رنج تهیدستان و تهدید بلندمدت
محمدصادق جنانصفت
اين چالشها و دشواريها در حوزه صنعت، بانكداري، در بخش توليد غذا، در زمينه حملونقل هر روز نمايانتر ميشود. دولت يازدهم با همه نيروي كارشناس موجود و استفاده از نيروي باقيمانده اقتصاد ملي تلاش ميكند دشواريها را برطرف كند و راه ناهموار پيشرفت را به مسيري پيشرونده تبديل كند.
يكي از بدترين پيامدهاي سياستهاي اقتصادي متكيبر دخالت دادن دولت در همه امور و مسايل كسبوكار ايرانيان و فضاي اقتصاد كلان نابرابريهاي فزاينده ميان گروههاي اجتماعي است. درحالي كه امكانات رشد و توسعه صنعتي در تهران، اصفهان، خراسان و آذربايجانغربي متمركز شده است، در شرايطي كه توزيع غيرمتوازن امكانات آموزش در سطوح گوناگون نيز در پايتخت و چند مركز استان جمع شده است و در شرايطي كه خدمات نيز به طور غيرمتعادل در پهنه سرزمين توزيع شدهاند، اكنون و در آستانه تدوين برنامه ششم توسعه بايد راهي براي خوشبختتر شدن همه جامعه و كمتر شدن درد و رنج تهيدستان ايراني پيدا شود. باز كردن راه سرمايهها به مناطق كمتر آباد شده از طريق دادن برخي امتيازهاي غيررانتزاي اقتصادي شايد در برنامه توسعه ششم بتواند در دستور كار باشد.
اما اين اتفاق روزي ميافتد كه درد و رنج تهيدستان ايراني ساكن استانهاي مرزي مثل سيستان و بلوچستان، ايلام، بندرعباس، خراسانجنوبي و... براي همه مردم آشكار شود و همه بدانند كه روزگار آنها چقدر سخت است. معافيتهاي مالياتي براي سرمايهگذاريهاي بخش خصوصي، بازكردن راه ورود سرمايههاي خارجي به مناطق محروم كشور با دادن امتيازهاي ويژه از مسايلي است كه بايد در قانون برنامه ششم توسعه گنجانده شود.
فقدان توازن و عدم تعادل در توزيع ثروت و امكانات ملي و دور ماندن تهيدستان از منابع ميتواند ضمن اينكه درد و رنج تهيدستان را افزايش دهد، بقا و دوام جامعه ايراني را در بلندمدت با تهديد مواجه كند.