کد خبر 528860
۱۳۹۹/۱۰/۱۸ ۰۱:۲۳
محسن درمراسم رونمایی از کتابش

در ایران کسی با کسی حرف نمی زند

ساعت 24-جمع‌بندی من این است که درحال‌حاضر ایران دچار هرس سیناپسی شده است. جامعه سلول مغزی دارد. شوراهای عالی، مراکز تصمیم‌گیری و مقامات هرکدام یک سلول مغزی سیستم هستند که باید تصمیم بگیرند.بعضی از این افراد خیلی هوشیار و بعضی از آنها خیلی باسوادند. برخی هم خیلی متخصص هستند. این مسئله را انکار نمی‌کنیم و نمی‌گوییم بی‌سواد هستند. ممکن است حتی سر جای درست نشسته باشند. این را هم نفی نمی‌کنم. اما ارتباط سلول‌های مغزی این نظام تدبیر از بین رفته و متوقف شده است.
در ایران کسی با کسی حرف نمی زند
dir="RTL">ارتباطات است که اجازه می‌دهد یک نظام سیاسی به یک تغییر مؤثر برسد. حتی اگر یک آدم متخصص سر جایش نشسته باشد، اگر سیناپس‌های مغزی نظام سیاسی فعال نباشد یا به‌اندازه کافی از آن استفاده نشده باشد به نحوی که این مسئله نهادینه شده باشد، این سیستم نمی‌تواند عقلانی تصمیم بگیرد.

ما هرچه نگاه می‌کنیم، آشکارا می‌بینیم که رابطه وزرا و رئیس‌جمهور قطع است. معاون‌اول با رئیس‌جمهور تقریبا جلسه رسمی می‌گذارد اما تعاملات جدی که بنشینند، درگیر شوند و بحث کنند تا به جمع‌بندی برسند، خیلی سطحی است. رابطه رئیس‌جمهور با رهبری، گفت‌وگو می‌کنند، حال و احوال می‌کنند اما اینکه آقای روحانی روزی دو بار با رهبری گفت‌وگو کند، نه. یک نامه به دفتر رهبری بدهند و پاسخش هم بیاید، ولی رابطه مجلس خبرگان با جامعه قطع است. رابطه روشنفکران با حکومت قطع است. رابطه روشنفکران با جامعه قطع است. رابطه روشنفکران با خودشان قطع است. سه تا چهار اقتصاددان درجه یک از نهادگراها و بازارگراها را کنار هم بنشانید تا بحث کنند و جمع‌بندی ارائه دهند. در همان نیم‌ساعت اول، دعوایشان می‌شود و جلسه را ترک می‌کنند.همین مسئله در سایر حوزه‌ها هم هست. وقتی می‌گویم نظام تدبیر، فقط نظام سیاسی را نمی‌گویم البته نظام سیاسی بخش اعظمش است اما قاطبه نظام روشنفکری، دانشگاه‌ها و حوزه هم بخشی از نظام تدبیر هستند.بنابراین ما با هرس سیناپسی در یک‌ مرحله‌ای مواجهیم. نمی‌دانم هرس سیناپسی در نظام سیاسی از چه زمانی شروع شد. البته می‌شود ایده‌هایی داد که هرس سیناپسی از کجا شروع شد اما نمی‌خواهم وارد بحث آن شوم.

‌کشور درگیر انسداد تعاملی

ما با قطع ارتباطات مواجه شده‌ایم. بهترین آدم‌ها را هم سر جای خودشان بگذاریم، چیزی عوض نمی‌شود زیرا ارتباطات و تعامل متوقف است. در جامعه‌شناسی به چنین وضعیتی انسداد تعاملی می‌گویند.او ادامه داد: یعنی شما روبه‌روی هم قرار می‌گیرید، نه می‌توانید طرف مقابل را عقب بزنید و نه طرف مقابل می‌تواند شما را عقب بزند. نمی‌توانید با هم گفت‌وگو کنید و به جمع‌بندی برسید. جرئت عقب‌نشینی هم ندارید زیرا می‌دانید اگر عقب‌نشینی کنید، او از پشت پنجه می‌زند. او هم نمی‌تواند عقب‌نشینی کند زیرا می‌داند اگر عقب‌نشینی کرد، از پشت پنجه می‌خورد.

به هر ترتیب 40 سال گذشته است. لایه خاکستری نظام تدبیر دیگر سنش افزایش یافته است و یک زایمان طبیعی به طور قهری رخ خواهد داد. یک نقل و انتقال طبیعی رخ می‌دهد و بخش زیادی از لایه تصمیم‌گیری مرکزی جابه‌جا می‌شود و به‌طور طبیعی این نقل و انتقال و تغییر نگاه رخ می‌دهد.زیرا سیستم امکان دیگری در برابرش نیست. یک موقعی سیستم امکان دیگری در برابرش بود. نفت و منابع داشت، جامعه پرانرژی داشت. در آن شرایط می‌گفتیم دوباره همان روند ادامه خواهد یافت اما امکان اینکه روندی که در 40 سال ادامه داده است را ادامه دهد، دیگر وجود ندارد. آنچه که وضعیت موجود را درست کرده است، غشای مغزی است که این ساختار را شکل داده و نگذاشته است که تحول پیدا کند، افق گشایی بشود و تغییرات ساختاری رخ دهد. آنچه مأموریت روشنفکری و نخبگان سیاسی است، این است که در این دوره‌ای که ما وارد دوره زایمان طبیعی قدرت می‌شویم و گذار طبیعی قدرت رخ می‌دهد، از این دوره مراقبت کنیم که وارد بحران، بی‌ثباتی و شورش نشویم.

نباید وارد درهم‌ریزی شویم تا این گذار طبیعی رخ دهد. صبر از اینجا به بعد، دیگر صبر استراتژیک است. الان باید جامعه را با صبر استراتژیک آشنا کنیم. باید امیدبخشی به جامعه در هر محفلی داشته باشیم. محیط را شاد و گرم نگه داریم زیرا ناامیدی پایان کار است. تمام رهبران سیاسی، وقتی موفق به ایجاد انقلاب شدند که جامعه را از سیستم موجود ناامید کردند.: ایران در حال ورود به عصر شبکه است. عصر شبکه عصری است که دولت‌ها ذاتا کوچک می‌شوند. پول اصلی‌ترین ابزار دولت‌هاست اما در دوره تسلط پول دیجیتال این ابزار از دستشان خارج می‌شود و دولت‌ها خیلی نمی‌توانند روی آن تسلط داشته باشند.بخش زیادی از ابزارهایی که می‌تواند دولت‌ها را بزرگ و هژمون نگه دارد، از دست می‌رود. در این دوره باید مراقب بود ثباتمان از دست نرود. مهم‌ترین مأموریت روشنفکران این است که امید ببخشند و بین خودشان، جامعه و حکومت گفت‌وگو را شروع کنند. حتی اگر این گفت‌وگو بی‌نتیجه باشد. صرف وجود گفت‌وگو، امید بخش است.

روشنفکران در سطح فردی دو مأموریت و در سطح اجتماعی هم دو مأموریت دارند. در سطح فردی باید در دوره گذار خوب کار کنند و کار خوب تحویل دهند و در سطح اجتماعی هم باید امیدآفرینی و خلق امید، تشویق و ترویج گفت‌وگو در دستور کارشان باشد. هیچ کار دیگری در این دوره گذار جواب نمی‌دهد. بر این اساس، باید ببینیم در تعاملات آتی کشور چه کنیم. ما راهی نداریم جز اینکه جامعه را گرم و امیدوار نگه داریم. حکومت هم راهی ندارد که بعد از این دوره، وارد افق‌گشایی شود.

اخبار مرتبط

نظرات کاربران

نظر شما

ساعت 24 از انتشار نظرات حاوی توهین و افترا و نوشته شده با حروف لاتین معذور است.

هنوز نظری برای این خبر تایید نشده است.

ویترین

سام
چینی زرین

ویژه
تریبون

تازه ترین اخبار
بیشتر

تبلیغات متنی

بانک