ساختار مدیریتی آب را اصلاح کنید
وزارتخانهای که وجود بحران آب در ایران، آن را به یک نهاد دولتی حساس تبدیل کرده است. ازاینرو در دوران تصدیگری محرابیان در وزارت نیرو، برنامهریزیها و تصمیمات او با حساسیت و دقت بالایی مورد رصد رسانهها و البته کارشناسان و متخصصان حوزه آب و محیط زیست خواهد بود.
خشکسالیهای پیدرپی یا ترسالیهای مخرب، خالیشدن سفرههای آبهای زیرزمینی و درگیری ۷۷ درصد مساحت ایران با افت شدید آبخوانها و منابع آب زیرزمینی، درگیری ۷۵ درصد مردم ایران با پدیده گردوغبار، خشکشدن ۸۰ درصد تالابهای ایران، ممنوعهبودن ۴۰۹ دشت از مجموع ۶۰۹ دشت کشور، فرونشست زمین حداقل در ۲۹ استان ایران، اعتراضات کشاورزان شهرهای مختلف به کمبود آب مورد نیاز و از همه مهمتر اعتراضات مردم خوزستان به نبود آب شرب آشامیدنی نمونههایی است از نشانههای بحران آب در ایران.
همچنین از آنجا که استراتژیکبودن کالایی به نام «آب» محرز شده و کارشناسان مختلف و حتی برخی سیاستمداران نسبت به بروز جدال آب در ایران هشدار میدهند، در سالهای آینده احتمال جدیترشدن اختلافات بر سر آب در میان استانها، شهرها و حتی روستاهای ایران وجود دارد، ازاینرو پیشبینی میشود که در سالهای پیشرو بحران آب یکی از چالشهای مهم دولت ایران باشد.
در میان چالشهای مختلف مربوط به بحران آب، شاید تعیین و تأمین حقابه رودخانهها و تالابها کلیدیترین و نقطه شروع اختلافات میان مدیران دولتی باشد. حتما در چند ماه گذشته، اخبار مربوط افت تراز دریاچه ارومیه، مرگ فلامینگوها در دریاچه بختگان و مرگ گاومیشها در هورالعظیم را شنیدهاید. دلیل اینها نرسیدن آب کافی و در حقیقت ندادن حقابه این تالابها بود. شاید ریشه چالشها در حوزه مدیریت آب، به اختلاف فکری مدیران و کارشناس حوزه آب و محیط زیست برگردد. شاید تغییر و اصلاح در ساختار مدیریتی وزارت نیرو اولین قدم لازم برای حل بحران آب باشد.
همزمان با شروع کار دولت سیزدهم، «شرق» در یک گفتوگوی تفصیلی با مسعود باقرزادهکریمی، مدیر حوضه آبریز دریاچه ارومیه در وزارت نیرو و تحصیلکرده آب و آبخیزداری، سعی دارد ضمن توضیح اهمیت «تأمین حقابه طبیعت» و اشاره به ضرورت عملیاتیکردن «سازگاری با کمآبی» بهعنوان مهمترین راه نجات ایران، راهکارهایی را برای جبران وضعیت نابسامان آبی یا کاهش تهدیدهای ناشی از بحران آب ارائه کند.
آقای کریمی چون شما ۲۲ سال در سازمان محیط زیست در زمینه تالابها فعالیت داشتهاید و پنج ماهی هم هست که در وزارت نیرو مشغول کار هستید، به نظرم بتوانید درباره بزرگترین و مهمترین چالش حال حاضر آب ایران یعنی تأمین حقابه طبیعت صحبت کنید و اینکه اساسا چرا این اختلاف نظر بین مدیران و حتی کارشناسان درباره اهمیت این موضوع وجود دارد؟ و چه عواملی مانع تأمین حقابههای طبیعت شده است؟
امروزه چالش بزرگی بین کارشناسان آب از یک طرف و متخصصان محیط زیست از طرف دیگر، درخصوص نحوه تعیین نیاز آب محیطزیستی زیستبومهای آبی وجود دارد. اولی سهم طبیعت از منابع آب قابل برنامهریزی را با شاخصهای هیدرولوژیکی و دومی با شاخصهای اکولوژیکی تعیین میکند؛ اما تحلیل همین موضوع شاید یکی از کلیدواژههای دستیابی به پایداری منابع سرزمینی و گذر از چالش منابع آب امروز باشد.
در واقع تعیین «نیاز آب محیطزیستی»، قراردادی است که سهم «انسان» و «طبیعت» را از منابع آب حوضه مشخص میکند. طبیعتا قدم بعدی این تفکیک، تعیین سهم هر بخش از سرجمع مصارف انسانی شامل کشاورزی، صنعت و شرب و شهری است. متأسفانه سالهای سال توسعه جوامع بشری در بیشتر نقاط کره زمین، بدون توجه به حقابه طبیعت رخ داده و توجهی به نیازهای زیستبوم نشده است.
درحالحاضر بسیاری از سیاستمداران و مدیران شهرها و صنایع هنوز حقی در این زمینه برای طبیعت قائل نیستند و نهتنها خواهان صددرصد آب تجدیدپذیر برای اهداف خود هستند، حتی در برخی نقاط پا را از آن هم فراتر گذاشته و به دنبال انتقال آب از حوضههای مجاور به حوضههای خود هستند. از سوی دیگر در چند دهه گذشته، به اسم افزایش تولیدات کشاورزی، سهم آب طبیعت کمتر و کمتر شده و در بسیاری از حوضههای آبریز، وضعیت زیستبومهای آبی به مرحله بحران و شرایط غیرقابل بازگشت رسیده؛ درحالیکه متأسفانه در امر کشاورزی نیز توفیقات زیادی حاصل نشده و کماکان یک کشور واردکننده محصولات استراتژیک به حساب میآییم.
به گمانم کسانی که به تأمین حقابه طبیعت قائل نیستند، همان مدیران و کارشناسانی هستند که نمیخواهند باور کنند که ایران یک کشور خشک و نیمهخشک است و میانگین بارش آن یکسوم بارش جهانی و تبخیر آن سه برابر حد جهانی است. گرچه وجود چنین تفکری در بدنه مدیریتی کشور، مانع بزرگی است برای حلکردن بحران آب، باوجوداین شما چه راهکاری را برای تغییر وضعیت کنونی و تلاش برای رهایی از بحران آب پیشنهاد میکنید؟
اگر بخواهیم کوتاهترین و جامعترین عبارت راهگشا و کلیدی برای گذر از بحران آب و اصلاح امور را بیان کنیم، شاید «سازگاری با کمآبی» بهترین انتخاب باشد. به عبارت دیگر میتوان سازگاری با کمآبی را هدف اصلی طرحها و برنامههای مدیریت منابع آب و سایر منابع سرزمینی به حساب آورد.
دستاورد عملیاتیکردن سازگاری با کمآبی میتواند «افزایش سهم آب باقیمانده در طبیعت از کل منابع آب تجدیدپذیر حوضه آبریز» باشد و افزایش سهم آب طبیعت را میتوان با بررسی میزان افزایش «دبی و طول مدت جریان رودخانهها و چشمهها»، «سطح آب زیرزمینی دشتها»، «سطح آبدار و مرطوب تالابها و دریاچهها» و بالاخره «رطوبت پروفیل خاک»، راستیآزمایی کرد.
البته در سال ۹۶ کارگروه ملی سازگاری با کمآبی با مصوبه دولت در وزارت نیرو تشکیل شد و با اینکه در زمینه مطالعات پیشرفتهایی داشتند، شاید هنوز شاهد تأثیرگذاری این کارگروه در تصمیمات و برنامهریزیها نیستیم. اگر پیشنهادی دارید که بتوان سازگاری با کمآبی را در برنامهریزیها جاری کرد، بفرمایید.
اولین قدم برای تحقق هدف سازگاری با کمآبی، تفکیک و تأمین سهم طبیعت در سناریوهای مختلف تغییرات اقلیمی و در شرایط خشکسالی و ترسالی است. بدیهی است که در قدمهای بعدی، تعیین سهم بخشهای مختلف مصرف کشاورزی، صنعتی و شرب با توجه به شاخصهای متعدد اقتصادی، اجتماعی، سیاسی و امنیتی خواهد بود و بهاینترتیب رویکرد یا هدف کلان سازگاری با کمآبی «تخصیص» و «تسهیم» آب در حوضه آبریز خواهد بود.
البته دقت داشته باشیم که با تغییر اهداف کلان مدیریت آب در حوضه آبریز، لازم است شاخصها و معیارهای عملکردی و ارزیابی آن هم تغییر کند، بهعنوان مثال باید به جای شاخص «میزان تولید محصول در واحد سطح زمین» از شاخص «میزان تولید محصول در واحد حجم آب» استفاده کرد.
اما چطور میتوان اطمینان حاصل کرد که برنامهها و طرحهای مختلف بهویژه در حوزه کشاورزی در راستای سازگاری با کمآبی طراحی و اجرا شده است؟ یعنی لابد این سازگاری با کمآبی باید نمود بیرونی و عینی هم داشته باشد که مطمئن شویم تغییر و اصلاحی در حوزه مدیریت آب در حال وقوع است؟
نوسانات تراز آب زیرزمینی، تغییرات کیفی آبهای سطحی و زیرزمینی، تغییرات عمق و مساحت دریاچهها و تالابها، نسبت آب تأمینشده برای زیستبومهای آبی از آب تجدیدپذیر و همچنین شاخصهای کمی و کیفی آب در بخشهای مختلف مصرف، ازجمله میزان اشتغال در واحد حجم آب مصرفی، ارزش افزوده در واحد حجم آب در بخشهای مختلف تولید، سرانه مصرف آب شرب، نسبت آب مورد مصرف بخشهای مختلف از آب تجدیدپذیر، نسبت آب تنظیمشده یا مهارشده از کل آب تجدیدپذیر، درصد پرشدگی مخازن سدها در سالهای مختلف، مجموع برداشت غیرمجاز آب از چاههای غیرمجاز یا برداشت اضافی از چاههای مجاز نسبت به آب تجدیدپذیر سفرههای آب زیرزمینی، نوسانات سطح آب چاههای مورد استفاده شرب، مجموع مساحت اراضی کشاورزی تحت آبیاری نوین نسبت به مساحت کل اراضی کشاورزی، تولید در واحد حجم آب محصولات کشاورزی نسبت به متوسط جهانی در اقلیمهای مشابه، همگی شاخصها و معیارهای متعددی هستند که میتوان با بررسی آنها از عملیاتیشدن سازگاری با کمآبی در برنامههای مختلف اطمینان حاصل کرد.
اما دستیابی به اینها که گفتید اصلا ساده به نظر نمیرسد؛ یعنی سازگاری با کمآبی به اصلاح برنامههای کلان مدیریتی در حوزه آب نیاز دارد و لازمه آن هم اصلاح «ساختار مدیریتی» در بدنه وزارت نیرو است؛ اما میبینید که تفکر غالب در وزارت نیرو همچنان تسلط یکطرفه بر منابع آب و تصمیمگیری یکجانبه برای آن است. در این شرایط چطور میتوان امید داشت که سازگاری با کمآبی اصلا در ایران کلید بخورد؟
کارکردها و خدمات بسیار متنوع آب برای شئونات مختلف زندگی انسان و طبیعت، جایگاه منابع آب را از یک موضوع بخشی، به یک پدیده میانبخشی و فرابخشی تبدیل کرده؛ بنابراین لازم است علاوه بر وزارت نیرو، مسئولیتها و اختیارات سایر نهادهای مرتبط با آب نیز بهدرستی تبیین و سازوکارهای قانونی برای ایفای این مسئولیتها فراهم شود. برای همین باید «مدیریت بههمپیوسته منابع آب و جلب مشارکت تمامی ذینفعان و ذیمدخلان آب در حوضه آبریز» را یک راهبرد کارآمد برای تحقق هدف کلان «سازگاری با کمآبی» به حساب آورد.
راهبرد اساسی برای تحقق اهداف سازگاری با کمآبی، تجدید ساختار وزارت نیرو برای ایجاد سازوکار اجرائی «مدیریت بههمپیوسته منابع آب» در سه سطح ملی، حوضه آبریز و استانی است که اتفاقا طرحها و برنامههای مصوب ملی و استانی آن به صورت مشارکتی و با حضور همه مسئولان مرتبط با موضوع آب تهیه و برای اجرا به استانداران همه استانهای کشور ابلاغ شده که با توجه به اصلاح ساختار وزارت نیرو و ایجاد سطوح مدیریتی حوضههای آبریز، برای برنامههای استانی سازگاری با کمآبی، برشهای حوضه آبریز نیز در حال تهیه و تنظیم است.
شما در مجموع اصلاح ساختار وزارت نیرو یا بهتر بگویم اصلاح ساختار مدیریتی آب را راهکار لازم برای عملیاتیکردن سازگاری با کمآبی در ایران میدانید. حالا که دولت سیزدهم و وزیر جدید سر کار آمدهاند، برای خروج از بحران آب یا برای دستیابی به سازگاری با کمآبی پیشنهادی دارید؟
برای تحقق هدف کلان سازگاری با کمآبی و مدیریت بههمپیوسته منابع آب در سه سطح ملی، حوضه آبریز و استانی، اقدامات مهمی در دولت دوازدهم صورت گرفته از جمله تشکیل کارگروه سازگاری با کمآبی و تهیه و تصویب مشارکتی برنامههای استانی و ابلاغ آنها به استانداران برای اجرا و همچنین تغییر ساختار مدیریت آب وزارت نیرو و تقویت جایگاه فرابخش آب در کشور، اما به نظر من باید چند موضوع بهعنوان بخشی از برنامههای محوری دولت سیزدهم و وزارت نیرو در اولویت قرار گیرد. اول از همه «توجه به بازار آب و اقتصاد وابسته به آن و ایجاد سازوکارهای قانونی، اجرائی و اجتماعی حسابداری و حسابرسی آب»، دوم «کاهش فشار بر منابع آب کشور از طریق تحول در مدیریت کشاورزی و کاهش مصرف آب در این بخش، تغییر سیاست تولید برقابی از سدهای کشور، تغذیه سفرههای آب زیرزمینی و تعادلبخشی این منابع آبی و همچنین اصلاح و تکمیل شبکه پایش کمی و کیفی منابع آب کشور»، سوم «بازنگری در روششناسی و شاخصهای تخصیص و تسهیم آب در حوضههای آبریز با توجه به بههمپیوستگی در حوزه آب کشور» چهارم «تصمیمگیری در زمینه آب با کمک ساختارهای فرابخش آب در سطوح ملی (شورای عالی آب)، حوضه آبریز (شورای هماهنگی مدیریت بههمپیوسته منابع آب حوضه آبریز) و بالاخره استانی (شورای حفاظت منابع آب استان و کارگروه سازگاری با کمآبی استان).