چه کسانی نباید به اتاق بروند
محمدصادق جنانصفت
در روزهاي گذشته، شمار قابل اعتنايي از فعالان بخش خصوصي در رسانههاي گوناگون حرف زدند و مقاله و يادداشت نوشتند و در ميزگردها و نشستهاي خبري حاضر شدند. آنها عموماً نوشتند و گفتند كه «چه كساني بايد به اتاقهاي بازرگاني راه يابند». نوشته حاضر بهطور خلاصه يادآور ميشود كه چه كساني لياقت و شايستگي حضور در بالاترين نهاد خصوصي را ندارند. به نظر نگارنده كساني كه با هياهو و سروصدا كردن و جنجالآفريني خود را مطرح كرده و لباس منتقدان پوشيده اما موضوع نقد را از فايده انداختهاند، از بدترين افراد هستند كه نبايد به اتاق بروند و فضاي بحث و نقد كارشناسي را آلوده كنند.
گروه دومي كه نبايد به اتاقهاي بازرگاني راه يابند كسانياند كه زاد و رشد آنها نوعي زندگي غيراصيل را نشان ميدهد و با سنجاق كردن خود به سينه بزرگان راه ميروند و حرف ميزنند و اصالتي ندارند. به اين معني كه در هيچ رشته اقتصادي خاصي فعاليت ندارند و در آن صنف شناخته شده نيستند. اين افراد روزي بازرگان هستند، روزي صنعتگر ميشوند و روز ديگر باغدار و كشاورز و روزي ديگر بانكدار يا...
اين افراد خطرناكند و ميتوانند اصالت اتاق را به هر حال مخدوش كنند. گروه سوم از كساني كه نبايد به اتاق بروند آنهايي هستند كه به اتاق ميروند فقط به اين دليل كه رفته باشند. اين گروه در كميسيونهاي گوناگون ثبتنام ميكنند اما حاضر نميشوند و طرح و برنامه و حرفي براي گفتن ندارند و بود و نبودشان در اتاق يكي است. اسامي حاضران و غايبان اتاقهاي بازرگاني و كميسيونها روي سايتها وجود دارد و ميتوان فعالان را از بيتفاوتها شناخت. بيتفاوتي اين گروه سم مهلك است و البته ميتواند از ترس و جبن ناشي شود يا از بياطلاعي و ناآگاهي كه در هر حال وهن اتاق است كه چنين كساني در آن عضويت داشته باشند.
آن دسته از فعالان بخش خصوصي اصيل، ريشهدار و علاقهمند به توسعه بخش خصوصي به اين دليل كه ثروت و مال خود را از راه قانوني و با سعي و كوشش بهدست آورده است افرادي شجاع هستند كه حرفهاي خود را بهنگام، كارشناسانه و دقيق ميزنند و ترس و بيم در دل آنها ترديد ايجاد نميكند. افراد ترسو و بيتفاوت نبايد به اتاقها راه يابند. بسيار شنيده و ديدهايم كه برخي افراد عضو مهمترين نهاد بخش خصوصي از سر اعتقاد يا از سر چاپلوسي يا رانت خواستار حضور گسترده دولت در هر كاري ازجمله در اتاق هستند، اين گروه نيز نبايد به اتاق راه يابند.
گروه دومي كه نبايد به اتاقهاي بازرگاني راه يابند كسانياند كه زاد و رشد آنها نوعي زندگي غيراصيل را نشان ميدهد و با سنجاق كردن خود به سينه بزرگان راه ميروند و حرف ميزنند و اصالتي ندارند. به اين معني كه در هيچ رشته اقتصادي خاصي فعاليت ندارند و در آن صنف شناخته شده نيستند. اين افراد روزي بازرگان هستند، روزي صنعتگر ميشوند و روز ديگر باغدار و كشاورز و روزي ديگر بانكدار يا...
اين افراد خطرناكند و ميتوانند اصالت اتاق را به هر حال مخدوش كنند. گروه سوم از كساني كه نبايد به اتاق بروند آنهايي هستند كه به اتاق ميروند فقط به اين دليل كه رفته باشند. اين گروه در كميسيونهاي گوناگون ثبتنام ميكنند اما حاضر نميشوند و طرح و برنامه و حرفي براي گفتن ندارند و بود و نبودشان در اتاق يكي است. اسامي حاضران و غايبان اتاقهاي بازرگاني و كميسيونها روي سايتها وجود دارد و ميتوان فعالان را از بيتفاوتها شناخت. بيتفاوتي اين گروه سم مهلك است و البته ميتواند از ترس و جبن ناشي شود يا از بياطلاعي و ناآگاهي كه در هر حال وهن اتاق است كه چنين كساني در آن عضويت داشته باشند.
آن دسته از فعالان بخش خصوصي اصيل، ريشهدار و علاقهمند به توسعه بخش خصوصي به اين دليل كه ثروت و مال خود را از راه قانوني و با سعي و كوشش بهدست آورده است افرادي شجاع هستند كه حرفهاي خود را بهنگام، كارشناسانه و دقيق ميزنند و ترس و بيم در دل آنها ترديد ايجاد نميكند. افراد ترسو و بيتفاوت نبايد به اتاقها راه يابند. بسيار شنيده و ديدهايم كه برخي افراد عضو مهمترين نهاد بخش خصوصي از سر اعتقاد يا از سر چاپلوسي يا رانت خواستار حضور گسترده دولت در هر كاري ازجمله در اتاق هستند، اين گروه نيز نبايد به اتاق راه يابند.