"بی چاره " ترین دولت پس از جنگ
بازی در زمین حریف
کسری بودجه دولت به حداقل ۲۲۰ هزار میلیارد تومان برسد، یعنی بیش از ۵۰ درصد کل بودجه کسری است. مفهوم بودجهای که با ۵۰ درصد کسری مواجه باشد، افزایش شدید بدهیهای دولت است. بدهی دولت در حال حاضر در حدود بالای یکهزار و یکصد میلیارد تومان افزایش پیدا کرده است، یعنی چیزی حدود بیش از ۵۰ درصد کل تولید ناخالص داخلی است. نقدینگی و چاپ پول همچنان ادامه دارد و دلیل آن بنگاهها و بانکها و موسسات مالی که همچنان اضافه برداشت دارند از بانک مرکزی. در این چنین شرایطی توقف مبادلات الی بینالملی و ممانعت از تجارت چه معنایی دارد؟ نتیجه اینها شده است که افزایش بودجه دولت و افزایش نقدینگی که به تورم منجر شده است و کمبود صادرات که مستقیماً به کمبود درآمد ارزی کشور میانجامد و کمبود درآمد ارزی هم قیمت دلار را بالا میبرد و در نهایت منجر به بالا رفتن تورم میشود. عدم مبادله مالی اساساً امکان تولید داخلی را از بین میبرد و ما با کاهش تولید ناخالص داخلی مواجه میشویم و در نتیجه باعث افزایش قیمتها میشوند. همه اینها را زیر یک شعار بی معنی بردهاند و میگویند که ما میخواهیم مستقل باشیم. اصلاً معلوم نیست که این وضعیت چه ربطی به استقلال دارد! این یک تله است که یک گروهی از آن سود میبرند و از این طریق میتوانند رقبای خودشان را از صحنه سیاست خارج بکنند و بقیه را به غیر انقلابی بود متهم میکنند. درست است که متاسفانه دولت به موقع تصمیمگیری نکرده و رفته در زمین رقیب بازی کرده و سرمایه اجتماعی خودش را از دست داده و در نتیجه ما دولتی داریم که کاملاً ضربه خوردهاست و به همین دلیل سیاستمداری که تمام این مشکلات را بر کشور بار کرده است، تمام هزینه آن را به گردن دولت میاندازد. من نمیگویم که دولت عملکرد خوبی داشته است! بزرگترین نقض و خطای دولت این است که رفته و در زمین رقیب بازی کرده، پس دولت حتماً خطا کار است، ولی اتفاقی که میافتد این است که برخی تمام کسریهای خودشان را و تمام تهدیدی که برای سرمایهگذاری ایجاد میکنند و بازار سرمایهگذاری کشور را متوقف کردهاند و صادرات و بازار مالی را متوقف کردند و اساساً اهمیت سرمایهگذاری را از بین بردهاند، همه اینها را میاندازند گردن دولت و دولت را بدنام میکنند، حال اینکه ریشه همه این مشکلات در جای دیگر است و این ریشه را باید در انتخابات سال ۸۴ ببینیم. در سال ۸۴ یک انحراف بزرگ در حوزه سیاستگذاری کشور ایجاد شد و دولتی روی کار آمد که به دلیل اینکه فاقد موقعیت اجتماعی در بین مردم بود و به دنبال کسب این موقعیت بود، تمام ثروت ملت ایران را وسیله کسب موفقیت خودش کرد و به هیچ وجه کمکی نکرد تا این مملکت بتواند افزایش تولید داشته باشد و ثروت جدیدی تولید بشود.با این سیاست انتظارات توزیعی و دریافت نقدی را در جامعه افزایش داد. ازاینرو امروز نیز که بودجه با کسری بیش از 50درصدی مواجه است، این جماعت همچنان در صدد افزایش انتظارات توزیعی جدید بدون داشتن منابع مالی دامن میزنند.