سردسته باند خلافکاران یک زن بود
خودم مالباختهام
بهرام در بازجوییها علاوه بر اعتراف به سرقتهای سریالی، اسرار یک زن که رییس یک گروه تبهکاران بود را فاش کرد و گفت که این زن سرش را کلاه گذاشته است.
او گفت: من بارها به اتهام دستبرد به خانهها دستگیر و زندانی شده بودم تا اینکه مدتی قبل با نام سحر آشنا شدم. چنان دلباخته او شدم که تصمیم گرفتم دور خلاف را خط بکشم و مسیر زندگیام را تغییر دهم. از سوی دیگر نمیخواستم به سحر بگویم که یک مجرم سابقهدار هستم، به همین دلیل تصمیم گرفتم هویتم را تغییر بدهم و با هویت جدید، زندگی جدیدی و دور از خلاف شروع کنم.
او گفت: یکی از دوستانم، زنی به نام شهره را به من معرفی کرد. او میگفت که شهره با افراد خلافکار کار میکند و میتواند برای من یک شناسنامه، کارت ملی و پاسپورت جعلی تهیه کند. من هم نزد شهره رفتم و از طریق او با مردی آشنا شدم که تخصصش جعل و کلاهبرداری بود. این مرد 20 میلیون تومان از من گرفت و قرار شد ظرف 48 ساعت مدارک را تحویلم بدهد اما 2 هفته گذشت و خبری نشد.
هر بار سراغ شهره میرفتم بهانه میآورد و امروز یا فردا میکرد. کمکم متوجه شدم که سرم را کلاه گذاشتهاند اما چون تحت تعقیب پلیس بودم، نمیتوانستم شکایتی علیه این زن مطرح کنم تا اینکه درنهایت پلیس دستگیرم کرد و حالا تصمیم گرفتم شهره و افرادی که با او کار میکنند را لو بدهم.
بازداشت رییس پاتوق خلافکاران
پس از اعترافات سارق سابقهدار و اطلاعاتی که او دراختیار پلیس قرار داد، ماموران راهی خانه زن جوان شدند و او را در عملیاتی غافلگیرانه دستگیر کردند. علاوه بر این زن، چند مرد خلافکار دیگر که سابقهدار بودند و در زمینه جعل، کلاهبرداری و سرقت فعالیت داشتند در خانه او دستگیر شدند. همچنین در بازرسی آنجا موادمخدر، لوازم سرقتی، نقشههای سرقت، مهر و مدارک جعلی و... کشف شد. متهمان برای انجام تحقیقات به اداره آگاهی تهران منتقل شدند. شهره در بازجوییها گفت که فقط خانهاش را به افراد تبهکار اجاره میداد و نقشی در جرایم آنها نداشت.
زن جوان برای انجام تحقیقات بیشتر و شناسایی جرایم احتمالی از سوی او، به دستور بازپرس دادسرای ویژه سرقت دراختیار ماموران اداره آگاهی تهران قرار گرفته است.
اجارهبهای سنگین خانه خلافکاران
شهره زنی 38 ساله و سابقهدار است. او میگوید نقشی در سرقت، کلاهبرداری و جعل نداشته و فقط خانهاش را به صورت ساعتی به افراد خلافکار اجاره میداده است.
چه شد که تصمیم گرفتی خانهات را اجاره بدهی؟
چون پولش خوب بود. هر یک ساعت به اندازه یک ماه اجاره خانه بود. من زن ولخرجی هستم و از سوی دیگر چون سابقهدار هستم نمیتوانم کار مناسب پیدا کنم.
از سوابقت بگو؟
از جیببری تا سرقت و زورگیری. پروندهام سیاه است. اوایل در جاهای شلوغ جیببری میکردم. بعد دستگیر شدم و به زندان افتادم. پس از آزادی عضو یک گروه خلافکار شدم که زنان را طعمه قرار میدادند. من و چند زن دیگر سر راه رانندگان قرار میگرفتیم و با فریب آنها وارد خانههایشان میشدیم. سپس بیهوششان میکردیم و خانههایشان را خالی میکردیم. اینبار هم دستگیر شدم اما پس از آزادی تصمیم گرفتم دیگر خلاف نکنم. این بود که خانهام را به تبهکاران اجاره میدادم تا خرج زندگیام تامین شود.
خانه برای خودت است؟
بله. سالها قبل با پول دزدی آن را خریدم. بعد از آن شروع کردم به ساخت اتاقک در حیاط تا آن را اجاره بدهم. مجرمان میآمدند آنجا که نقشه سرقت یا کلاهبرداری بکشند.
چه شد که تبدیل به یک خلافکار شدی؟
مشکلات زندگی. 16 ساله بودم که به زور مرا پای سفره عقد نشاندند. همسرم یک قاچاقچی حرفهای بود که مدتی بعد از ازدواج دستگیرش کردند و اعدام شد. من هم از شهرمان فرار کردم و برای کار به تهران آمدم. بعد ناچار شدم برای تامین مخارج زندگی دزدی کنم.
ظاهرا سر یک سارق را کلاه گذاشتی؟
من کلاه نگذاشتهام، سعید جاعل سرش را کلاه گذاشت. حالا هم غیبش زده و فرار کرده. وقتی دیدم سعید جاعل غیبش زده میخواستم پول سارق را پس بدهم اما او زودتر دستگیر شد و مرا لو داد.
اعتماد