اروپا باید راهبرد جدیدی در قبال ایران در پیش بگیرد
ساعت 24 - بعد از به نتیجه رسیدن توافق هسته ای ایران با شش قدرت اصلی جهان، به نظر می رسد که نگاه خریدارانه ای به معاملات و توافقات تجاری با ایران در بین کشورها وجود دارد. چنین نگاهی تعجب بر انگیز نیست. ایران اقتصادی بزرگتر از استرالیا و تقریبا دو برابر همسایه مهمش، عربستان سعودی دارد. به علاوه، ایران در روندی رو به رشد است. در حقیقت حتی با وجود طرح های محافظه کارانه( پیش از به امضا رسیدن توافقنامه)، ایران در نظر داشت تا تقریبا برابر با ایتالیا، تا ده سال آینده، در رشد و توسعه جهانی نقش داشته باشد: حدودا 270 میلیارد دلار. ورای بازار خانگی عظیم آن و بعد از سال ها تحریم، منابع نفت و گاز ایران همچنان گوهرهای باارزش این کشور هستند.
به گزارش سایت بیزنس اینسایدر، شرکت های اروپایی انتظار دارند که سردسته و پیشاهنگ باشند. روابط اروپا با تهران در مقایسه با ایالات متحده همواره کمتر دچار تنش بوده است. همچنین اروپا بعنوان وارد کننده نفت از ایران سابقه ای تاریخی دارد. قبل از تحریم ها اروپا روزانه ۶۰۰،۰۰۰ بشکه نفت از ایران وارد می کرده است که سهم بیشتری از این واردات به ایتالیا، یونان و اسپانیا متعلق بوده است. لازم به ذکر است ذخایر گازی ایران که رتبه دوم را در دنیا داراست، می تواند به مرور به اروپا راه پیدا کند و وابستگی این قاره به روسیه را کاهش دهد. با وجود موانع بسیاری که بر سر راه لوله کشی ایران- اروپا وجود دارد، می توان از راه های جایگزین ارزان تری مانند ارسال گاز مایع طبیعی استفاده نمود. به طور کلی، مدرنیزه کردن صنعت نفت ایران نیازمند سرمایه گذاری عظیمی است که حدودا ۱۰۰میلیارد دلار تخمین زده شده است. ماشین آلات و ساخت نیروگاه ها از جمله این سرمایه گذاری ها و الزاماتی است که کشور آلمان در جهان پیشتاز آن است.
فراتر از موضوع انرژی، فرصت های بیشمار دیگری مانند کالاهای مصرفی وجود دارند که می توانند برای شرکت های اروپایی جالب توجه باشند. در این زمینه شرکت های خودرو سازی آلمانی و فرانسوی می توانند از تقاضای بکری که بعد از سالها تحریم در ایران همواره برای صنعت خودرو وجود دارد، منتفع شوند. در همین راستا، صنعت هوایی نیز سود خواهد برد، چرا که ۳۰۰ هواپیما تا دهه آتی احتیاج به بازسازی خواهند داشت. این امر خود می تواند فرصت بزرگی برای "ایرباس" باشد. متاسفانه به نظر می رسد که رهبران اروپایی تا حدودی از بازگشایی فرصت های ایران غافلگیر شده باشند. بحران یونان خود بازگو کننده این مسئله است. مشکل این است رقبای دیگری که برخلاف انتظار و تصور، شامل ایالات متحده نیست، از اروپا پیشی گرفته اند. رقبای اصلی اروپا برای تجارت با ایران، روسیه و چین هستند.
با وجود اینکه روابط ایران و روسیه همواره صمیمی نبوده است، رئیس جمهور ولادیمیر پوتین در مقابله دو کشور با گروه های شورشی مانند داعش، تبدیل به شریکی برای ایران شده است. بعلاوه، روسیه از حامیان ایران در مذاکرات هسته ای بوده است و شکی نیست که ایران در این رابطه قدردان خواهد بود.
به نظر می رسد که چین می تواند رقیب اصلی اروپا به شمار رود. با توجه به نیاز سیری ناپذیر چین به انرژی، این کشور بیشتر از روسیه مکمل ایران بوده است. در واقع، تجارت ایران-چین در سال ۲۰۱۴ به ۴۴ میلیارد دلار رسید. این رقم حدودا یک سوم کل تجارت خارجی ایران است و از سال ۲۰۰۵ چهاربرابر شده است. گزارش های موردی موجود حاکی از آن است که سرمایه گذاری مستقیم خارجی چین شامل حمل و نقل، تولید برق، معدن، صنعت خودرو و نفت و گاز می شود.
از دیدگاه غرب، مشارکت چین در ایران در سال های تحریم با توافقات بین المللی در تضاد بوده است. هرچند از دیدگاه دولت ایران، تجارت و سرمایه گذاری چین در ایران موجب نجات اقتصاد ایران در سال هایی بود که تحریم های ناعادلانه اقتصاد کشور را دچار مشکل کرده بود. پاداش این حمایت ها هم اکنون در دست چین است: میلیاردها دلار پروژه های زیربنایی نفتی. ورای پول، روابط ایران-چین با داشتن تاریخ طولانی و فرهنگ های باستانی هر دو کشور و احساس مشترک قربانیِ امپریالیسم غربی شدن، محکم تر نیز شده است. نفت تنها یکی از بخش هایی است که اقتصاد دو کشور را به هم مرتبط می سازد. با آغاز پروژه "یک کمربند، یک جاده" در چین، بخش های مرتبط بیشتری نیز ایجاد خواهد شد. این پروژه در سایه رکودی که چین با آن مواجه است، به پروژه ای بسیار مرتبط برای شرکت های چینی در بخش زیربنایی چینی تبدیل شده است.
به طور خلاصه، فن آوری که ایران برای از نو ساختن اقتصاد بحران دیده اش نیاز دارد، در اختیار غرب است. اما مشکل، نبود اعتماد است. اگرچه اروپا نسبت به ایالات متحده در رابطه با ایران امتیازات بهتری دارد، اما نزدیکی بیش از حد اروپا با سیاست خارجی ایالات متحده رقابت کردن با روسیه و چین برای جلب اعتماد ایران را برای اروپا دشوار می سازد. روسیه و چین کشورهایی بودند که برای کم کردن تحریم ها و خنثی کردن خواسته های بیش از حد آمریکا تلاش کردند.
اگر اروپا مایل است که در کنار رقبای خود قرار بگیرد، باید برای به دست آوردن اعتماد ایران استراتژی جدیدی را دنبال کند.
فراتر از موضوع انرژی، فرصت های بیشمار دیگری مانند کالاهای مصرفی وجود دارند که می توانند برای شرکت های اروپایی جالب توجه باشند. در این زمینه شرکت های خودرو سازی آلمانی و فرانسوی می توانند از تقاضای بکری که بعد از سالها تحریم در ایران همواره برای صنعت خودرو وجود دارد، منتفع شوند. در همین راستا، صنعت هوایی نیز سود خواهد برد، چرا که ۳۰۰ هواپیما تا دهه آتی احتیاج به بازسازی خواهند داشت. این امر خود می تواند فرصت بزرگی برای "ایرباس" باشد. متاسفانه به نظر می رسد که رهبران اروپایی تا حدودی از بازگشایی فرصت های ایران غافلگیر شده باشند. بحران یونان خود بازگو کننده این مسئله است. مشکل این است رقبای دیگری که برخلاف انتظار و تصور، شامل ایالات متحده نیست، از اروپا پیشی گرفته اند. رقبای اصلی اروپا برای تجارت با ایران، روسیه و چین هستند.
با وجود اینکه روابط ایران و روسیه همواره صمیمی نبوده است، رئیس جمهور ولادیمیر پوتین در مقابله دو کشور با گروه های شورشی مانند داعش، تبدیل به شریکی برای ایران شده است. بعلاوه، روسیه از حامیان ایران در مذاکرات هسته ای بوده است و شکی نیست که ایران در این رابطه قدردان خواهد بود.
به نظر می رسد که چین می تواند رقیب اصلی اروپا به شمار رود. با توجه به نیاز سیری ناپذیر چین به انرژی، این کشور بیشتر از روسیه مکمل ایران بوده است. در واقع، تجارت ایران-چین در سال ۲۰۱۴ به ۴۴ میلیارد دلار رسید. این رقم حدودا یک سوم کل تجارت خارجی ایران است و از سال ۲۰۰۵ چهاربرابر شده است. گزارش های موردی موجود حاکی از آن است که سرمایه گذاری مستقیم خارجی چین شامل حمل و نقل، تولید برق، معدن، صنعت خودرو و نفت و گاز می شود.
از دیدگاه غرب، مشارکت چین در ایران در سال های تحریم با توافقات بین المللی در تضاد بوده است. هرچند از دیدگاه دولت ایران، تجارت و سرمایه گذاری چین در ایران موجب نجات اقتصاد ایران در سال هایی بود که تحریم های ناعادلانه اقتصاد کشور را دچار مشکل کرده بود. پاداش این حمایت ها هم اکنون در دست چین است: میلیاردها دلار پروژه های زیربنایی نفتی. ورای پول، روابط ایران-چین با داشتن تاریخ طولانی و فرهنگ های باستانی هر دو کشور و احساس مشترک قربانیِ امپریالیسم غربی شدن، محکم تر نیز شده است. نفت تنها یکی از بخش هایی است که اقتصاد دو کشور را به هم مرتبط می سازد. با آغاز پروژه "یک کمربند، یک جاده" در چین، بخش های مرتبط بیشتری نیز ایجاد خواهد شد. این پروژه در سایه رکودی که چین با آن مواجه است، به پروژه ای بسیار مرتبط برای شرکت های چینی در بخش زیربنایی چینی تبدیل شده است.
به طور خلاصه، فن آوری که ایران برای از نو ساختن اقتصاد بحران دیده اش نیاز دارد، در اختیار غرب است. اما مشکل، نبود اعتماد است. اگرچه اروپا نسبت به ایالات متحده در رابطه با ایران امتیازات بهتری دارد، اما نزدیکی بیش از حد اروپا با سیاست خارجی ایالات متحده رقابت کردن با روسیه و چین برای جلب اعتماد ایران را برای اروپا دشوار می سازد. روسیه و چین کشورهایی بودند که برای کم کردن تحریم ها و خنثی کردن خواسته های بیش از حد آمریکا تلاش کردند.
اگر اروپا مایل است که در کنار رقبای خود قرار بگیرد، باید برای به دست آوردن اعتماد ایران استراتژی جدیدی را دنبال کند.