چگونه دموكراسي در كشوري بدون «نهاد» مي تواند به خصم خود مبدل شود
پارادوکس دموکراسی در مهد دموکراسی
ساعت 24-محمد مهدی حاتمی-باورش سخت است. در یونان، در خاک اروپا و در یکی از اولین کشورهایی که به اتحادیه اروپا پیوسته است، قفسه های فروشگاه ها خالی شده اند و نگرانی از آینده به جایی رسیده است که مردم جلوی دستگاه های خودپرداز صف کشیده اند تا حساب های بانکی شان را خالی کنند. این تصاویر، بیشتر به تصاویر کشوری مثل ونزوئلا شبیه اند که چندی قبل، افت قیمت نفت، اقتصاد نفتی اش را با بحران رو به رو کرده بود و تورم نزدیک به ۱۰۰ درصدی، اقتصاد از هم پاشیده این کشور را در می نوردید. اما اینجا یونان است، در قلب اروپا.
div align="justify">يوناني ها امروز به پاي صندوق هاي راي رفته اند تا در همه پرسي اي شركت كنند كه شرايط وام دهندگان به اين كشور را مشخص مي كند. وام دهندگان ثروتمند اروپايي كه عمدتاً هم آلماني هستند در عمل، شرط افزايش كمك هاي مالي خود به اقتصاد آشوب زده يونان را ادامه و حتي تشديد سياست هاي رياضت اقتصادي در اين كشور تعيين كرده اند و قرار است نتيجه اين همه پرسي مشخص كند كه يوناني ها كمك مالي بيشتر را در ازاي تداوم رياضت اقتصادي مي خواهند، يا خروج از اتحاديه و قطع كمك ها.
از ديگر سو، الكسيس سيپراس، نخست وزير اين كشور و طرفداران او، زلف نتيجه همه پرسي را به ميل مردم يونان به ماندن و يا خروج اين كشور از اتحاديه اروپا گره زده اند، نتيجه گيري اي كه پر بيراه هم نيست. سيپراس سوسياليست چندي قبل بر موج نارضايتي يوناني ها سوار شد و با وعده هايي راديكال مثل خروج از اتحاديه اروپا و تهديد طلبكاران آلماني به عدم باز پس دادن وام هايشان، دل يوناني ها را ربود. پارلمان و مردم اين كشور در روزهاي اوج بحران مالي، دست به دامان سوسياليسم شدند تا مگر راهي پيدا كنند به خروج از بن بستي كه گمان مي كردند مسبب آن كشورهاي ثروتمند اتحاديه اروپا هستند.
پوپوليسم در خاستگاه دموكراسي
برآمدن رهبران سياسي پوپوليست در روزگار عسرت اقتصادي و زماني كه مردم از زمين و زمان ناراضي اند، امر عجيبي نيست. ورق زدن دفتر تاريخ سياسي جهان نشان مي دهد كه در شرايط سخت، ربودن دل مردم تنها با راديكاليسم نهفته در پوپوليسم ممكن است، نه با اقدامات سنجيده و اصلاح گرايانه. نمونه ها هم كم نيستند، هيتلر در آلمان برخاسته از ويرانه هاي جنگ جهاني اول و اردوغان در تركيه آماده براي جهش اقتصادي، نمونه هاي جهاني اند. نمونه وطني هم پس زدن مهدي بازرگان محافظه كار در سالهاي ابتدايي پيروزي انقلاب اسلامي است: مردم مي خواستند سيل بيايد، باران به كارشان نمي آمد.
و امروز نوبت يونان است كه در دوگانه ميان رفرميسم و راديكاليسم، دومي را انتخاب كند و ره به تركستان ببرد. اين هم از معايب دموكراسي است در سرزميني كه خود، خاستگاه دموكراسي بوده است. يونان اين روزها نمي تواند واقع بين باشد.
سوسياليسم اما چنان كه تجربه جهاني نشان داده، نه به بهبود اوضاع، كه به فرو رفتن بيشتر يونان در باتلاق بحران اقتصادي خواهد انجاميد. نخست وزير كشوري آشوب زده را نمي توان به دليل موضع گيري هاي راديكالش محكوم كرد: آب كه از سر گذشت چه يك وجب، چه صد وجب؛ اما نمي توان دست به پيش بيني نزد. پيش بيني روزهاي آينده يونان چندان سخت نيست. در صورتي كه راي مردم يونان به خروج اين كشور از اتحاديه اروپا و حوزه پولي يورو ختم شود، يوناني ها مي مانند و اقتصادي ورشكسته، بانك هايي جارو شده، ميليون ها بيكار و واحد پولي كه بي اعتبار است.
از ديگر سو، الكسيس سيپراس، نخست وزير اين كشور و طرفداران او، زلف نتيجه همه پرسي را به ميل مردم يونان به ماندن و يا خروج اين كشور از اتحاديه اروپا گره زده اند، نتيجه گيري اي كه پر بيراه هم نيست. سيپراس سوسياليست چندي قبل بر موج نارضايتي يوناني ها سوار شد و با وعده هايي راديكال مثل خروج از اتحاديه اروپا و تهديد طلبكاران آلماني به عدم باز پس دادن وام هايشان، دل يوناني ها را ربود. پارلمان و مردم اين كشور در روزهاي اوج بحران مالي، دست به دامان سوسياليسم شدند تا مگر راهي پيدا كنند به خروج از بن بستي كه گمان مي كردند مسبب آن كشورهاي ثروتمند اتحاديه اروپا هستند.
پوپوليسم در خاستگاه دموكراسي
برآمدن رهبران سياسي پوپوليست در روزگار عسرت اقتصادي و زماني كه مردم از زمين و زمان ناراضي اند، امر عجيبي نيست. ورق زدن دفتر تاريخ سياسي جهان نشان مي دهد كه در شرايط سخت، ربودن دل مردم تنها با راديكاليسم نهفته در پوپوليسم ممكن است، نه با اقدامات سنجيده و اصلاح گرايانه. نمونه ها هم كم نيستند، هيتلر در آلمان برخاسته از ويرانه هاي جنگ جهاني اول و اردوغان در تركيه آماده براي جهش اقتصادي، نمونه هاي جهاني اند. نمونه وطني هم پس زدن مهدي بازرگان محافظه كار در سالهاي ابتدايي پيروزي انقلاب اسلامي است: مردم مي خواستند سيل بيايد، باران به كارشان نمي آمد.
و امروز نوبت يونان است كه در دوگانه ميان رفرميسم و راديكاليسم، دومي را انتخاب كند و ره به تركستان ببرد. اين هم از معايب دموكراسي است در سرزميني كه خود، خاستگاه دموكراسي بوده است. يونان اين روزها نمي تواند واقع بين باشد.
سوسياليسم اما چنان كه تجربه جهاني نشان داده، نه به بهبود اوضاع، كه به فرو رفتن بيشتر يونان در باتلاق بحران اقتصادي خواهد انجاميد. نخست وزير كشوري آشوب زده را نمي توان به دليل موضع گيري هاي راديكالش محكوم كرد: آب كه از سر گذشت چه يك وجب، چه صد وجب؛ اما نمي توان دست به پيش بيني نزد. پيش بيني روزهاي آينده يونان چندان سخت نيست. در صورتي كه راي مردم يونان به خروج اين كشور از اتحاديه اروپا و حوزه پولي يورو ختم شود، يوناني ها مي مانند و اقتصادي ورشكسته، بانك هايي جارو شده، ميليون ها بيكار و واحد پولي كه بي اعتبار است.