کد خبر 573833
۱۴۰۰/۱۰/۰۸ ۱۶:۳۲
انتشار نامه کناره‌گیری مدیرعامل «خانه تئاتر» و احتمال استعفای دو عضو هیات‌مدیره

بازگشتِ دوباره به یک نقطه تکراری

ساعت۲۴-مدیرعامل خانه تئاتر دو روز قبل با انتشار متنی از سمت خود در این تشکل هنری کناره‌گیری کرد. گویی که طبق آیین‌نامه دوره مدیرعاملی شهرام گیل‌آبادی به پایان رسیده بود و ادامه فعالیت او یا فرد جدید باید پس از برگزاری مجمع عمومی تعیین تکلیف می‌شد، اما مدیرعامل خانه تئاتر می‌توانست تا زمان برگزاری مجمع به کار ادامه دهد
بازگشتِ دوباره به یک نقطه تکراری
html>

چراکه بعضی اعضای قدیمی‌تر هیات‌مدیره در مراحل گوناگون نشان داده‌اند بلد هستند از بندها و قوانینِ پیدا و پنهان به سود ادامه کار خود یا فرد مورد حمایت خود بهره بگیرند، پس هیچ مانعی بر سر راه شهرام گیل‌آبادی وجود نداشت اگر می‌خواست بی‌سروصدا به نشستن روی صندلی مدیرعاملی خانه ادامه دهد. به این ترتیب شاید بتوان خداحافظی صورت‌گرفته را به «استعفا» از هرگونه همکاری با جمع محدودی تعبیر کرد که سایه حضورشان سال‌هاست بر سر این تشکیلات سنگین است. سکوت هیات‌مدیره ظرف چهل‌وهشت ساعت گذشته هم به‌نوعی صحت این گمانه را تایید می‌کند. موضوع به همین‌جا ختم نمی‌شود، کوروش نریمانی، نادر برهانی مرند دو عضو هیات‌مدیره خانه تئاتر به شمار می‌روند که هر یک به طریقی از حدود یک سال قبل در جلسه‌ها شرکت نکرده‌اند؛ آنها نیز به‌نوعی فرآیند همکاری با خانه تئاتر را ترک گفته‌اند. می‌بینید؟ این قایق هر روز خالی‌تر می‌شود و ما دوباره به نقطه‌ شروع بازمی‌گردیم، به نقطه تاسیس خانه تئاتر و اسامی محدودِ آغازکننده راه. کوچه بن‌بستی که در سال‌های اخیر بارها تجربه کرده‌ایم و مهم‌ترینش به نشست اعتراضی ۱۸ مهرماه ۱۳۹۴ در سالن مشاهیر مجموعه تئاتر شهر انجامید؛ با حضور علیرضا نادری، علی‌اصغر دشتی، حمید پورآذری، امیر اسمی و محمدامیر یاراحمدی. نقطه‌ای که نادری اعلام کرد دیگر خود را عضو انجمن نمایشنامه‌نویسان خانه تئاتر نمی‌داند و دیگر هیچ‌وقت به ساختمان خانه تئاتر نخواهد رفت. این جمع شناخته‌شده در نشست مذکور از موانعی پرده‌ برداشتند که ظرف ۱۷ ماه حضور به آنها اجازه فعالیت نداد و با تمام قوا در برابر ایده‌های نوگرایانه و آینده‌نگرانه آنها ایستاد. چنانکه اصغر دشتی توضیح داد «ورود ما سبب شد بلافاصله کار مطالعاتی برای پاسخ به این پرسش که چه باید کرد را آغاز کنیم. شاید جا داشت قبل از انتخابات این کار را انجام می‌دادیم اما شتابزدگی‌های ایام برگزاری انتخابات مانع از این کار شد. قصد داشتیم به همراه اعضای قدیمی هیات‌مدیره نگاهی به آینده داشته باشیم. دو نکته را برای پیش‌برد اهداف درنظر گرفتیم. نخست؛ «اصلاح درون‌ساختاری» و دوم؛ «پردازش ایده بیرونی برای جامعه تئاتر.» به این دلیل که سیستم‌های سنتی دیگر کارکرد ندارند و نیاز جدی به نوسازی احساس می‌شد. بر همین اساس مصوبه تشکیل «کارگروه بهسازی خانه تئاتر» تدوین شد که به ما می‌گوید چطور باید به سوی آینده حرکت کنیم. سیستمی موردنظر بود که طی آن جای «فرد»، «خرد جمعی» جایگزین شود و برای رسیدن به هدف از طریق افرادی که به کارشناسی ساختار حقوقی اشراف داشتند وارد عمل شدیم. سپس طرح توسعه فضای‌ سخت‌افزاری تئاتر در سراسر کشور تدوین شد که برای جامعه بیرونی تئاتر مد نظر بود.» ناگفته پیداست که تمام این ایده‌ها روی کاغذ باقی ماند. علیرضا نادری نیز با طرح یک پرسش اساسی جلسه را پیش برد که «سوال ما این است، شما با تشکیلاتی که به تغییر هیچ علاقه‌ای ندارد، سازمانی که وجاهت خود را در میان جوانان از دست داده و در آن خبری از «الیت» نیست و همچنین در میان مدیرانی که باید به آن سرویس دهند وجاهت ندارد چه می‌کنید؟» و در تمام شش سالی که از طرح این پرسش گذشته هیچ‌یک از اعضا پاسخی برایش نداشته‌اند که البته دلیل کاملا روشن است. یک اندیشه اشتباه در پس ذهن اکثریت اعضا لانه کرده که «خانه تئاتر» بدون حضور فلانی دیگر خانه نیست! همان‌طورکه نادری و دشتی و اسمی در آن نشست تشریح کردند هیچ‌کس انگار برای سپردن امور به خرد جمعی آمادگی نداشته و ندارد.
حالا با انتشار متن سرگشاده شهرام گیل‌آبادی باید پذیرفت دوباره به همان روزها بازگشته‌ایم؛ نقطه صفر! مدیرعامل مستعفی می‌نویسد: «بسمه‌تعالی
به آینده امیدوارم؛ تئاتر زنده و پویاست و نفس‌به‌نفس با مردم پیش می‌رود. تمام سختی‌ها و دلمردگی‌ها را می‌دانم. تئاتر نقّاد است، تحلیل‌گر است و گاهی حتی علیه خود قد علم می‌کند. انسان، جامعه و تمامی مفاهیم عالی موضوع تئاتر هستند. صف‌آرایی خیر و شر و قیام اندیشگی و معرفتی علیه باطل اگر نبود، تئاتر معنی پیدا نمی‌کرد. از کودکی در جامعه تئاتر این کشور خود را پیدا کردم، چون باور دارم تمام فرم‌ها، مدل‌ها و روش‌ها در این هنرِ شریف برای رسیدن به پالایش و توسعه فکری و فضیلت اخلاقی جامعه است. این جریان خروشان حق‌طلبی، مخالف خفقان و سیطره استعمار هر اندیشه زیاده‌خواهی است؛ مخالف استیلای سلب اختیارات انسان خداست، استبدادگریز است و آینه تمام‌نمای راستی‌ها و کژی‌هاست برای تولید بهترین و واقعی‌ترین تصمیم مخاطب خود. هر آدمی روی زمین منحصربه‌فرد است تا جایی که بزرگ‌ترین شگفتی آفرینش، تفاوت میان تمامی موجودات روی زمین است. کسانی که در مقابل اندیشه می‌ایستند و در پی چیرگی بر معرفت جمعی و فردی که شگفتی اختیار انسان‌هاست؛ اقتدارگرایانی هستند که خودبه‌خود نسبت به فلسفه الهی زمین خدا مشرکند. هر جامعه‌ای براساس نظامی فکری در گستره‌ای فرهنگی شکل گرفته است، کشور ما با تنوع بی‌بدیل فرهنگی خود دارای توانمندی‌هایی است که اگر نادیده گرفته شوند، بزرگ‌ترین ظلم به جامعه انسانی است. امروزه به نظر می‌رسد هنر هنرمندان از جهات متنوع و متکثر زیر بار سختی‌هایی درزمانی و همزمانی است. درزمانی؛ چون همیشه در طول تاریخ حقگرایی یا حتی حرف متفاوت توسط قدرت‌طلبان مورد پذیرش نبوده و همزمانی؛ چون استبداد فرانو برای اثبات خود به نفی گفتمان‌های متفاوت به شیوه‌های مختلف می‌پردازد. اگر بخواهیم در دنیای تئاتر معاصر کشور کمی واقع‌گرا باشیم، متوجه می‌شویم که با عصر عسرت‌زده‌ای مواجهیم که همه ارکانش مغشوش است و در این اغتشاش، هنرمند اصیل زیر چرخ نابرابری‌های مدنی و اجتماعی له شده است. همگان نیک می‌دانند عادت به شعاردادن و بی‌عملی ندارم اما از باب تجربه‌ای طولانی و برای ثبت در تاریخ باید نکاتی را در این مرقومه ذکر کنم:
١- تئاتر ایران از نگاه سیاستمداران، سیاستگذاران و مسوولان، نقطه آسیبی است که در جهت اهداف آنها حرکت نمی‌کند، غافل از آنکه تئاتر اگر به اهداف عالیه خود دست یابد جامعه به ‌سمت پالایش حرکت می‌کند.
٢- تئاتر کشور نظام، ساختار و سازمانی منظم و حساب‌شده ندارد و این نقصان سبب شده است حمایت جدی از این حوزه، حتی تا برآورده‌شدن نیازهای ابتدایی هنر و هنرمندان دیده نشود.
٣- تئاتر همواره در ادوار متفاوت تاریخ مورد تهاجم مهاجمانی آشکار و پنهان بوده است اما تغییرات، مصایب و مشکلات زمانی از یک‌سو و نظارت‌های بی‌بنیاد از سوی دیگر به مخدوش‌کردن حق تالیف هنرمند دامن زده‌اند که این خود به یکی از بزرگ‌ترین آسیب‌های عصر اکنون تبدیل شده است.
٤- تئاتر همیشه و در طول تاریخ نیازمند یک صنف منسجم و مستحکم برای پیگیری اهداف صنفی و درونی خود بوده است اما تعارض منافع و فشارهای متعدد و عدم اطمینان بخش‌های دولتی باعث شده خود دولت تصدی‌گری و تولی‌گری این هنر مردمی را راسا انجام داده و برخلاف شعارهای مرسوم این روزگار، اساسا به مردم‌گرایی وقعی گذاشته نشود. شاهد ما بر این ادعا این است که حتی یک شورای صنفی برای تصمیم‌های صنفی و حرفه‌ای اجازه تاسیس نیافت.
٥- سیاست‌های غلط در همه حوزه‌ها خصوصا در موضوعِ نگاه به خصوصی‌سازی نادرست برای سلب مسوولیت حمایت از تئاتر، باعث شد محور فرهنگی تئاتر مخدوش شده و از تولید فکری و معرفتی به تولید بازاری و بازرگانی پرتاب شود و این پرتگاهی بود که بی‌کفایتی و عدم آشنایی سیاستگذاران برای تئاتر به وجود آورد.
٦- جامعه گسترده، شریف و زحمتکش تئاتر کشور امکانات مناسبی برای ارایه آثار ارزشمند خود ندارد؛ خروجی‌های سالانه علاقه‌مندان و فارغ‌التحصیلان تئاتر بی‌جایگاه، خود گواهی بر این فضای تنگ و نامتناسب است. امروزه تئاتر می‌تواند در تمام ارکان از آموزش‌وپرورش و تربیت‌ گرفته تا کاربردهای نواندیشانه و برنامه‌ریزی اجتماعی در کنار رشد کشور موثر باشد، اما ظاهرا تصمیم بر دیده نشدن این قدرت بی بدیل انسانی است. ژرف‌ترین پیشامد دو دهه اخیر تئاتر ایران بدون شک تشکل‌سازی است. دستاورد «خانه تئاتر» و شکل‌گیری و تداوم فعالیت‌های آن در صورتی که به‌ مثابه یک نظام انسجام‌بخش و هویت‌ساز فهم شود، مهم‌ترین و هوشمندانه‌ترین حرکت برای همگرایی صنفی، رشد و پیشرفت تئاتر ایران است. بررسی الگوی نهادسازی در این مجموعه نشان می‌دهد با تمام کاستی‌ها و دورنگاه‌های نافرجام، این تشکل در تئاتر کشور تولید قدرت تازه کرده است. سازمان‌های مردم‌گرا پیشران حرکت مردم‌سالاری و توسعه فرهنگی- اجتماعی هستند. این مجموعه‌ها با مدیریتی مشارکتی می‌توانند شبکه‌ای هوشمند، پیوسته و همگرا را برای رسیدن به اهداف و منافع مشترک به وجود بیاورند. شکل گرفتن صنوف و استقلال هر صنف امری لازم است، اما هستی این صنوف باید در پیوند با یکدیگر به تقویت ماهیت دستاورد بزرگ تئاتر ایران یعنی «خانه تئاتر» کمک کند. این خانه با پایداری و حمیت بسیاری شکل گرفته و تا به اینجا رسیده است. نباید فراموش کرد: «آنکه هفت اقلیم عالم را نهاد/ هر کسی را آنچه لایق بود، داد» لیاقت جامعه تئاتری ایران بیش از چیزی است که هست و رسیدن به چشم‌اندازی آینده‌پژوهانه ابتدا نیاز به همگرایی و پیوستگی دارد. بدون شک «خانه تئاتر»ی منسجم و قدرتمند با همگرایی اعضای و صنوف به دست می‌آید. شکل‌گیری صنوف قدرتمند و مستقل در عین همگرایی صنفی تمام حِرف تئاتری، می‌تواند یک گام‌ به پیش باشد. در غیر این صورت ما دستاورد تاریخی خود را به مخاطره انداخته‌ایم. این خانه باید تغییری بنیادین در خود به وجود آورد. بنیادهایی که همگان را با هر دید و منظر برای رسیدن به اهداف صنفی در درون خود داشته باشد. ما بیش از هر وقت دیگر به این «خانه» نیازمندیم.» می‌بینید! آخرین مدیرعامل هم یادآور می‌شود که خانه تئاتر نیازمند «تغییر بنیادین» است اما فحوای کلامش نشان می‌دهد امید چندانی به عملیاتی شدن این ایده ندارد.
ادامه روند معیوبی که سال‌های سال است به مسوولان این جمعِ تئاتری گوشزد می‌شود، رفته‌رفته سویه‌های مساله‌داری هم پیدا خواهد کرد. تزریق بودجه یک‌ونیم میلیاردی به تشکیلاتی که در بازرسی و حسابرسی با مساله مواجه است، شکل تزریق منابع به افراد در آن اصلا شفاف نیست، (همین اواخر بر سر تعاونی مسکن اعضا با مشکلاتی مواجه بوده) و روز به روز خودش را از حضور نیروهای دانشگاهی و فارغ‌التحصیلانِ مستعد و جوان محروم کرده است چون بمب ساعتی زیر پای خانه تئاتر عمل می‌کند. گیل‌آبادی در این باره توضیح داده: «در حال حاضر به مدد همه عزیزان زحمتکش در هیات‌مدیره خانه تئاتر، تمام زیرساخت‌های لازم برای تغییراتی بنیادین فراهم آمده است. در سه سال گذشته بودجه خانه در وزارت ارشاد و شهرداری بیش از صدوپنجاه‌ درصد رشد داشته و برخلاف گذشته مبلغ همین رشد اخذ شده است. همچنین در حال حاضر براساس یک تدبیر، خانه با بیش از پنج‌میلیارد تومان داشته نقد به‌گونه‌ای خودگردان می‌تواند اداره شود. در این سه سال، با عضویت در صندوق اعتباری هنر، بیمه تکمیلی، بیمه تامین اجتماعی، هنرکارت، تسهیلات ضروری و... از سی‌وپنج تا صددرصد رشد داشته‌ایم. بیش از پنج‌میلیارد تومان یاری ضروری از ارگان‌های مختلف برای اعضای دریافت و توزیع شده است. بیش از پنج‌میلیارد تومان خدمات، امکانات و تجهیزات برای خانه تئاتر به مشارکت گرفته شد.» گیرم شائبه‌هایی مبنی بر استعفای مدیرعامل و پیوستنش به جریان مدیریت دولتی در اداره‌ کل هنرهای نمایشی وزارت ارشاد به واقعیت بدل شود، در این صورت هم نباید نتیجه این باشد که اعضای همواره ثابت و نامتغیر خانه تئاتر چشم و گوش خود را روی خطرها ببندند، چه بسا ساختمانی که روزگاری با عشق بنا شد به محلی متروک و خالی از سکنه بدل شود که مرز بین عقل و جنون باریک است. شنیده‌ها حکایت می‌کند که بعد از انتشار متن کناره‌گیری شهرام گیل‌آبادی، دکتر مسعود دلخواه و اصغر همت نیز در حمایت از او قصد استعفا دارند. بیایید در نظر بگیریم که این امر رنگ حقیقت به خود نمی‌گیرد، همین حالا هم معلوم نیست بدون حضور چند عضو اصلی هیات‌مدیره - نادر برهانی مرند، کوروش نریمانی، محمودرضا رحیمی، مسعود دلخواه، اصغر همت - از اینجا به بعد با چه مواجه هستیم؟ رفته‌رفته داریم به شرایطی نزدیک می‌شویم که اصغر دشتی قبلا یک بار به صراحت تشریح کرد. «متاسفانه در طول بررسی‌های خود با سندی مواجه شدیم که نشان می‌داد پروانه خانه تئاتر موسسه فرهنگی و هنری به نام {...} است. یعنی اینجا خانه تئاتر نیست و ما به خانه شخصی وارد شده‌ایم و به او می‌گوییم اسباب را جابه‌جا کند.» انگار ماجرا واقعا همین است و همه چشم‌شان را بر حقیقت بسته‌اند.

ادامه روند معیوبی که سال‌های سال است به مسوولان این جمعِ تئاتری گوشزد می‌شود، رفته‌رفته سویه‌های مساله‌داری هم پیدا خواهد کرد. تزریق بودجه حداقل سالانه یک‌ونیم میلیارد تومانی به تشکیلاتی که در بازرسی با مساله مواجه است و شکل تزریق منابع به افراد در آن اصلا شفاف نیست، (همین اواخر بر سر تعاونی مسکن اعضا با مشکلاتی مواجه بوده) و روز به روز خودش را از حضور نیروهای دانشگاهی و فارغ‌التحصیلانِ مستعد جوان محروم کرده است چون بمب ساعتی زیر پای خانه تئاتر عمل می‌کند. گیرم شائبه‌هایی مبنی بر استعفای مدیرعامل و پیوستنش به جریان مدیریت دولتی در اداره ‌کل هنرهای نمایشی وزارت ارشاد به واقعیت بدل شود، در این صورت هم نباید نتیجه این باشد که اعضای همیشه ثابت و نامتغیر خانه تئاتر چشم و گوش خود را بر خطرهای در راه ببندند، چه‌بسا ساختمانی که روزگاری با عشق بنا شد به محلی متروک و خالی از سکنه بدل شود که مرز بین عقل و جنون باریک است.

شنیده‌ها حکایت می‌کند که بعد از انتشار متن کناره‌گیری شهرام گیل‌آبادی، دکتر مسعود دلخواه و اصغر همت نیز در حمایت از او قصد استعفا دارند. بیایید در نظر بگیریم که این امر رنگ حقیقت به خود نمی‌گیرد، همین حالا هم معلوم نیست بدون حضور چند عضو اصلی هیات‌مدیره -نادر برهانی مرند، کوروش نریمانی، محمودرضا رحیمی، مسعود دلخواه، اصغر همت- از اینجا به بعد با چه مواجه هستیم؟ رفته‌رفته داریم به شرایطی نزدیک می‌شویم که اصغر دشتی قبلا یک‌بار به صراحت تشریح کرد؛ «متاسفانه در طول بررسی‌های خود با سندی مواجه شدیم که نشان می‌داد پروانه خانه تئاتر موسسه فرهنگی و هنری به نام {...} است. یعنی اینجا خانه تئاتر نیست و ما به خانه شخصی وارد شده‌ایم و به او می‌گوییم اسباب را جابه‌جا کند.» انگار ماجرا واقعا همین است و همه چشم‌شان را روی واقعیت بسته‌اند.

اخبار مرتبط

نظرات کاربران

نظر شما

ساعت 24 از انتشار نظرات حاوی توهین و افترا و نوشته شده با حروف لاتین معذور است.

هنوز نظری برای این خبر تایید نشده است.

ویترین

سام
چینی زرین

ویژه
تریبون

تازه ترین اخبار
بیشتر

تبلیغات متنی

بانک