مرد جوان در دادگاه خانواده؛
خنده زن،مرد را وادار به شکایت کرد
همسرم به درد و دلهای من میخندد
چندی پیش مرد جوانی با مراجعه به دادگاه خانواده درخواست طلاق داد و درخصوص علت آن به قاضی گفت: آقای قاضی همسرم اصلا مرا درک نمیکند. هر بار ناراحت و عصبی هستم مسخرهام میکند و میگوید بیخیال شو و هربار میخواهم با او درد و دل کنم میگوید حوصله شنیدن حرفهای مرا ندارد.
مرد جوان ادامه داد:هر اتفاق بدی در زندگی برایم میافتد نمیتوانم با همسرم درد و دل کنم و آرامش بگیرم. من میخواهم در کنار همسرم آرامش داشته باشم ولی او اصلا مرا درک نمیکند و ذرهای در کنارش احساس آرامش نمیکنم.
وی افزود:او به ناراحتیهای من میخندد و این موضوع برایم غیر قابل تحمل است. برای همین تصمیم به جدایی گرفتم. دیگر نمیخواهم در کنار این زن زندگی کنم.
بعد از صحبتهای این مرد قاضی همسر وی را نیز به دادگاه احضار کرد تا صحبتهای او را هم بشنود.
مرد جوان ادامه داد:هر اتفاق بدی در زندگی برایم میافتد نمیتوانم با همسرم درد و دل کنم و آرامش بگیرم. من میخواهم در کنار همسرم آرامش داشته باشم ولی او اصلا مرا درک نمیکند و ذرهای در کنارش احساس آرامش نمیکنم.
وی افزود:او به ناراحتیهای من میخندد و این موضوع برایم غیر قابل تحمل است. برای همین تصمیم به جدایی گرفتم. دیگر نمیخواهم در کنار این زن زندگی کنم.
بعد از صحبتهای این مرد قاضی همسر وی را نیز به دادگاه احضار کرد تا صحبتهای او را هم بشنود.