شمشیر کشی چین و روسیه بر روی آمریکا
نظام سیاسی آمریکا برخلاف نظام سیاسی حاکم بر کشور چین که از سوی یک گروه اقلیت و با درندگی سیاسی داخلی و بستن راهها و روزنه های هرراه روبه آزادی اداره می شود به صورت بنیادین تفاوت می کند. حزب کمونیست چین به بهانه اینکه ناچار است برای سیرکردن شکم میلیونها نفرچینی ناگزیر به اسبداد آهنین است و باید توسعه سیاسی فدای توسعه اقتصادی شود. از سوی دیگرروسیه ای که اکنون ساختار سیاسی اش با نفوذ الیگارشی همراه ولادیمیر پوتین اداره می شود واز همه امکانات یک کشور بزرگ بر جامانده از قبل برای تقویت نظامی گری استفاده می کند نیز استدلال می کند درصورتی که نهاد دموکراسی غربی به کارگرفته شود کشور تضعیف می شود. حال رهبران ا این دو قدرت نظامی و اقتصادی یعنی شی جین پینگ و ولادیمیر پوتین با اتحادی البته امضا نشده بهترین زمان را برای به چالش طلبیدن نظام سیای آمریکا انتخاب کرده اند . ایا این بهترین زمان برای جنگ طلبی در برابر آمریکا است ؟ واقعیت از نظر این دورهبر چنین است که جوبایدن آن رییس جمهور نیرومندی نسیت ه توانایی و اراده وتمنایی برای مبارزه باچین و روسیه در یک زمان را داشته باشد. نها گمان می کنند شکاف درمیان دوحزب جمهوریخواه و دموکرات ونیز شکاف میان شهروندان آمریکایی با کاهای دونالد ترامپ به اندازه ای شده است که اتحاد ملی در بزرگترین قدرت اقتصادی و نظامی جهان را به روزهای سخت کشانده است. از سوی دیگررهبران چین و روسیه تصور می کنند غرب شامل اروپای غربی ونیز ژاپن و کانادا و استرالیا و کره جنوبی وبرخی دیگر از کشورهای عضو ناتو مثل ترکیه دیگر همانند گذشته اتحاد ندارند و اروپایی ها از آمریکا تبعیت نمی کنند و از سوی دیر این واقعیت نیز هست که ایران و کره شمالینیز بخشی از نیروی ایالات متحده آمریکا را به خود اختصاص می دهند. به این ترتیب است که روسیه می خواهد اکراین را تصرف کند و چین نیز قصد دارد کار هنگ کنگ را یکسره کند و نیروهای خودرا د راین کشور حاکم کند. البته همه اینها تصورات و احتمالت در معادلات رهبران روسیه و چین است. اما آمریکایی ها نشان داده اند دست کم از نظر انعطاف در اجرای راهردهای خود بسیار کامیاب تر از نظام سیاسی دوکشور یاد شده اند. برقراری اتحاد نظامی اتمی با بریتانیا و استرالیا ، فعالترکردن بخش نظامی در ژاپن و کره جنوبی و نیز کنار گذاشتن دیدگاههای ترامپ در اتحاد با اروپا ونیز برگ های برنده دیگر پیدا و ناپیدا به ویژه در حوزه اقتصادی می تواند دست کم روسیه را در وضعیتی بسیار دشوار قراردهد.
ود در ایالات متحده آمریکا با توجه به اندازه قدرت این کشور ونیز جمعیت و اقتصاد ونیز نقش مهم آن در صیانت از نظم موجود جها بدون تردید سازگاری بالایی برای رودررویی با رخدادهای ناشناس در میان کشورهای بزرگ داردو این سازگاری بالا راه را برای مداوای برخی از بیماریهایی که در آن رخ می دهد هموار کرده است. یک نظام سیاسی که توانست برای یک دوره 4 ساله رییس جمهور پیچیده یا سردرگم و ترسناکمثل دوناد ترامپ را مدیریت کند و گزندی به بنیانهایش وارد نشود و راه پیشین را بازیابد را باید ارج نهاد . نظام سیاسی آمریکا برخلاف نظام سیاسی حاکم بر کشور چین که از سوی یک گروه اقلیت و با درندگی سیاسی داخلی و بستن راهها و روزنه های هرراه روبه آزادی اداره می شود به صورت بنیادین تفاوت می کند. حزب کمونیست چین به بهانه اینکه ناچار است برای سیرکردن شکم میلیونها نفرچینی ناگزیر به اسبداد آهنین است و باید توسعه سیاسی فدای توسعه اقتصادی شود. از سوی دیگرروسیه ای که اکنون ساختار سیاسی اش با نفوذ الیگارشی همراه ولادیمیر پوتین اداره می شود واز همه امکانات یک کشور بزرگ بر جامانده از قبل برای تقویت نظامی گری استفاده می کند نیز استدلال می کند درصورتی که نهاد دموکراسی غربی به کارگرفته شود کشور تضعیف می شود. حال رهبران ا این دو قدرت نظامی و اقتصادی یعنی شی جین پینگ و ولادیمیر پوتین با اتحادی البته امضا نشده بهترین زمان را برای به چالش طلبیدن نظام سیای آمریکا انتخاب کرده اند . ایا این بهترین زمان برای جنگ طلبی در برابر آمریکا است ؟ واقعیت از نظر این دورهبر چنین است که جوبایدن آن رییس جمهور نیرومندی نسیت ه توانایی و اراده وتمنایی برای مبارزه باچین و روسیه در یک زمان را داشته باشد. نها گمان می کنند شکاف درمیان دوحزب جمهوریخواه و دموکرات ونیز شکاف میان شهروندان آمریکایی با کاهای دونالد ترامپ به اندازه ای شده است که اتحاد ملی در بزرگترین قدرت اقتصادی و نظامی جهان را به روزهای سخت کشانده است. از سوی دیگررهبران چین و روسیه تصور می کنند غرب شامل اروپای غربی ونیز ژاپن و کانادا و استرالیا و کره جنوبی وبرخی دیگر از کشورهای عضو ناتو مثل ترکیه دیگر همانند گذشته اتحاد ندارند و اروپایی ها از آمریکا تبعیت نمی کنند و از سوی دیر این واقعیت نیز هست که ایران و کره شمالینیز بخشی از نیروی ایالات متحده آمریکا را به خود اختصاص می دهند. به این ترتیب است که روسیه می خواهد اکراین را تصرف کند و چین نیز قصد دارد کار هنگ کنگ را یکسره کند و نیروهای خودرا د راین کشور حاکم کند. البته همه اینها تصورات و احتمالت در معادلات رهبران روسیه و چین است. اما آمریکایی ها نشان داده اند دست کم از نظر انعطاف در اجرای راهردهای خود بسیار کامیاب تر از نظام سیاسی دوکشور یاد شده اند. برقراری اتحاد نظامی اتمی با بریتانیا و استرالیا ، فعالترکردن بخش نظامی در ژاپن و کره جنوبی و نیز کنار گذاشتن دیدگاههای ترامپ در اتحاد با اروپا ونیز برگ های برنده دیگر پیدا و ناپیدا به ویژه در حوزه اقتصادی می تواند دست کم روسیه را در وضعیتی بسیار دشوار قراردهد.