از «ما میتوانیم» تا «ما نمیتوانیم»
هماکنون ۱۵ میلیون کارگر از دولت ناراضی هستند و باور دارند دولت نتوانسته است دخل و خرج آنها را به تعادل برساند و آنها در برابر نرخ تورم فزاینده بیپناه هستند. میلیونها بازنشسته، کارمند دولت، گندمکار و برنجکار و آموزگار و پرستار و ماما و پزشک و… به شکلهای گوناگون ناتوانی دولت را در ایجاد آرامش و آسایش خودشان فریاد میزنند. دولت سیزدهم یک گام برای توسعه سیاسی در داخل و آشتی با حزبها و گروههای سیاسی منتقد برنداشته است. دولت سیزدهم نتوانست برجام را به نقطهای برای امنیت بیشتر شهروندان برساند.چرا چنین شد و دولت ما میتوانیم به دولت نمیتوانیم تبدیل شد. دلایل پرشماری میتوان برای این پرسش ارائه کرد، اما بدون تردید نگاه سیاسی حاکم بر کلیت دولت و فشار رسانههای افراطی بر دولت برای استفاده نکردن از کارشناسان و متخصصان و اقتصاددانانی که جور دیگری فکر میکنند و استفاده از نیروهای ناکارآمد در حوزه اقتصاد که در نیمه راه دو وزیر اصلی تولیدی را از دست داده است دلیل اصلی شکست در تحقق وعده تاسیس دولت «ما میتوانیم» است. به عمل کار برآید به سخنرانی نیست