کد خبر 62775
۱۳۹۴/۰۲/۰۵ ۲۳:۴۳
نگاهي به تراژدي انساني در درياي مديترانه

دروازه های بسته "دژ اروپا"

ساعت 24 – عباس لقمانی: در میان دریایی که در این فصل میلیون ها اروپایی در سواحل آن تعطیلات خود را می گذرانند، تراژدی انسانی بی همتایی در روزهای اخیر شکل گرفت که بار دیگر نگاه ها را متوجه کشورهای اروپایی کرده است، هزاران پناهجو که از سواحل آفریقا سوار بر قایق ها ویا کشتیهای از رده خارج شده بودند، پیش از رسیدن به ساحل های امن ایتالیا یا یونان در اثر واژگونی یا ازدحام بیش از حد مسافران طعمه آب های مدیترانه شدند.
فقط در يك مورد، واژگوني يك كشتي جان بيش از ۹۰۰ نفر را گرفت. هر روز و هر شب گزارش هاي تراژدي هايي از اين دست اخبار رسانه هاي اروپايي را پر كرده است. چهره هاي غمگين و سوخته كساني كه از اين مهلكه ها جان سالم بدر برده بودند، اثري شگرف بر افكار عمومي اروپا داشت وهمين موضوع سياستمداران اروپايي را واداشت تا در هفته گذشته در گردهمايي كوتاهي در بروكسل به دنبال راهكاري براي جلوگيري از اين هجوم همه جانبه به اروپا باشند. راهكارهاي پيشنهادي ولي هيچ كدام نه در كوتاه مدت و نه در دراز مدت مي تواند پايان بخش چنين تراژدي هايي باشد.

ليبي، آغاز تراژدي
با فروپاشي دولت در ليبي اكنون این سرزمین به كشوري بي در و پيكر تبديل شده كه نه مرزهايش بسته است ونه قدرتي مركزي در آن وجود دارد كه جلوي هجوم كساني را كه از كشورهاي همجوار افريقايي براي مهاجرت به اروپا به اين كشور سرازير شده اند، بگيرد. حتي از كشورهاي دور دست ليبي نيز هزاران نفر هر روز به این کشور سرازير مي شوند تا در كنار ساحل مديترانه اي ليبي قايقي و يا كشتي اي را پيدا كنند كه آن ها راغير قانوني به اروپا ببرد. باند هاي زيادي از تبهكاران با دريافت بود ونبود اين بي پناهان آنان را مانند گله هاي گوسفند سوار قايق هايي مي كنند كه اصولا براي گذر از درياي مديترانه بسيار پر خطر هستند. قيمت سوار شدن بر اين قايق ها از سه هزار تا بيش از ده هزار دلاردر نظر گرفته مي شود و بسياري از اين پناهندگان در كشورهاي خود به اميد رسيدن به بهشت موعود اروپا دار وندار خود و خانواده هاي خود را فروخته وعزم اين سفر را كرده اند.

در همه اين موارد قايق ها و يا كشتي ها چندين برابر ظرفيت خود مسافر سوار مي كنند و در آنها جاي سوزن انداختن هم نيست. در مورد اخير قايقي كه در اثر غرق شدن آن بيش از ۹۰۰ نفر جان خود را از دادند، علت واژگوني، ديدن يك كشتي باري در دوردست بود كه همه سرنشينان اين قايق براي علامت دادن به آن به يك سوي قايق رفته بودند. بيشتر كشتي هايي كه از نزديكي اين قايق ها عبور مي كنند تمايلي به كمك كردن هم ندارند زيرا اگر اين پناهندگان را سوار كنند، در بندرهاي مقصد دچار مشكل مي شوند و به همين علت بارها پيش آمده كه يك كشتي باري و حتي در مواردي كشتي هاي تفريحي بدون توجه از كنار اين آووارگان در حالي كه در حال غرق شدن هستند مي گذرند.

دژي به نام اروپا

راه كارهاي پيشنهادي اخير اروپا ولي فاقد هرنوع چاره جويي اصولي است. از گشت زني هاي دريايي در نزديك سواحل ليبي گرفته تا مبارزه با باندهاي قاچاق انسان همه فقط در جهت انسداد مرزهاي دژي است كه اروپا نام دارد. "دژي " كه نمي خواهد بپذيرد كه خود تا حد زيادي در اين تراژدي انساني گنهكار است. روزنامه هاي پيشروي اروپايي در چند روز اخير بسياري از سياستمداران وسياستهاي اعمال شده از سوي سران اتحاديه اروپا را به چالش كشيده اند و كم نيستند سياستمداراني كه دولت هاي خود را مقصر مي پندارند. بسيار كساني كه توانسته اند جان سالم از اين مهلكه ها بدر برند در گفتگوهاي تلويزيوني نكاتي را بر مي شمرند كه نوك حمله را بيشتر متوجه سياستمداران اروپا مي كند. آن ها از مخاطرات و مهلكه هايي سخن مي گويند كه در طول سفر با آن روبرو بوده اند. مادري كه هنگام غرق شدن كشتي در اين فكر بوده كه كدام يك از فرزندانش را با خود نگه دارد و کدام را در دريا رها سازد و مورد هاي بسياري از اين گونه. پرداختن به اين نكات بحثي طولاني است ولي در همه اين موارد نشان داده مي شود كه كشورهاي اروپايي با سياست هاي سختگيرانه اي كه نسبت به مهاجرت در پيش گرفته اند، غير مستقيم به اين تراژدي دامن زده اند.

مهاجرت دامنه دار در آفريقا
در "آفريقا" كوچ از نقطه اي به نقطه ديگر چيز تازه اي نيست ولي در دوران گذشته اين مهاجرت هاي كوتاه مدت ومقطعي بود، در اثر پيامدهاي طبيعي قبيله به نقطه ديكري كوچ مي كرد وپس از سپري شدن مدتي باز مي گشت. در سال هاي اخير ديكر فقط حوادث طبيعي نيستند كه به كوچ كردن مردم دامن مي زنند، بلكه فقر ناشي از جنگ هاي داخلي ويا فروپاشي وابستگي هاي ملي است كه ميليون ها نفر را در امتداد خط بين شمال آفريقا و قاره سياه به كوچ كردن واداشته است.

در سومالي ديگر دولتي وجود ندارد. در سودان هنوز پيامدهاي جدا شدن جنوب از شمال به سرانجام نهايي نرسيده است. در "اريتره " "جيبوتي " "مالي" " بوركينافاسو " "نيجر" و حتي قسمت هاي شمال نيجريه و بسياري از كشورهاي ديگر اين منطقه، ناامني و فقر دامن همه را گرفته است. در اين ميان ليبي خود بستر ناامني در منطقه است وبه گفته يك كارشناس آفريقا " ليبي "اكنون به "خود پرداز "، "پمپ بنزين " و همينطور" بانك" گروه هاي افراطي اسلامي تبديل شده است، كشوري كه به دليل بي وسر ساماني داخلي كسي كنترلي بر مرزهايش ندارد و با پرداخت رشوه به راحتي مي توان وارد آن شد وراه مهاجرت به اروپا را پيدا كرد.

بخت برگشتگان در اروپا
سرنوشت اين اوارگان ولي فقط در دريا رقم نمي خورد. حتي آنان كه به خشکي در نقطه اي در اروپا پا مي گذارند با دشواري هاي بسياري مواجه هستند، از زندكي در كمپ هايي كه فاقد هر نوع امكان اسكان است تا زندگي در پارك ها يا خيابان هاي كشورهايي كه در آن به سر مي برند. اگر عده اي از اين پناهندگان بتوانند از سوي كشوري كه به ان گام نهاده اند پذيرفته شوند ، تازه دوران بس طولاني بررسي صلاحيت آنان به عنوان پناهنده آغاز مي شود/ در صورت رد اين موضوع، آنان دوباره به كشورهاي خود بازپس فرستاده مي شوند. كم نيستند كساني كه چندين بار اين مسير را طي كرده اند. در اين ميان ايتاليا كه مقصد بيشترين پناهندگان دريايي است ادعا مي كند كه به تنهايي نمي تواند به همه اين پناهندگان كمك كند و كمك هاي بيشتر اتحاديه اروپا را خواستار است. به گفته مقام هاي ايتاليا ديگر كشورها نيز بايد سهم خود را در كمك به اين پناهندگان ايفا كنند و ايتاليا را با اين معضل تنها نگذارند.

اشک تمساح
دژ آرام و مرفه اروپا گويا به اندازه كشورهاي همسايه عراق يا افغانستان ويا فلسطين امكان كمك به پناهندگان را ندارد. نگاهي به تعداد پناهندگان در خاورميانه نشان مي دهد كه كشورهاي مرفه اروپايي در اين مورد " اشک تمساح" مي ريزند. ايران حتي در زمان جنگ بيش از پنج ميليون پناهنده را پذيرفت، در اردن هنوز ميليون ها پناهنده سوري و فلسطيني زندگي مي كنند ، تركيه بيش از يك ميليون پناهنده را پذيرفته است واين ليست را مي توان همچنان ادامه داد. حال پرسش اين است كه چگونه است كه "دژ اروپا" فاقد امكان پذيرفتن تعداد پناهندگاني بسيار كمتر از اين كشورها است.
در آخرين آماري كه دولت آلمان منتشر كرد ثابت شد كه بر خلاف گفته گروه هاي دست راستي ، ميزان درآمدي كه دولت آلمان به عنوان ماليات وغيره از خارجي هايي كه در اين كشور كار مي كنند ، دريافت مي كند، بسيار بالاتر از ميزان پولي است كه اين دولت براي كمك هاي خارجي در نظر گرفته است و حتي اين مقدار از لحاظ درصد بيشتر از دريافت ماليات از خود آلمان هاست. در ديگر كشورهای اروپا هم اين آمار كمابيش صادق است.

در "دژ مرفه اروپا" به نظر مي رسد پذيرفتن مليت هاي غير اروپايي هنوز در اين جوامع به بحثي اساسي تبديل نشده است. تا هنگامي كه انسان آفريقايي و غير اروپايي به عنوان انسان هايي همانند انسان اروپايي در اروپا مورد قبول قرار نگيرد، پناهندگاني كه از راه خشكي يا دريا به اين " دژ" راه پيدا مي كنند بايد در حسرت فردايي بهتر بمانند. فصل فرار با كشتي به اروپا تازه شروع شده است. باز هم شاهد تراژدي هاي ديگري در پشت ديوارهاي "دژ" اروپا خواهيم بود،ولي دروازه هاي اين دژ همچنان بسته خواهد ماند.

اخبار مرتبط

نظرات کاربران

نظر شما

ساعت 24 از انتشار نظرات حاوی توهین و افترا و نوشته شده با حروف لاتین معذور است.

هنوز نظری برای این خبر تایید نشده است.

ویترین

سام
چینی زرین

ویژه
تریبون

تازه ترین اخبار
بیشتر

تبلیغات متنی

بانک