کنسرت «پادشاه لئو» در جهنم!
۱- پاریس منفجر شد وقتی او اسلحه را کشید و کابوهای مستِ سیتی را به مسلخ فرستاد.در شب مهتابی پارکدوپرنس لئوی کبیر برای آنکه به فرشته نجات اشرافزادهها بدل شود، چون تیر از چله کمان رها شد و در پلک بهم زدنی قفس توری سیتیزنها را شعلهور کرد تا دیگر قارقار هیچ کلاغی در کنار ایفل به گوش نرسد و نام پسر امریکای لاتین ورد زبان دوآتشههای پی اسجی شود.
۲- در شب پرنور حوالی رود سِن، ورزشگاه تب آلود با هذیانهایش در چشمان لئوی ابدی به دست افشانی مشغول شد، وقتی شکارچی بیبدیل تیر خلاص را زد و چنان کولاکی به پا کرد که میلیاردها نفر پای جعبههای رنگی به این فکر کردند فوتبال تنها مرهم زخمهای ناسور زندگی است و شگفتانههای نجیبزاده سی و چهارساله میتواند به مرگ و ماتم و مویه پایان دهد.
کلانتر مسی اینبار در قامت تفنگدار پاریس، پشت دست پپ را داغ گذاشت و توپچیهای پرادعای جزیره را مبهوت ساقهای جادوییاش کرد تا پس از آخرین سوت قاضیالقضات میدان، رد طناب روی گلوی گواردیولا کاملا رویت شود و فرمانده شکستناپذیر زیر سایه دردانه روزاریو به خاموشترین رهبر دنیا بدل گردد...
۳- حالا خداوندگار مرتعِ یشمی آماده است در قلب اروپا تاجگذاری کند و با پاریسیها قاره سبز را به تسخیر خود درآورد.نابغه دوست داشتنی آغوشش را به روی جامهای زرین گشوده و دیر و دور نیست که او به تنهایی لبهای منتقدان را بههم بدوزد و ثابت کند زور جهان با تمام ستارهها و سیارههایش به مردی با کمتر از صد و هفتاد سانتیمتر قد نخواهد رسید.بهار لئو در پاییز پدرسالاران فوتبال به هزار بار دیدن و حظ بردن و کیفور شدن میارزد.
۴- هجده سال زندگی با کاتالانها و آتشبازی در نیوکمپ او را شبیه آندلسیها کرده بود و حتی زخمهای تنش به زخمهای مردمان سرزمین لورکا شباهت داشت.اما داستان یک جا باید به انتها میرسید تا او دست بانویش آنتونلا و سه فرزندش را بگیرد و در جای دیگری یقه پالتویش را بالا دهد و دلتنگیهایش را در جیبهایش پنهان کند.حالا قصه سوپر ستارهای که با گلهایش گریه را از چشمهای همه مادران دنیا پاک میکند در پاریس آغاز شده و او میرود تا معادلات دنیای فوتبال را به نفع پاری سن ژرمن و هوادارانش تغییر دهد.برای اسطوره که ماهانه ۷۱ میلیون یورو به حساب بانکیاش واریز میشود دیگر پول آن هیمنه و جذابیت گذشته را ندارد.اینگونه است که وقتی در شب ملتهب پارک دو پرنس، سیتیزنها را به رگبار میبندد با همان جمله دوستت داریم سکوها به شادترین موجود دنیا بدل میشود.مسی هم که باشی با جملهای، حرفی، حدیثی، چیزی غافلگیر میشوی و در جلد انسانهای رمانتیک فرو میروی.زندگی برای لئو اینک آنقدر رمانتیک هست که هزاران نفر اسمش را کنار ماسههای رود سن حک کنند و در کافههای شبانه به عشقش دم بگیرند.
۵- «گلزنی لیونل مسی؟ من بعد از گلزنی او جشن شادی به پا کردم. البته من معمولا بعد از گلهای تیمم زیاد خوشحالی نمیکنم، اما امشب بعد از گل مسی از شدت شادی فریاد زدم. من به اندازه کافی برای دیدن این همه گلزنی لیونل مسی مقابل تیمهای خودم وقت گذاشته بودم، پس امشب باید این گل او را جشن میگرفتم، زیرا این یکی دیگر متعلق به من بود.» اینها واگویههای مائوریسیو پوچتینو سکاندار پاری سن ژرمن پس از نبرد با سیتی در جمع خبرنگاران است.موسیو پوچتینو لابد خیلی خوش اقبال است که در خط آتش تیمش از مسی بهره میگیرد.حتی اگر محبوبیت بیحد و حصر ریش قرمز سبب شود که آقای سرمربی در سایه قرار گیرد و کمتر کسی برایش هلهله کند، باز هم تمام موفقیتهای پاری سن ژرمن در پایان جام به پای هموطن لئو نوشته خواهد شد.همو که در ۴۸ سالگی زمامدار نیمکتی شده که با تکیه بر سرمایههایش میتواند استخوانهای هر حریف گردن کلفتی را خرد کند.حتی اگر پوچتینوی گوشتتلخ ظاهرا برای مسی سینه چاک دهد و در اعماق وجودش از مانورهای بهترین ماشین گلزنی جهان خوشش نیاید، باز هم در روز مبادا او با اتکا به اعجاز بزرگترین صید پاریسیها میتواند همهچیز را به نام خود بنویسد و در قامت نجاتدهندهای قهار پاسخ ریزپرسیهای خبرنگاران را دهد.
۶- از ۲۹ آگوست که تعویض تاریخی در دیگ جوشان پارک دو پرنس انجام شد و لئو برای اولینبار با جامه پاریسیها به میدان رفت زمان زیادی نمیگذرد.او با گل چشمنواز خود در جدال با سیتیزنها پاگشایی کرد.پس حالا که راه دروازه حریفان را پیدا کرده باید منتظر گلهای دلرباتری از او با تنپوش قرمز و آبیها باشیم.توپچی بیتکرار مستطیل سبز برای سرمست کردن ناصر الخلیفی و همه دوآتشههای ارتش محبوب پایتخت فرانسه، باز هم روی دست تمام سیم خاردارها و سنگربانان بلند خواهد شد و باز هم به لطف نبوغ ذاتیاش دروازههای اندوه را به روی حریفان سیهبخت خواهد گشود.آن وقت حتما میتواند آن سوتر از کاخ ورسای با همسر و سه فرزندش قدم بزند و در قامت پادشاه امروز پاریس قصه شاهان دیروز فرانسه را برای سوگلیهایش تعریف کند.