کد خبر 598548
۱۴۰۱/۰۸/۱۷ ۱۳:۰۶

ایرانیان در وحشت دلار 40 هزارتومانی

ساعت 24 - پس از رشد شتابان نرخ تبدیل هردلار آمریکا در برابر ریال ایران و رسیدن به رکورد تاریخی هردلار معادل 360000 ریال ، ابراهیم رییسی بازهم همانند یک سال تازه سپری شده و بدون درس گرفتن از ناکامی دهها دستوری که به کابینه داده و بیشتر آنها هم درباره قیمت ها بوده است به دولت دستور داد با هر نیرویی که در اختیار دارند کاری کنند قیمت دلار در برابر ریال کاهش یابد. این اتفاق اما رخ نداد و قیمت هردلار بازهم افزایش یافت. روزنامه حکومتی شده همشهری در شماره امروز 17 آبان نوشته است دلیل رشد شتابان قیمت دلار در بازارآزاد اعتراض های شهروندان است . برخی کارشناسان باوردارند قیمت هردلار آمریکا اگر خود را با نرخ های تورم این چند سال سازگارکند به 40 هزارتومان می رسد.
ایرانیان در وحشت دلار 40 هزارتومانی
dir="RTL" style="text-align:right">به نظر می رسد پس از این رخداد و سرپیچی دلار از خواست واراده رییس دولت همین روزها رییس دولت ایران برای اینکه چراغ امید دردلهای ایرانین روشن بماند و آنها چشم انداز روشنی داشته باشند در جایی بیاید و از امیدواری ها و پیشرفت ها بگوید تا شهروندان ایرانی را به آینده امیدوارکند و وعده دهد قیمت دلار کاهش خواهد یافت. اما با توجه به گزارش دیوان محاسبات کشور که خبرداده درآمد ارزی ایران از صادرات نفت 4 برابر پارسال شده است معلوم نیست دلارهای به دست آمده چرا نتوانسته است قیمت دلار رامهارکند. واقعیت این است که نوع زندگی رییسی در سه دهه گذشته که همواره یکی از ارکان قوه قضاییه بوده و نیز سالهایی نیز در منصب ریاست حرم رضوی فعالیت داشته گونه ای بوده است که وی از ژرفای درد و رنج وتحقیر شهروندان اطلاع کافی ندارد یا اینکه ترجیح می دهد شاید وقتی دیگر به این رنج مردم رسیدگی کند. کسی باید به او گزارش واقعی دهد که شهروندان ایرانی این روزها خشمگین هستند و نرخ‌های شتابان تورم که پس از هرافزایش قیمت دلار رخ می دهد درجه بی‌اعتمادی آنها را به دولت وسایر نهادهای حکومتی می‌افزاید. قدرت خرید شهروندان ایرانی هر روز کمتر از دیروز می‌شود و نوعی بی‌حسی و کرختی به آنها دست داده است. کارگران می‌بینند مدیران و صاحبان بنگاه‌های صنعتی نیز در فشار تورمی فزآینده گیر افتاده‌اند و توانایی افزایش مزد و حقوق از آنها گرفته شده و احتمال تعطیل کارخانه با کوچک‌ترین فشار از ناحیه مزدها افزایش می‌یابد. خشم فرو خفته میلیون‌ها حقوق و مزدبگیر در کارخانه‌ها، در اداره‌های دولتی، در سازمان‌ها و موسسه‌ها و بنگاه‌های دولتی چیزی است که این روزها شاهد آن هستیم و به نظر نمی‌رسد در کوتاه‌مدت کاری از دست کسی برآید و اتفاقی در مسیر افزایش قدرت خرید مردم بیفتد. این وضعیت پیامدهای ترسناکی دارد. مردم تحقیر می‌شوند و از سر بدبختی و استیصال در خود فرو می‌روند و مردان و زنان در برابر فرزندان خود که حالا نمی‌توانند بفهمند چرا ناگهان قدرت خریدشان کاهش یافته است حرفی برای گفتن ندارند. این تحقیرشدگی و بدبختی شهروندان جدای از پیامدهای اقتصادی به یأس عمومی منجر خواهد شد و کرختی و بی‌حسی در برابر هر رویدادی را دامن می‌زند. این‌گونه شده است که این روزها مردم به یکدیگر که می‌رسند می‌گویند بگذار دلار آمریکا به صد هزار تومان برسد، ما که دیگر چیزی برای از دست دادن نداریم. و این ضرب‌المثل قدیم ایرانی که «آب که از سر گذشت چه یک وجب چه صد وجب» به مرور در جامعه ایرانی این روزهای خاص بر سر زبان‌ها افتاده است.

بی‌حسی عمومی اگر در جامعه ایرانی و میان گروه‌های حقوق‌بگیر و مزدبگیر جامعه ریشه دوانده و جاگیر شود ذهن و قلب و دل آنها را از درون تهی کرده و نسبت به هر رخدادی در جامعه بی‌واکنش خواهند شد. وقتی شهروندان به چشم می بینند نمی‌توانند با میزان ثابتی از مزد همان کالایی که تا قبل از حذف دلار ترجیحی از سوی دولت را دوباره خریداری کنند و باید 50 درصد آن را با همان میزان پول خریداری کنند و این برای صدها کالا اتفاق می‌افتد دیگر از جوش و خروش می‌افتند و حتی احساس خشم هم نمی‌کنند و بی‌تفاوتی پیشه می‌کنند و منتظر می‌مانند که اگر فرصتی شد این وضع را تلافی کنند. کاهش قدرت خرید شهروندان به مرور مصرف جامعه را به زیر می‌کشد و تولید بسیاری از کالاها دیگر با رکود بازار از صرفه اقتصادی خارج می‌شود و در یک دور باطل و سخت آزاردهنده مارپیچ تورم – رکود گرفتار خواهیم شد. این‌گونه که شهروندان قدرت خرید از دست می‌دهند و تنها می‌توانند نیازهای بسیار ضروری خود مثل نان و روغن و پنیر گوشت و مرغ و تخم‌مرغ آن هم در اندازه‌های پایین را خریداری کنند.باید منتظر باشیم که بسیاری از بنگاه‌های تولیدکننده کالای غیر از کالای اساسی به سمت تعدیل نیرو پیش رفته و میزان مزد و حقوق‌بگیران خود را کاهش دهند و این یک پدیده زیانبار است که موجب می‌شود گروه‌های تازه‌ای بر کسانی که زیر خط فقر بودند اضافه شود. کاهش نیروی مزد و حقوق‌بگیر در سطح کلان باز هم از قدرت خرید جامعه کم می‌کند و در یک دور باطل دیگر این چرخه را در سطحی بالاتر و با سرعتی بیشتر به حرکت درمی‌آورد. مارپیچ تورم – رکود حالا می‌تواند تبدیل به سه‌گانه بسیار خطرناک تورم – رکود- بیکاری شود و جامعه ایرانی را وارد تونل وحشت سازد. بی‌تفاوتی و بی‌حسی شهروندان به مرور آثار و پیامدهای خاص خود را خواهد داشت و بر احساس تحقیر و سرخوردگی می‌افزاید. هنوز مردم ایران به ویژه گروه‌های کم‌درآمد جامعه پس‌انداز قبلی خود را دارند و از سر ناگزیری به آنها رجوع می‌کنند و از این منبع برخی کاستی‌ها را جبران می‌کنند، اما واقعیت این است که این پس‌انداز برای تهی‌دستان به اندازه‌ای نیست که آنها را برای یک دوره میان‌مدت در شرایط امن قرار دهد. از آنجایی که همین پس‌اندازهای ریالی شهروندان نیز در برابر نرخ فزاینده دلار –تورم آب می‌رود و ارزشش از دست می‌رود نوعی حسرت به دلی برایشان به بار خواهد آورد.

اخبار مرتبط

نظرات کاربران

نظر شما

ساعت 24 از انتشار نظرات حاوی توهین و افترا و نوشته شده با حروف لاتین معذور است.

هنوز نظری برای این خبر تایید نشده است.

ویترین

سام
چینی زرین

ویژه
تریبون

تازه ترین اخبار
بیشتر

تبلیغات متنی

بانک