تاسیس بانک سرمایه گذاری زیرساخت آسیایی
آرزوی چین برای رهبری مالی جهان
ساعت24- بانک سرمایه گذاری زیر ساخت آسیایی AIIB یک بانک بین المللی در زمینه توسعه است که طرح های زیربنایی( فرودگاه، راه آهن، جاده، ارتباطات، مخابرات و انرژی) در منطقه آسیا-پاسفیک را تامین مالی خواهد کرد. تاسیس این بانک نخستین بار در اکتبر 2013 توسط رییس جمهور چین در نشست اپک پیشنهاد شد. وی اعلام کرد که چین به منظور پشتیبانی از فرایند همگرایی و هم پیوندی توسعه اقتصادی آسیا-پاسفیک، ایجاد بانک سرمایه گذاری زیر ساخت آسیایی را برای حمایت از تامین مالی امور زیربنایی کشورهای در حال توسعه منطقه پیشنهاد می کند.
به گزارش ساعت24، این بانک با امضای یک یادداشت تفاهم توسط ۲۱ کشور در اکتبر ۲۰۱۴ تاسیس گردید. سرمایه اولیه این بانک ۵۰ میلیارد دلار است که عمدتاً توسط چین تامین شده و قرار است فعالیت رسمی بانک با رسیدن به سطح ۱۰۰ میلیارد دلار، احتمالاً از انتهای سال ۲۰۱۵ آغاز شود. وزیر خارجه چین اظهار داشته که تنها ۳۰ درخواست از ۴۲ درخواست واصله برای عضویت در بانک مزبور تایید شده است. آمریکا، ژاپن و کانادا تا کنون برای عضویت ابراز تمایل نکرده اند. با الحاق بریتانیا و سوییس و پیوستن ایران در ۱۸ فروردین و نیز الحاق امارات تعداد اعضای بنیانگذار به ۳۵ کشور رسیده است. تا کنون چهار عضو دایم شورای امنیت، ۱۸ کشور از ۳۴ عضو سازمان همکاری و توسعه اقتصادی و تمامی ۱۰ کشور (آ سه آن) به عضویت این بانک در آمده اند.
به گزارش بانک توسعه آسیایی، منطقه آسیا-پاسفیک از سال ۲۰۱۰ تا ۲۰۲۰ به ۸۰۰۰ میلیارد دلار سرمایه گذاری زیربنایی نیاز دارد. گرچه بانک سرمایه گذاری زیر ساخت آسیایی با سرمایه کنونی ۱۰۰ میلیارد دلار، به مراتب کوچک تر از بانک جهانی و بانک توسعه آسیایی با مجموع ۴۰۰ میلیارد دلار سرمایه است، ولی به خوبی به صورت تخصصی یکی از شکاف های اصلی تامین مالی منطقه یعنی امور زیر بنایی را نشانه گرفته است. در خصوص اهمیت این رویداد، لری سامرز، وزیر سابق خزانه داری آمریکا اظهار داشته که تاسیس بانک مزبور به معنای پایان رهبری اقتصادی آمریکا است و ممکن است به عنوان لحظه ای در نظر گرفته شود که آمریکا هژمونی خود در نظام اقتصاد جهانی را از دست داده است.
تاسیس این بانک توسط چین دو زمینه و دلیل عمده داشته است. ۱- شکاف عظیم سرمایه گذاری زیربنایی در آسیا ۲- نارضایتی چین از نهادهای برتن وودز، و در همین ارتباط خواست چین برای شکست هژمونی آمریکا و ایجاد نظم اقتصادی جایگزین. بر اساس همین زمینه ها، برخی صاحب نظران این اقدام چین را در حکم کودتای اقتصادی علیه نظم آمریکایی برتن وودز قلمداد کرده اند و موضع تهاجمی آمریکا در قبال این بانک را از چنین منظری تبیین می کنند.
نارضایتی چین از عدم انجام اصلاحات در صندوق بین المللی پول و بانک جهانی از دیگر دلایل اقدام این کشور برای تاسیس این بانک بوده است. به خصوص بعد از بحران مالی سال ۲۰۰۹ و ارتقاء بیش از پیش جایگاه چین در اقتصاد جهانی، این کشور انتظار داشت سهم بیشتری در نظم مالی بین الملل پیدا کرده و حق رای و امکان نقش آفرینی خود را در صندوق بین المللی پول و بانک جهانی افزایش دهد. سال گذشته کریستین لاگارد رییس صندوق بین المللی پول هشدار داده بود که وضعیت کنونی صندوق و جایگاه وتویی آمریکا در آن، کشورها را وادار می کند که به دنبال گزینه های جایگزین برای تامین مالی فرایند توسعه خود باشند.
نتایج و پیامدهای تاسیس AIIB
به نظر می رسد با تضعیف هژمونی آمریکا پس از پایان جنگ سرد، در جهانی که دیگر نه دو قطبی است و نه تک قطبی، آن چه جریان اصلی تحولات بین المللی را رقم می زند، سازوکارها و پویایی های منطقه ای است. این امر به وضوح در آسیا-پاسفیک و خاورمیانه دیده می شود. از زمان بروز بحران مالی اخیر جهانی، بازارهای نوظهور به موتور محرک توسعه و اقتصاد جهانی تبدیل شده اند و کشورهای آسیایی یک سوم اقتصاد جهان را در دست گرفته اند.
البته در تحلیل نهایی فعلا مشخص نیست که بانک سرمایه گذاری زیر ساخت آسیایی رقیب و جایگزین نهادهای برتن وودز است یا مکمل آن، چون هنوز استانداردها و رویه های عمل این بانک معلوم نیست. به همین دلیل واکنش های مقامات چینی و مسئولین نهادهای برتن وودز در خصوص زمینه های همکاری با یکدیگر بسیار محتاطانه، مبهم و دو پهلو است. واقعیت این است که:
۱- در وضعیت اقتصادی کنونی آسیا، سرمایه گذاری های زیربنایی می تواند به ایجاد تقاضا و به تبع آن اشتغال کمک نماید و محیط تولید، توزیع و مصرف را بهبود بخشد. ضمن این که قادر است اتصالات زیربنایی منطقه را تقویت کند تا همکاری اقتصادی منطقه ای را ارتقاء یابد. پس راهی است برای رشد پایدار و همگرایی اقتصادی منطقه ای.
۲- آسیا و به خصوص کشورهای در حال توسعه آن، اینک با تنگنایی جدی مواجه اند: شکاف میان تقاضای عظیم و تامین سرمایه. از یک سو زیر ساخت کنونی اقتصادهای آسیای نمی تواند پاسخگوی توسعه پایدار اقتصادی آن ها باشد و از سوی دیگر اغلب کشورهای آسیا از کمبود سرمایه گذاری زیر ساختی رنج می برند.
۳- مشکل اصلی آسیا در واقع صرفاً کمبود سرمایه نیست، بلکه کانالیزه کردن آن است. پس انداز های عظیمی در منطقه وجود دارد. چین در حدود ۴۰۰۰ میلیارد دلار و ( آ سه آن ) ۷۰۰ میلیارد دلار ذخیره ارز خارجی دارد ، ولی ابزارهای مناسب برای هدایت این ذخایر موجود نیست.
۴- بانک جهانی و بانک توسعه آسیایی ابزارهای لازم و متخصصین کافی برای هدایت این پس اندازها را در اختیار دارند، ولی جهت گیری آن ها بیشتر به سوی طرح های فقر زدایی است و با مشکلات ناشی از بوروکراسی پیچیده و کم توجهی به شرایط و نیازهای خاص بومی کشورها ( به دلیل تاکید بر اصول اجماع واشنگتن ) مواجه اند.
۵- هنوز ابهاماتی در خصوص AIIB وجود دارد: بانک چطور اداره خواهد شد؟ رویه تصمیم گیری چگونه خواهد بود؟ چه معیارهایی برای وام دهی باید اتخاذ شود؟ قوانین شفافیت و محیط زیست و غیره و بانک چگونه است؟ مقامات چینی گفته اند که بهترین استانداردهای بانک داری را اتخاذ خواهند کرد و این بانک احتمالاً سه رکن خواهد داشت: یک شورا، یک هیات مدیره، یک سازوکار نظارتی برای تضمین کارآمدی و شفافیت سیاست گذاری.
بانک سرمایه گذاری زیر ساخت با مشکلاتی نظیر ضعف عمده استانداردها، ضعف در انتخاب پروژه های مناسب و گیر افتادن در دام عدم باز پرداخت توسط کشورهای وام گیرنده مواجه است. این بانک برای موفقیت به متخصصان بومی، ظرفیت های واقعی و عینی، ساختار مدیریتی قدرتمند جهت مقاومت در برابر فشار کشورها برای وام گیری و سرمایه گذاری در پروژه های نامناسب روبه رو است. اما مهمترین چالش بانک این است که چطور سرمایه ها را به سوی مولدترین پروژه ها هدایت کند و در عین حال امنیت بازپرداخت را حفظ نماید. چون پروژه های زیربنایی معمولاً سیکل بلند مدت دارند و احتمال اتلاف سرمایه شان بالا است. سودآوری پایدار، آزمون اصلی پیش روی AIIB خواهد بود.
۶- از پایان جنگ جهانی دوم تا کنون، این نخستین بار است که کشورهای غیر غربی ( چین )، در مقابل نهادهای موسوم به برتن وودز، یک نهاد مالی بین المللی جایگزین با این گستردگی تاسیس کرده است. چینی ها نیز تا به حال تجربه اداره چنین نهادی را نداشته اند و بسیار می کوشند تا در مقابل تصویر سلطه جویانه آمریکا، خود را به عنوان یک هژمون خیرخواه معرفی کنند. به همین دلیل بارها تاکید کرده اند که قصد ندارند الگوی وتویی سلطه جویانه آمریکا را برای اداره AIIB به کار برند. گرچه چین برای استقرار و عملکرد موثر AIIB به عنوان یک نهاد مالی جایگزین راه درازی پیش رو دارد، ولی استقبال کشورهای مختلف و به ویژه متحدان نزدیک آمریکا برای پیوستن به این بانک، حاکی از جدی بودن تاثیرات آتی این نهاد در نظام مالیه بین الملل است. به خصوص اگر تاسیس این بانک را در کنار طرح های دیگر نظیر بریکس، شانگهای، بانک بریکس، راه ابریشم جدید، و غیره در نظر آوریم، تلاش برای الگوی جایگزین و جدیدی را در اداره امور بین الملل تداعی می کند.
مرجع: مرکز تحقیقات استراتژیک
به گزارش بانک توسعه آسیایی، منطقه آسیا-پاسفیک از سال ۲۰۱۰ تا ۲۰۲۰ به ۸۰۰۰ میلیارد دلار سرمایه گذاری زیربنایی نیاز دارد. گرچه بانک سرمایه گذاری زیر ساخت آسیایی با سرمایه کنونی ۱۰۰ میلیارد دلار، به مراتب کوچک تر از بانک جهانی و بانک توسعه آسیایی با مجموع ۴۰۰ میلیارد دلار سرمایه است، ولی به خوبی به صورت تخصصی یکی از شکاف های اصلی تامین مالی منطقه یعنی امور زیر بنایی را نشانه گرفته است. در خصوص اهمیت این رویداد، لری سامرز، وزیر سابق خزانه داری آمریکا اظهار داشته که تاسیس بانک مزبور به معنای پایان رهبری اقتصادی آمریکا است و ممکن است به عنوان لحظه ای در نظر گرفته شود که آمریکا هژمونی خود در نظام اقتصاد جهانی را از دست داده است.
تاسیس این بانک توسط چین دو زمینه و دلیل عمده داشته است. ۱- شکاف عظیم سرمایه گذاری زیربنایی در آسیا ۲- نارضایتی چین از نهادهای برتن وودز، و در همین ارتباط خواست چین برای شکست هژمونی آمریکا و ایجاد نظم اقتصادی جایگزین. بر اساس همین زمینه ها، برخی صاحب نظران این اقدام چین را در حکم کودتای اقتصادی علیه نظم آمریکایی برتن وودز قلمداد کرده اند و موضع تهاجمی آمریکا در قبال این بانک را از چنین منظری تبیین می کنند.
نارضایتی چین از عدم انجام اصلاحات در صندوق بین المللی پول و بانک جهانی از دیگر دلایل اقدام این کشور برای تاسیس این بانک بوده است. به خصوص بعد از بحران مالی سال ۲۰۰۹ و ارتقاء بیش از پیش جایگاه چین در اقتصاد جهانی، این کشور انتظار داشت سهم بیشتری در نظم مالی بین الملل پیدا کرده و حق رای و امکان نقش آفرینی خود را در صندوق بین المللی پول و بانک جهانی افزایش دهد. سال گذشته کریستین لاگارد رییس صندوق بین المللی پول هشدار داده بود که وضعیت کنونی صندوق و جایگاه وتویی آمریکا در آن، کشورها را وادار می کند که به دنبال گزینه های جایگزین برای تامین مالی فرایند توسعه خود باشند.
نتایج و پیامدهای تاسیس AIIB
به نظر می رسد با تضعیف هژمونی آمریکا پس از پایان جنگ سرد، در جهانی که دیگر نه دو قطبی است و نه تک قطبی، آن چه جریان اصلی تحولات بین المللی را رقم می زند، سازوکارها و پویایی های منطقه ای است. این امر به وضوح در آسیا-پاسفیک و خاورمیانه دیده می شود. از زمان بروز بحران مالی اخیر جهانی، بازارهای نوظهور به موتور محرک توسعه و اقتصاد جهانی تبدیل شده اند و کشورهای آسیایی یک سوم اقتصاد جهان را در دست گرفته اند.
البته در تحلیل نهایی فعلا مشخص نیست که بانک سرمایه گذاری زیر ساخت آسیایی رقیب و جایگزین نهادهای برتن وودز است یا مکمل آن، چون هنوز استانداردها و رویه های عمل این بانک معلوم نیست. به همین دلیل واکنش های مقامات چینی و مسئولین نهادهای برتن وودز در خصوص زمینه های همکاری با یکدیگر بسیار محتاطانه، مبهم و دو پهلو است. واقعیت این است که:
۱- در وضعیت اقتصادی کنونی آسیا، سرمایه گذاری های زیربنایی می تواند به ایجاد تقاضا و به تبع آن اشتغال کمک نماید و محیط تولید، توزیع و مصرف را بهبود بخشد. ضمن این که قادر است اتصالات زیربنایی منطقه را تقویت کند تا همکاری اقتصادی منطقه ای را ارتقاء یابد. پس راهی است برای رشد پایدار و همگرایی اقتصادی منطقه ای.
۲- آسیا و به خصوص کشورهای در حال توسعه آن، اینک با تنگنایی جدی مواجه اند: شکاف میان تقاضای عظیم و تامین سرمایه. از یک سو زیر ساخت کنونی اقتصادهای آسیای نمی تواند پاسخگوی توسعه پایدار اقتصادی آن ها باشد و از سوی دیگر اغلب کشورهای آسیا از کمبود سرمایه گذاری زیر ساختی رنج می برند.
۳- مشکل اصلی آسیا در واقع صرفاً کمبود سرمایه نیست، بلکه کانالیزه کردن آن است. پس انداز های عظیمی در منطقه وجود دارد. چین در حدود ۴۰۰۰ میلیارد دلار و ( آ سه آن ) ۷۰۰ میلیارد دلار ذخیره ارز خارجی دارد ، ولی ابزارهای مناسب برای هدایت این ذخایر موجود نیست.
۴- بانک جهانی و بانک توسعه آسیایی ابزارهای لازم و متخصصین کافی برای هدایت این پس اندازها را در اختیار دارند، ولی جهت گیری آن ها بیشتر به سوی طرح های فقر زدایی است و با مشکلات ناشی از بوروکراسی پیچیده و کم توجهی به شرایط و نیازهای خاص بومی کشورها ( به دلیل تاکید بر اصول اجماع واشنگتن ) مواجه اند.
۵- هنوز ابهاماتی در خصوص AIIB وجود دارد: بانک چطور اداره خواهد شد؟ رویه تصمیم گیری چگونه خواهد بود؟ چه معیارهایی برای وام دهی باید اتخاذ شود؟ قوانین شفافیت و محیط زیست و غیره و بانک چگونه است؟ مقامات چینی گفته اند که بهترین استانداردهای بانک داری را اتخاذ خواهند کرد و این بانک احتمالاً سه رکن خواهد داشت: یک شورا، یک هیات مدیره، یک سازوکار نظارتی برای تضمین کارآمدی و شفافیت سیاست گذاری.
بانک سرمایه گذاری زیر ساخت با مشکلاتی نظیر ضعف عمده استانداردها، ضعف در انتخاب پروژه های مناسب و گیر افتادن در دام عدم باز پرداخت توسط کشورهای وام گیرنده مواجه است. این بانک برای موفقیت به متخصصان بومی، ظرفیت های واقعی و عینی، ساختار مدیریتی قدرتمند جهت مقاومت در برابر فشار کشورها برای وام گیری و سرمایه گذاری در پروژه های نامناسب روبه رو است. اما مهمترین چالش بانک این است که چطور سرمایه ها را به سوی مولدترین پروژه ها هدایت کند و در عین حال امنیت بازپرداخت را حفظ نماید. چون پروژه های زیربنایی معمولاً سیکل بلند مدت دارند و احتمال اتلاف سرمایه شان بالا است. سودآوری پایدار، آزمون اصلی پیش روی AIIB خواهد بود.
۶- از پایان جنگ جهانی دوم تا کنون، این نخستین بار است که کشورهای غیر غربی ( چین )، در مقابل نهادهای موسوم به برتن وودز، یک نهاد مالی بین المللی جایگزین با این گستردگی تاسیس کرده است. چینی ها نیز تا به حال تجربه اداره چنین نهادی را نداشته اند و بسیار می کوشند تا در مقابل تصویر سلطه جویانه آمریکا، خود را به عنوان یک هژمون خیرخواه معرفی کنند. به همین دلیل بارها تاکید کرده اند که قصد ندارند الگوی وتویی سلطه جویانه آمریکا را برای اداره AIIB به کار برند. گرچه چین برای استقرار و عملکرد موثر AIIB به عنوان یک نهاد مالی جایگزین راه درازی پیش رو دارد، ولی استقبال کشورهای مختلف و به ویژه متحدان نزدیک آمریکا برای پیوستن به این بانک، حاکی از جدی بودن تاثیرات آتی این نهاد در نظام مالیه بین الملل است. به خصوص اگر تاسیس این بانک را در کنار طرح های دیگر نظیر بریکس، شانگهای، بانک بریکس، راه ابریشم جدید، و غیره در نظر آوریم، تلاش برای الگوی جایگزین و جدیدی را در اداره امور بین الملل تداعی می کند.
مرجع: مرکز تحقیقات استراتژیک