کد خبر 534783
۱۳۹۹/۱۱/۲۸ ۱۸:۱۵

مبارزه دوزخی تولیدکنندگان شیر

ساعت 24 - هر روز یک کشاورز در فرانسه خودکشی می کند. این امر این قشر اجتماعی- حرفه ای را در نخستین رده خودکشی در فرانسه قرارداده است. تولیدکنندگان شیر که درگیر در مبارزه ای مداوم برای رویارویی با بهای اندک خرید شیر هستند، خود را در جایگاه «پیمانکار» می بینند، اما مانند برده موسسات بزرگی که برای آنها کار می کنند زندگی می نمایند.
مبارزه دوزخی تولیدکنندگان شیر
dir="RTL" style="text-align:right">یک چهارم کشاورزان در زیر خط فقر

اما، دامداران به ویژه به بانک ها بدهکارند. این بانک ها اعتبارات بزرگی در اختیار آنها می گذارند و از سرمایه گذاری در همه زمینه های مربوطه حمایت می کنند. نمایندگان وسایل کشاورزی بیش از آن که برای فروش دستگاه های خود بکوشند، برای برنامه های معاف از مالیات سرمایه گذاری که مشاوران مراکز مدیریت درباره آنها داد سخن می دهند تبلیغ می کنند. یکی از کشاورزان به ما می گوید: «آنها به من گفته اند تو باید سرمایه گذاری کنی تا تولیدت ارزش خود را از دست ندهد و از عوارض و مالیات هایت کم شود». از آنجا که سرمایه گذاری ها به عنوان هزینه های بهره برداری محسوب می شود، از میزان سود و در نتیجه مبلغ مالیات می کاهد. به گفته آقای دانزه، مشکل در این است که «تراز حساب ها قرمز و بهره و هزینه های وام ها رویهم انباشته می شود. در نهایت، کار به آنجا می رسد که شما برای بانک کار می کنید» و ادامه می دهد: «اینجا، در برتاین، میزان متوسط بدهی بانکی تولیدکنندگان شیر حدود ٧٠ درصد ارزش دارایی آنها است. با این میزان بدهی، آنها بسیار آسیب پذیر هستند و با نخستین بحران بهداشتی، اقلیمی یا اقتصادی همه چیز بهم می ریزد». به نظر آقای رونان ماهه، که او نیز دامپرور است، اساس این شکنندگی وضعیت در این است که «از ٣٠ سال پیش بهای شیر تغییر نیافته و حتی کم هم شده، درحالی که در همین مدت به بهای همه چیز، از جمله خوراک دام، مواد، هزینه ها، عوارض، رعایت مقررات و غیره افزوده شده است». به این ترتیب، بیش از یک چهارم کشاورزان، با درآمدی که غالبا کمتر از درآمد همبستگی فعال (RSA) است در زیر خط فقر زندگی می کنند. آنها تأثیرپذیرترین قشر اجتماعی- حرفه ای قرار گرفته در معرض فقر هستند. در سال ٢٠١٧، نزدیک به ٢٠ درصد آنها درآمد حاصل از کار خود را صفر یا حتی منفی اعلام کرده اند .

کارفرمای آقای ماهه، امانوئل بزنیه نام دارد. او رئیس گروه لاکتالیس است که توسط پدربزرگش بنیان گذارده شده است. در ژوئن ٢٠٢٠، در سن- فارون، یکی از کوچک ترین تولیدی های شیر گروه، «که به شیوه سنتی اداره می شود» آقای بزنیه اعلام کرد که گردش مالی گروه لاکتالیس در سال ٢٠١٩ به ٢٠ میلیارد یورو رسیده «و از هدفهای پیش بینی شده فراتر رفته است». در طول این سال «تاریخی» گروه – به ویژه با خرید ٢٩ موسسه تازه- بیشترین رشد را داشته و به جایگاه نهم ثروتمندترین ها در فرانسه دست یافته است (بعد از آن این جایگاه به رده یازدهم پائین آمد). او همچنین هنگام یک کنفرانس مطبوعاتی اعلام کرد که بهای شیر «برای رودررویی با مشکلات ناشی از شیوع ویروس کورونا که بخش شیر با آن روبرو است» باز هم کاهش می یابد (٣). آقای بیهان توضیح می دهد که: «بین صاحبان این صنعت مسابقه ای برای کاهش قیمت درگرفته است. آنها برای ایجاد سود و رقابتی ماندن، بهای شیر را کاهش می دهند. لاکتالیس، سودیال، [نخستین تعاونی شیر (٤) فرانسه] و تولید کنندگان دیگر همه به همین راه می روند». تا همین چندی پیش، هنوز تعیین بهای شیر در چهارچوب نظام سهمیه بندی آن بود که از سال ١٩٨٤ در قالب «سیاست مشترک کشاورزی» (PAC) اِعمال می شد. با تعیین سهمیه تولید برای هرتولید کننده، (که برای تولید بیشتر از سهمیه جریمه های مالی درنظر گرفته می شد)، این نظام اروپایی با کنترل حجم تولید قیمتی نسبتا بالا را برای تولیدکنندگان تضمین می کرد. هدف این نظام جلوگیری از ایجاد مازاد تولیدی بود که سیاست تولید محور خودکفایی غذایی اروپا به وجود آورده بود که پس از جنگ جهانی دوم اِعمال شده بود. در سال ٢٠١٥، با این استدلال که سنگینی و هزینه این مقررات به دوش بازار محصولات کشاورزی است، بروکسل تصمیم گرفت در چهارچوب تداوم منطق کنار کشیدن تدریجی دولت ها، به آن پایان دهد.

در آن هنگام، کشاورزان با مشکل تازه ای روبرو شدند: بازارهایی که دیگر از آنها محافظت نمی شودو قیمت هایی که ثبات ندارند و وابسته به حسن نیت صنایع شیری است که روز به روز از تعدادشان کاسته می شود. از میان ٢٠ پیشرو جهانی این بخش، ٥ تا فرانسوی است (لاکتالیس، دانون، ساونیکا، بل و سودیال) و این امر موجب شده که فرانسه بیشترین حضور را در فهرست جهانی این بخش داشته باشد. درحالی که صنایع لبنی نخستین صنعت کشاورزی- غذایی فرانسه است و بازار شیر حدود ٢٩ میلیارد یورو در سال گردش مالی دارد، این گروه های بزرگ قانون خود را به بیش از ٨٠ هزار تولید کننده شیر فرانسه تحمیل می کنند، زیرا خرید بخش اساسی محصول آنها را انجام می دهند. بنابراین، در «پایین این زنجیره» چاره ای جز پذیرش شرایط خریدار در منطقه وجود ندارد و به نظر می آید که دستی نامریی خریداران را هماهنگ می سازد. آقای میشل کورلی می گوید: «طرف قرارداد من سودیال است و همسایه ام با لاکتالیس قرارداد دارد، اما تولید شیر هردومان را یک کامیون تحویل می گیرد. آنها بین خود توافق کرده اند. این برای من مضحک است، بین آنها رقابتی وجود ندارد. درمورد قیمت هم وضع به همین منوال است و قیمت هایشان با تقریب ١ درصد یکسان است». اما اگر کسی بخواهد موسسه طرف قرارداد خود را تغییر دهد، باید به عواقب آن توجه کند: «خطرناک است زیرا با فرد طرف نیستی!». درواقع، گروه ها برای صرفه جویی در هزینه سنگین مبارزه برای دراختیار گرفتن تولیدکنندگان، با هم توافق کرده اند. به این ترتیب است که آقایان گارک و ماهه، مانند پدرانشان با لاکتالیس قرارداد دارند و آقایان کورلی و اریک ژگو نیز مانند پدرانشان طرف قرارداد سودیال هستند. آقای ماهه موضوع را چنین خلاصه می کند: «وقتی یک مزرعه را در اختیار می گیری، سهمیه و قرارداد خرید شیر آن را نیز صاحب می شوی».

فرسودگی جسمی و روانی

با اعلام پایان سهمیه بندی شیر، به گفته آقای کورلی که در آن زمان در رده نخست بود، به تولید کنندگان گفته شد: «این یک فرصت است، تقاضای جهانی رو به افزایش است، بازار جهانی در اختیار شما است!». عوارض تغییرات پیش آمده موجب شد که برخی از تولیدکنندگان همان مسیر پیشین یعنی تولید بیشتر و تدارک تجهیزات بهتر را ادامه دهند. هدف از این کار بهره بردن از امکان بالارفتن قیمت شیر بود. آقای ماهه و همسرش سیلوی هم مانند بسیاری دیگر تغییرات مهمی در کار خود ایجاد کردند. به این ترتیب، پایان دوران سهمیه بندی موجب افزایش ناگهانی میزان تولید شد و این امر همراه با ایجاد نوسان در تقاضای جهانی، به سقوط قیمت شیر منجر شد.

در این زمان بود که «سازمان های تولیدکننگان» (OP) ظاهر شدند که تولیدکنندگانی که به یک موسسه شیر تحویل می دادند را زیر یک چتر گرد می آوردند. آنها مذاکره برای عقد قراردادها را به عهده گرفتند. مسئول یکی از ٢٠ «سازمان تولیدکنندگان» طرف مذاکره با لاکتالیس، آقای لوبیهان به ما می گوید: «مذاکره با یک موسسه چند ملیتی کار آسانی نیست. در تناسب نیروها تعادل وجود ندارد». او هر دو ماه یک بار، مزرعه خانوادگی که در آن ١٥٠ گاو شیرده پرورش داده می شود را ترک می کند تا برای مذاکره با «مدیران بزرگ» لاکتالیس که در کار خود کارکشته اند برود: «مذاکره یک شغل است. باید نقاط حساس و قاطع آن را شناخت، حدودی هست که نباید از آنها فراتر رفت و مراقب ضربه های طرف نیز بود. برخی از ما برای آموختن این فن به پاریس رفتند. طی ١٠ سال، نکات بسیاری را آموختیم و در چند مورد کوچک پیشرفت هایی هم داشتیم، اما درمورد قیمت شیر، هیچ...».

آقای بیهان توضیح می دهد که مبارزه تولیدکنندگان شیر برای این است که «هزینه های تولید را به عنوان عامل دخیل در تعیین قیمت بقبولانند، زیرا هزینه های ما همواره افزایش می یابد». در طی چند سال، این امر از راه افزایش حجم تولید یا اتوماتیک سازی جبران شده اما اینها نیز محدودیت های خود را دارد. با اتوماتیک سازی و فناوری، میزان تولید هر رأس گاو افزایش یافته اما شبانه روز بیش از ٢٤ ساعت نیست و فرسودگی جسمانی و روانی دویدن به دنبال قیمت، در جایی دیگر قابل دوام نیست». با این همه، او ادامه می دهد: «موسسات از عدم دریافت شیر واهمه دارند و اگر شمار زیادی از تولید کنندگان به خاطر فقدان سود کار را متوقف کنند، آن وقت...». برای خنثی کردن این تهدید، باید تولید کنندگان – که شمارشان بی وقفه کم و کمتر می شود- را به افزایش میزان تولید واداشت. آقای فابین شوآزو، مدیر تدارکات شیر لاکتالیس، که مسئول مذاکره با تولیدکنندگان است، مسئله را برای ما چنین توضیح می دهد: «از آنجا که تولیدی های شیر به طور مداوم درحال بازسازی هستند و تولیدکنندگانی نیز کارشان متوقف می شود، هدف ما همراهی با این بازسازی ها و ارائه توصیه هایی به تولیدکنندگان است تا بتوانند شیر مورد نیاز لاکتالیس را تولید کنند. ما در برنامه های توسعه آنها را همراهی و به تولیدکنندگان کمک می کنیم». آقای گارک در این مورد نظری متفاوت دارد: «آنها هرگز قیمت شیر را افزایش نمی دهند، اما برای خوشامد ما و این که تولیدکنندگان ساکت بمانند، میزان شیر خریداری شده را افزایش می دهند، و بعد، هرسال باید کمی بیشتر تولید کرد تا به همان درآمد پیشین رسید زیرا هزینه ها افزایش می یابد. تولیدکننده همواره به افزایش میزان تولید نیازمند است و آنها این را می دانند».

«زمانی که باید از شِکوِه و شکایت دست کشید»

آقای گارک درمورد «سازمان تولیدکنندگان» (OP) می گوید بهتر است دفاع از منافع تولیدکنندگان به عهده آنها و سندیکاها گذاشته شود: «من خیلی جوش و خروش به خرج نمی دهم زیرا اسم آدم بد درمی رود و گاه با جریمه روبرو می شود». آقای لوبیهان نیز می گوید: «در هنگام مذاکره، تظاهرات برپا نمی شود. از زمانی که OP به وجود آمده، از تعداد تظاهرات خیلی کاسته شده است». لاکتالیس ضمن این که می کوشد بین OPهایی که با آنها مذاکره می کند تفرقه بیندازد، «گاه به گاه، حق را به این یا آن یکی می دهد».

با آن که تولید کنندگان شیر درمورد افزایش قیمت دستاوردی نداشته اند، که بخشی از دلیل آن می تواندوجود «فدراسیون ملی سندیکاهای تولیدکنندگان کشاورزی» (FNSEA) باشد زیرا با وجود داشتن اکثریت حرفی برای گفتن ندارند. آقای برونو کاله، کارمند این فدراسیون و مدیر بهره برداری در موسسه مولن دو کروله می گوید: «من می گویم که باید از خیال پردازی درمورد قیمت ٤٠٠ یورویی هر هزار لیتر شیر دست برداشت. ما در اقتصادی جهانی شده هستیم و واقعیت های بازار باید رعایت شود».

به نظر آقای کاله، «مشکل دیگر» این است که «همه توان مدیریتی ندارند و تشخیص نمی دهند که باید از بالا به موضوع نگریست، به توصیه های حسابدار یا بانکدار گوش کرد و دست از شِکوِه و شکایت برداشت. گاه حسابدار من می گوید که هنگام ارائه نتایج سالانه، کشاورزخوابش برده یا با نگاه به ساعت می گوید: "یک ساعت به تو وقت می دهم چون بعد از آن کار دارم"، با چنین وضعی کار سامان نمی یابد». او در ادامه می گوید: «باید از خود پرسش هایی درست کرد و پرسید: "چگونه می توانم در فعالیت خود تنوع ایجاد کنم" و به جای انفعال عمل کنم؟ در حرفه ما، باید تصمیم گیرنده بود. با شجاعت و بی پروایی، هیچ چیز غیرممکن نیست!».در نیمه سپتامبر ٢٠٢٠، درست در زمانی که آقای بزنیه طعم موفقیت لاکتالیس را می چشید (که نمونه کامل موفقیت سرمایه داری خانوادگی در فرانسه است)، و به مناسبت سالگرد ازدواج همراه با همسر و ٣ فرزندش درحال گذراندن تعطیلات در جزیره رِه (٥) بود، آقای گارک، نشسته برسر میز اتاق بدون تزیینات خانه و روبروی پنجره ای که از آن همچنان گاوهایش را می دید، می گفت که در رویای «تشکیل خانواده» است و سپس با رگه ای از اضطراب در صدا می افزود که با مجرد ماندن تا سن ٤٣ سالگی، شاید بهتر باشد که این فکر را ازسر بدر کند، زیرا باید بخشی از وقت خود را «به خانواده اختصاص دهد» که برای انجام این کار «یا باید یک کارگر استخدام کند و یا یک ربات بخرد». این توصیه ای بود که چند روز پیش در جریان بازدید از نمایشگاه للی آسترونو دریافت کرده بود. این درحالی است که، درهردو حالت، باید «تولید بیشتر داشته باشد تا بتواند هزینه ها را جبران کند» و به مسابقه دوزخی خود علیه زمان ادامه دهد

. نویسنده Maëlle Mariette برگردان شهباز - لوموند دیپلماتیک

اخبار مرتبط

نظرات کاربران

نظر شما

ساعت 24 از انتشار نظرات حاوی توهین و افترا و نوشته شده با حروف لاتین معذور است.

هنوز نظری برای این خبر تایید نشده است.

ویترین

سام
چینی زرین

ویژه
تریبون

تازه ترین اخبار
بیشتر

تبلیغات متنی

بانک