سازگار شدن همان سازش کردن نیست
حالا دو کشور به جایی رسیدهاند که داستان شگفتانگیز اول تو بایست و عقب برو، بعد من این کار را میکنم بر مناسبات دولت و نظام ایران با دولت تازه آمریکا که دیرزمانی در اوایل دهه ۱۳۹۰ برقرار بود برگشته است.پرسش این است که ادامه این داستان شروع شده میتواند به بنبست برسد و مدیران دو کشور آن را یک مقوله حیثیتی کنند و عقبنشینی را به دورترین روزها بیندازند؟ به نظر میرسد باید از سوی یکی از دو کشور متخاصم گامی برداشته شود و باید به جای سرسختی و رساندن کار به بنبست، مدارا و سازگاری را بر سرسحتی ترجیح دهد.. میتوان این را چنین بررسی کرد که از ادامه سرسختی در این جنگ تازه کدام اقتصاد بیشتر آسیب میبیند و کدام اقتصاد کمتر. شاید این یک معیار برای سازگاری و پیشگام شدن باشد. حالا شاید دولت ایران این بهانه را که دولت کنونی وفای به عهد ندارد نیز نداشته باشد و از سر سربلندی به دولت تازه شانس بدهد که وفاداری را اثبات کند.اقتصاد ایران واقعا در وضعیتی نیست که تابآوری آن برای یک سال دیگر روشن و بدون ابهام باشد. شاید البته برخی از نهادهای سیاسی که مدارا از سوی ایران را هرگز در سبد دادوستد نمیگذارند، نیرویی را میبینند که دیگران نمیبینند و باور دارند با آن نیرو میتوانند دولت تازهتاسیس بایدن را به پس برانند.
از سوی دیگر یادمان باشد سازگار شدن با روزهای سخت برای سپری کردن آن با سازش و کنار گذاشتن اصولا تفاوت دارد و این دو مقوله را نباید یکی انگاشت.بودجه ایران یکی از گروگانهای سرسخت است و باید از تله آزاد شود.