است؛ ولی ضروری است که نتایج این پاندمی را بهعنوان چیزی اجتنابناپذیر و استثنائی تلقی نکنیم؛ درحالیکه این ویروس به ما نشان داد به لحاظ لجستیکی برای حلوفصل ماجرایی به این بزرگی آماده نبودیم و آسیبپذیری درخورتوجه دیگری را هم آشکار ساخته است. بیماریهای مزمن ما پایه اصلی سیستم ایمنی ناسالمِ ماست. بخش عمدهای از آسیبپذیری ما در برابر بیماریهای عفونی بازنمود این بیماریهاست و کوویدـ19 بهتنهایی ثابت کرده است که میتواند از این ضعف بهخوبی بهره ببرد. پاندمی کنونی باید ما را وادارد تا به تأثیر واقعی بیماریهای مزمن و اهمیت استراتژیهای پیشگیرانه توجه کنیم. این پاندمی بازنمود عوارض واقعی سیستمی است که دور باطل سلامتی معیوب را تسهیل میکند. این دادههای هشداردهنده باید اهمیت تغییر رفتارها، اصلاح سبک زندگی و ابزارهای مؤثر حمایتی (بهعنوان اجزای اساسی مراقبتهای پزشکی) را برجسته و تقویت کند. وقتی نظریه عمران را از منظر کوویدـ19 مینگریم، میتوانیم ببینیم که تفاوت بین بیماریهای عفونی و مزمن چه بسا آنقدر که زمانی اعتقاد داشتیم مهم و درخورتوجه نباشد. در عوض، ممکن است خطرِ عوارض شدید ناشی از یک بیماری عفونی برای ما به وضعیت بنیادین سیستم ایمنیمان مربوط باشد تا به خود عاملِ بیماریزا.