کد خبر 525479
۱۳۹۹/۰۹/۲۶ ۰۸:۵۶

بدبخت شده ایم یا بد شانس

ساعت 24 - بخت همان معنای شانس را دارد اما اگر به کسی به جای بدشانس بگویید بدبخت، ناراحت می‌شود چون بدبختی انگار از اراده فرد سرچشمه می‌گیرد و بدشانسی چیزی است که خارج از اراده فرد رخ می‌دهد.علاوه بر این گفته می شود بدبختی یک پدیده درازمدت تر است و بدشانسی یک پیده کوتاه مدت تر.
بدبخت شده ایم یا بد شانس
dir="RTL">بنابراین اگر به آدمی بگویی بدشانس هستی با کمی درنگ و مدارا به آن تن می‌دهد زیرا می داند این زود گذر است اما اگر به همان آدم بگویی بدبخت هستی، واکنش خشم‌آلود نشان می‌دهد. به نظر می‌رسد ایرانیانی که این روزها در این مرز و بوم زندگی می‌کنند را باید بدبخت نامید و شوربختانه بدبختی بیش از اندازه‌ تاب‌آور شده است.

روزی که ۲۴ میلیون ایرانی با آرزوی بهروزی و سپری کردن روزهای سخت به شخصی به نام حسن روحانی رای دادند تا او رییس‌جمهور شود،پس از مدتی احساس شد بد شانس بوده اند و او کسی نبود که انتظارش را می کشیدند. شاید بدشانس بودند. بدبختی ایرانیان این بود اما که برای باردوم نیز به این دلیل که رقبای اورا بدتر از ازاو می دانستند دوباره به او رای دادند. بدبختیایرانیان این است که که این رییس دولت به جای اینکه در این سال‌های سپری‌شده سینه سپر کند و برای پوشاندن لباس بر تن آرزوی شهروندان گام‌های سفت و استوار بردارد در روبه ‌رو شدن با کسانی که او را نمی‌خواستند و نمی‌خواهند، سازش کرد و اکنون در آرزوی رسیدن به روزهای بدون تحریم به سر می‌برد. از سوی دیگربیشترین ایرانیانی که در زمستان ۱۳۹۷ در خانه ماندند و رای ندادند باز هم بدشانسی آوردند. این روزها اگر به گفتار و رفتار این نمایندگان و برآیند کارنامه آنها نیک نگاه کنید، چیزی جز آرزوهای خام در قالب طرح‌های بلندپروازانه نمی‌بینید. برآیند دو بدشانسی ایرانیان در دو نهاد اداره‌کننده جامعه، بدبختی فزاینده‌ای است که به کیسه شهروندان ریخته می‌شود. اگر بخواهیم این بدبختی را خوب نشان دهیم نباید راه درازی برویم و می‌توانیم ژرفای سخنان رییس دولت و همتایش رییس مجلس، رییس سازمان برنامه‌وبودجه و همتایش رییس کمیسیون برنامه‌وبودجه مجلس را اندازه بگیریم. چیزی که می‌دانیم و اینها نیز می‌دانند، این است که درآمد به دست آمده از فروش نفت به خارج و میلیاردها دلار سود و درآمد بادآورده خدادادی به هر دلیل که حالا در این باره سخن نمی‌گوییم از دست رفته است. این درآمد رویایی همه چاله‌ها و چاه‌های کوچک و بزرگ را پر می‌کرد و حالا نیست. این را اگر با آدم‌های عادی در کوچه و خیابان گفت‌وگو کنیم می‌فهمیم ولی بدبختی اینجاست که اداره‌کنندگان کشور در این دو نهاد گوش و چشم خود را بسته‌اند. یکی می‌خواهد در رویا نفت بفروشد و دیگری می‌گوید همین جا و بدون نفت در کشور جاهایی است که به جای درآمد نفت می‌توانیم از آنجاها پول درآوریم اما نشانی دقیق که ‌بخواهید برهوت را نشان می‌دهند. این آیا بدبختی نیست؟ برای اینکه بدبخت‌تر نشویم خرد فرمان می‌دهد دست‌کم برای یک دوره کوتاه هر کاری که می‌شود، بکنیم تا درآمد نفت به تن کسب‌وکار و روزی شهروندان برسد و پس از آن کارهای شگفت‌انگیز بکنیم. اما هیچ کاری نمی‌کنیم. کار از بدشانسی فراتر رفته و بدبخت شده‌ایم انگار.

اخبار مرتبط

نظرات کاربران

نظر شما

ساعت 24 از انتشار نظرات حاوی توهین و افترا و نوشته شده با حروف لاتین معذور است.

هنوز نظری برای این خبر تایید نشده است.

ویترین

سام
چینی زرین

ویژه
تریبون

تازه ترین اخبار
بیشتر

تبلیغات متنی

بانک