روزنامه شهروند24تیر
انفجار اتمی بدون بمب
انفجار اتمی بدون بمب
r />
آرمین منتظری| شبهای تعلیق و انتظار به پایان رسید. جواد ظریف از آن بالکن معروف هتل کوبورگ دل کند و توافق هستهای اعلام شد. توافقی که ظریف از آن با عنوان پایان «غیرضروریترین بحران» قرن یاد میکند. ایران و جامعه جهانی پذیرفتند بر مبنای یک بده و بستان منطقی، امتیاز بدهند و بگیرند تا صلح پابرجا شود. صلحی که قرار است همه جهانیان از منافع آن منتفع شوند. حسن روحانی، رئیسجمهوری درست میگفت؛ صلح بسیار سختتر از جنگ حاصل میشود. برای صلح باید هزینه داد. حتی باید جنگید. البته بر سر میز مذاکره. و سرانجام ساعتها و روزها فشار و تعلیق را تحمل کرد. نتیجهای هم اگر به دست آمد باید به شدت و با پرداخت هزینه فراوان از آن مراقبت کرد.
ابتدا باید بر این نکته صحه گذاشت که حقیقتا نمیتوان از تواناییهای جواد ظریف و تیمش در به نتیجه رساندن این مذاکرات که بسیاری آن را بزرگترین مذاکرات قرن میخوانند، غافل بود. ظریف البته در این مسیر متحمل فشارها و زخمزبانهای زیادی شد. جالب اینجا است که همان ظریفی که برخی در داخل خائنش خواندند از سوی دشمنش، جان کری، یک میهنپرست واقعی نامیده شد. همان ظریفی که از سوی برخی مخالفان داخلی بیش از اندازه بر سر میز مذاکره نرمش نشان میداد، باز هم از سوی دشمنش جان کری با عنوان «مذاکره کنندهای سرسخت» توصیف شد.
این روزها بسیاری از رسانههای غربی درباره تواناییهای ظریف در دیپلماسی و مذاکره می نویسند و تحلیل میکنند. شبکه بیبی سی جهانی پیشبینی کرده است که رفتارهای دیپلماتیک ظریف طی دو روز پایانی مذاکره و حضورهایش در بالکن هتل کوبورگ که به «دیپلماسی بالکنی» مشهور شده است، در آیندهای نزدیک به عنوان یکی از سرفصلهای دانشگاهی در دانشگاهها تدریس خواهد شد. حضور ظریف در بالکن هتل کوبورگ در دو روز آخر بسیار زیاد شده بود. برخی این حضور را به منزله تاکتیک ظریف در اعمال فشار بر طرف مقابل میدانستند. گویی ظریف از بالای بالکن هتل کوبورگ درهای هتل را نگاهبانی میکرد. تنها دقایقی قبل از اینکه جان کری از در هتل بیرون برود و در مقابل خبرنگاران بایستند و آن سخنان نسبتا تهدیدآمیز و منفی را درباره روند مذاکرات بر زبان بیاورد و به نوعی ایران را مسئول کند شدن روند مذاکرات بنامد، ظریف در صفحه تویترش آن توئیت معروف را نوشت و با بیان استعارهای در خصوص «عوض کردن اسبهای در مسیر»، به همه جهانیان اعلام کرد که این ایران نیست که روند مذاکرات را کند کرده است. بلکه این آمریکا است که به ناگاه موضعش را در مذاکرات عوض کرده است.
کاری که در وین انجام شد از این جهت کاری بزرگ است که رخدادی جهانی است. اگر یک گوشتان به تحلیلهای داخلی و منافعی است که ایران از این توافق به دست خواهد آورد، یک گوشتان را هم به تحلیلهای خارجی بدهید تا بشنوید که بوقهای رسانههای غربی در طی همین ساعات درباره منافع این توافق برای جهانیان چه میگویند. از روز گذشته تنها ساعاتی پس از اعلام توافق هستهای، برخی سایتهای رسانه های بزرگ آگهیهایی درباره ایران منتشر کردند. آگهیهایی با این موضوع که «آنچه درباره ایران نمیدانید»، «صادرات ایران چیست»، «واردات ایران چیست» و غیره. فارغ از این توافق هستهای مبنایی برای آغاز یک دوره روابط مبتنی بر همکاریهای چند چانبه میان ایران و قدرتهای بزرگ جهانی است. این توافق اثبات کرد که ایران را نمیتوان در پهنه تحولات جهانی نادیده انگاشت. این توافق ثابت کرد که اگر «غیرضروریترین بحران قرن» را میتوان از طریق گفتوگو با ایران از میان برد، چرا نباید درباره دیگر مسائل امنیتی جهان با ایران وارد مذاکره شد.
از سوی دیگر ایران نیز با این توافق موانع بسیار بزرگی را از پیش پای خود برداشت. براساس برنامههای بلند مدت ایران ایران باید تا افق سال ١٤٠٤ به قدرتمندترین کشور منطقه تبدیل شود. این توافق موانع پیش پای ایران را برای پیگیری این هدف برمیدارد. گویی قدرتهای جهانی نیز با این توافق پذیرفتهاند که نمی توانند در این مسیر مانع ایران شوند. تحولات منطقه طی سالهای اخیر موجب شد تا ایران و قدرتهای جهانی به درک جدیدی از وضعیت منطقه برسند. از یک ایران به این نتیجه رسید که بدون حل و فصل برخی مشکلات و برداشتن برخی موانع مجبور است با محدودیتهای زیادی در سیاستهای استراتژیکاش در منطقه در چارچوب برنامههای بلندمدتش، سر کند. از سوی دیگر غرب نیز به این نتیجه رسید که بسیاری از مشکلات منطقه را تنها میتوان به کمک ایران حل کرد. غرب به این نتیجه رسیده است که تنها نیرویی که توانایی عملی و فکری مقابله با رادیکالیزم در منطقه را دارد ایران است. اما برای شکل گرفتن این همکاری، ابتدا باید «غیرضروریترین بحران قرن» از پیش پا برداشته میشد.
ایران هرگز بمب اتمی نداشت، ندارد و نخواهد داشت. اما برای از میان برداشتن «غیرضروریترین بحران قرن» هیچ چارهای جز یک انفجار اتمی نبود. انفجاری اتمی که جواد ظریف و تیمش بدون بمب هستهای انجام دادند.
آرمین منتظری| شبهای تعلیق و انتظار به پایان رسید. جواد ظریف از آن بالکن معروف هتل کوبورگ دل کند و توافق هستهای اعلام شد. توافقی که ظریف از آن با عنوان پایان «غیرضروریترین بحران» قرن یاد میکند. ایران و جامعه جهانی پذیرفتند بر مبنای یک بده و بستان منطقی، امتیاز بدهند و بگیرند تا صلح پابرجا شود. صلحی که قرار است همه جهانیان از منافع آن منتفع شوند. حسن روحانی، رئیسجمهوری درست میگفت؛ صلح بسیار سختتر از جنگ حاصل میشود. برای صلح باید هزینه داد. حتی باید جنگید. البته بر سر میز مذاکره. و سرانجام ساعتها و روزها فشار و تعلیق را تحمل کرد. نتیجهای هم اگر به دست آمد باید به شدت و با پرداخت هزینه فراوان از آن مراقبت کرد.
ابتدا باید بر این نکته صحه گذاشت که حقیقتا نمیتوان از تواناییهای جواد ظریف و تیمش در به نتیجه رساندن این مذاکرات که بسیاری آن را بزرگترین مذاکرات قرن میخوانند، غافل بود. ظریف البته در این مسیر متحمل فشارها و زخمزبانهای زیادی شد. جالب اینجا است که همان ظریفی که برخی در داخل خائنش خواندند از سوی دشمنش، جان کری، یک میهنپرست واقعی نامیده شد. همان ظریفی که از سوی برخی مخالفان داخلی بیش از اندازه بر سر میز مذاکره نرمش نشان میداد، باز هم از سوی دشمنش جان کری با عنوان «مذاکره کنندهای سرسخت» توصیف شد.
این روزها بسیاری از رسانههای غربی درباره تواناییهای ظریف در دیپلماسی و مذاکره می نویسند و تحلیل میکنند. شبکه بیبی سی جهانی پیشبینی کرده است که رفتارهای دیپلماتیک ظریف طی دو روز پایانی مذاکره و حضورهایش در بالکن هتل کوبورگ که به «دیپلماسی بالکنی» مشهور شده است، در آیندهای نزدیک به عنوان یکی از سرفصلهای دانشگاهی در دانشگاهها تدریس خواهد شد. حضور ظریف در بالکن هتل کوبورگ در دو روز آخر بسیار زیاد شده بود. برخی این حضور را به منزله تاکتیک ظریف در اعمال فشار بر طرف مقابل میدانستند. گویی ظریف از بالای بالکن هتل کوبورگ درهای هتل را نگاهبانی میکرد. تنها دقایقی قبل از اینکه جان کری از در هتل بیرون برود و در مقابل خبرنگاران بایستند و آن سخنان نسبتا تهدیدآمیز و منفی را درباره روند مذاکرات بر زبان بیاورد و به نوعی ایران را مسئول کند شدن روند مذاکرات بنامد، ظریف در صفحه تویترش آن توئیت معروف را نوشت و با بیان استعارهای در خصوص «عوض کردن اسبهای در مسیر»، به همه جهانیان اعلام کرد که این ایران نیست که روند مذاکرات را کند کرده است. بلکه این آمریکا است که به ناگاه موضعش را در مذاکرات عوض کرده است.
کاری که در وین انجام شد از این جهت کاری بزرگ است که رخدادی جهانی است. اگر یک گوشتان به تحلیلهای داخلی و منافعی است که ایران از این توافق به دست خواهد آورد، یک گوشتان را هم به تحلیلهای خارجی بدهید تا بشنوید که بوقهای رسانههای غربی در طی همین ساعات درباره منافع این توافق برای جهانیان چه میگویند. از روز گذشته تنها ساعاتی پس از اعلام توافق هستهای، برخی سایتهای رسانه های بزرگ آگهیهایی درباره ایران منتشر کردند. آگهیهایی با این موضوع که «آنچه درباره ایران نمیدانید»، «صادرات ایران چیست»، «واردات ایران چیست» و غیره. فارغ از این توافق هستهای مبنایی برای آغاز یک دوره روابط مبتنی بر همکاریهای چند چانبه میان ایران و قدرتهای بزرگ جهانی است. این توافق اثبات کرد که ایران را نمیتوان در پهنه تحولات جهانی نادیده انگاشت. این توافق ثابت کرد که اگر «غیرضروریترین بحران قرن» را میتوان از طریق گفتوگو با ایران از میان برد، چرا نباید درباره دیگر مسائل امنیتی جهان با ایران وارد مذاکره شد.
از سوی دیگر ایران نیز با این توافق موانع بسیار بزرگی را از پیش پای خود برداشت. براساس برنامههای بلند مدت ایران ایران باید تا افق سال ١٤٠٤ به قدرتمندترین کشور منطقه تبدیل شود. این توافق موانع پیش پای ایران را برای پیگیری این هدف برمیدارد. گویی قدرتهای جهانی نیز با این توافق پذیرفتهاند که نمی توانند در این مسیر مانع ایران شوند. تحولات منطقه طی سالهای اخیر موجب شد تا ایران و قدرتهای جهانی به درک جدیدی از وضعیت منطقه برسند. از یک ایران به این نتیجه رسید که بدون حل و فصل برخی مشکلات و برداشتن برخی موانع مجبور است با محدودیتهای زیادی در سیاستهای استراتژیکاش در منطقه در چارچوب برنامههای بلندمدتش، سر کند. از سوی دیگر غرب نیز به این نتیجه رسید که بسیاری از مشکلات منطقه را تنها میتوان به کمک ایران حل کرد. غرب به این نتیجه رسیده است که تنها نیرویی که توانایی عملی و فکری مقابله با رادیکالیزم در منطقه را دارد ایران است. اما برای شکل گرفتن این همکاری، ابتدا باید «غیرضروریترین بحران قرن» از پیش پا برداشته میشد.
ایران هرگز بمب اتمی نداشت، ندارد و نخواهد داشت. اما برای از میان برداشتن «غیرضروریترین بحران قرن» هیچ چارهای جز یک انفجار اتمی نبود. انفجاری اتمی که جواد ظریف و تیمش بدون بمب هستهای انجام دادند.