عطاءالله بهمنش دیگر مصاحبه نمیکند
ساعت24- حال عمومی استاد عطاءالله بهمنش این روزها خوب است اما دیگر امکان مصاحبه برای برگشت به خاطرات گذشته را ندارد.
عطاءالله بهمنش، هر چند در حال گذراندن روزهای ۹۳ سالگی خود است، اما او همچنان فرهیخته و استوار، عاشق و دلسوز ورزش ایران است. مردی که در حرفهی گزارشگری هیچگاه گاف نداد.
استاد عطاءالله بهمنش به سختی مطالبی را از گذشته به یاد میآورد. البته دوستان ورزشی استاد بهمنش در رشتههای مختلف ورزشی نیز برای جویا شدن از احوالش به او سر میزنند اما او دیگر قادر به مصاحبه نیست.
عطاءالله بهمنش
ورزشکار، نویسنده، روزنامهنگار، کارشناس مفسر، تاریخ شناس ورزش و گزارشگر رادیو و تلویزیون ایران در بیست و چهارمین روز از سال ۱۳۰۲ در کرمانشاه دیده به جهان گشود. پدیدهای که در نهمین دهه از زندگی، قلبش هنوز به عشق ورزش ایران میتپد.
جملاتی که در زیر می خوانید بخشی از گفتههای استاد عطاءالله بهمنش است که در سالروز تولدش در ایسنا به زبان آورده بود:
کار نوشتن را در مجله «امید ایران» شروع کردم. زندگی پر آب و نانی نداشتم. در همین تهران در باشگاه بانک ملی عضو بودم و وظیفه دارم اینجا از دکتر اکرامی یاد کنم. حیف است مجلس ورزشی داشته باشیم و از ایشان حرفی گفته نشود. کار ورزش و کار گزارشام با نوشتن همراه شد. دکتر به من گفت که اگر میخواهی خوب شوی ناچار هستی که بنویسی. هیچ کس به جز دکتر اکرامی به شکل خاص به من چیزی یادآوری نکرد. هر چه ایشان گفت این بود که کار کن و تجدید خدمت. اگر چیزی را ۵۰ درصد میگویی و میشکافی طوری آن را تنظیم کن که کسی از تو نرنجد. من تلاش کردم. خوب یا بد، قبول شده یا نشده، امیدوارم که مورد تایید باشد.
استاد عطاءالله بهمنش به سختی مطالبی را از گذشته به یاد میآورد. البته دوستان ورزشی استاد بهمنش در رشتههای مختلف ورزشی نیز برای جویا شدن از احوالش به او سر میزنند اما او دیگر قادر به مصاحبه نیست.
عطاءالله بهمنش
ورزشکار، نویسنده، روزنامهنگار، کارشناس مفسر، تاریخ شناس ورزش و گزارشگر رادیو و تلویزیون ایران در بیست و چهارمین روز از سال ۱۳۰۲ در کرمانشاه دیده به جهان گشود. پدیدهای که در نهمین دهه از زندگی، قلبش هنوز به عشق ورزش ایران میتپد.
جملاتی که در زیر می خوانید بخشی از گفتههای استاد عطاءالله بهمنش است که در سالروز تولدش در ایسنا به زبان آورده بود:
کار نوشتن را در مجله «امید ایران» شروع کردم. زندگی پر آب و نانی نداشتم. در همین تهران در باشگاه بانک ملی عضو بودم و وظیفه دارم اینجا از دکتر اکرامی یاد کنم. حیف است مجلس ورزشی داشته باشیم و از ایشان حرفی گفته نشود. کار ورزش و کار گزارشام با نوشتن همراه شد. دکتر به من گفت که اگر میخواهی خوب شوی ناچار هستی که بنویسی. هیچ کس به جز دکتر اکرامی به شکل خاص به من چیزی یادآوری نکرد. هر چه ایشان گفت این بود که کار کن و تجدید خدمت. اگر چیزی را ۵۰ درصد میگویی و میشکافی طوری آن را تنظیم کن که کسی از تو نرنجد. من تلاش کردم. خوب یا بد، قبول شده یا نشده، امیدوارم که مورد تایید باشد.